
صلوات؛ ذكر خداوند و فرشتگان
اللهم صل علي محمد و آله وسلم : خداوندا، بر محمد و آلش درود و رحمت فرست.
در بزرگي و جايگاه ذكر صلوات، همين بس كه حق تعالي ميفرمايد: «إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبّي يا أَيُّهَاالَّذينَ آمَنوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّموا تَسْليماً؛ بهطور قطع خدا و فرشتگان او بر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم درود و رحمت ميفرستند. اي گروه مؤمنان، شما نيز بر او صلوات و درود بفرستيد و سلام دهيد؛ سلامي كه در خور شأن و بزرگي مقام او باشد.»
در اين آيه، حق تعالي ذكر صلوات را به عنوان ذكر خود و فرشتگان معرفي كرده است و مؤمنان را نيز به اين امر دعوت مينمايد. در رابطه با معناي صلوات خدا و فرشتگان و مؤمنان در آيهي شريفه تنها به تحليل روايتي از امام صادق عليه السلام ميپردازيم.
عن ابن أبي حمزه عن أبيه قال: سألت أبا عبدالله عليه السلام عن قول الله عزوجل: «ان الله و ملائكتة يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليماً» فقال:«الصلاة من الله عّزوجّل رحمة، و من الملائكة تزكية و من الناس دعاء و اما قوله عزوجل: «و سلموا تسليماً»؛ يعني التسليم له فيما ورد عنه».
ـ راوي ميگويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم كه منظور از سخن خداوند در قرآن كه ميفرمايد: «ان الله و ملائكته...» چيست؟ حضرت فرمودند: صلوات خدا بر پيامبر همان رحمت اوست و از سوي فرشتگان تزكيه است و از جانب مؤمنان دعاي «اللهم صل علي محمد و آل محمد» است و معناي «و سلموا تسليماً» تسليم بودن و پايبندي در برابر فرمانهايي است كه از ناحيهي آن حضرت در شرع مقدس اسلام وارد شده است.
آثار صلوات
يكم. آثار صلوات خدا بر محمد و آل محمد صلي الله عليه واله وسلم
چنانكه از اين روايت به دست ميآيد، صلوات خدا بر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و آل او همان ظهور و تجلي وجودي و ايجادي حضرت حق به فيض رحماني در ظرف تعين و مجلاي أتّم خويش؛ يعني حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه واله وسلم و اهلبيت عليهم السلام است كه نتيجهي آن، ارتقاي مراتب قربي و ظهوري آن بزرگواران است؛ پس هر اندازه تجليات رحمانيِ حق تعالي در اين ظرف ـ كه ظرف تعيّن تام ظهوري حضرت حق است ـ شكوفا شود، آثار اين تجليّات به طور سعي و انبساطي از اين تعين به ديگر مراتب تعينات سرايت و انعكاس تمامتر مييابد و سبب قرب و وصول هرچه بيشتر آنها ميشود؛ بر اين پايه آثار و بركات صلوات خدا بر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و آل او نه تنها متوجه آن حضرات است، بلكه به تبع آنان متوجه همهي موجودات؛ بويژه مؤمنان و فرستندگان صلوات است.
دوم. آثار صلوات خدا بر فرشتگان «صلوات اللّه عليهم»
حضرت زينالعابدين عليه السلام در صحيفهي نوراني سجاديه به اين معنا اشاره ميفرمايد: «و صل عليهم صلوة تزيدهم كرامة علي كرامتهم و طهارة علي طهارتهم؛ بر ايشان عليه السلام درود فرست تا بر كرامت و پاكي آنان بيفزايد.» با عنايت به بيان حضرت درمييابيم كه آثار صلوات خدا بر فرشتگان افزايش كرامت و طهارت فرشتگان و وصول ايشان به مراتب عاليتر اهل بيت عصمت و طهارت ميباشد.
سوم. آثار صلوات خدا و رسول بر مؤمنان
آثار صلوات خدا بر مؤمنان، بيرون رفتن آنها از تاريكي به نور و رسيدن ايشان به مرتبهي اسم سلام است، چنانكه حق تعالي خطاب به مؤمنان ميفرمايد:
«هو الذي يصلّي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور و كان بالمؤمنين رحيماً تحيتهم يوم يلقونه سلام و أعدّ لهم أجراً كريماً؛ اوست خدايي كه هم او و هم فرشتگان او بر شما بندگان مؤمنش درود و رحمت ميفرستد، براي اين كه شما مؤمنان را از تاريكيها بسوي نور و روشنايي هدايت مينماييد؛ چراكه او بر اهل ايمان رؤوف و مهربان است. خداوند، مؤمنان را در سايهي رحمت خود به مرتبهاي ميرساند كه هرگاه به شرف فيض ديدار او برسند، به او سلام مينمايند و حق براي آنها پاداش كريمانه و بزرگوارانه فراهم نموده است».
همچنين حق تعالي خطاب به پيامبر صلي الله عليه واله وسلم ميفرمايد:
«خذ من أموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها و صلّ عليهم، إن صلاتك سكن لهم و الله سميع عليم؛ اي رسول ما، از اموال و دارايي آنان صدقاتي را دريافت كن تا به اين وسيله، باطن نفوس ايشان را از آلودگيها و تعلقات پاك و مطهر سازي و در اين هنگام بر آنها صلوات فرست؛ چرا كه صلوات تو بر آنها مايهي سكون و آرامش خاطر آنان ميگردد و خداوند شنوا و داناست».
چنانكه ميبينيم خداوند، صلوات پيامبر صلي الله عليه واله وسلم نسبت به ديگران را باعث آرامش دلها قرار داده است.
چهارم. آثار صلوات فرشتگان بر محمد و آل محمد صلي الله عليه واله وسلم
روايتهاي معصومان عليهم السلام بيان ميدارد كه آفرينش فرشتگان از انوار خمسهي طيبه عليهم السلام است؛ بر اين پايه آنان نيز پديدههاي نوري هستند و چون نور مقول به تشكيك و داراي مراتب شدت و ضعف هستند، صلوات فرشتگان بر محمد و آلش عليه السلام باعث ازدياد مراتب نوري و ارتقا و قرب مبدأ نوري آنان ـ محمد و آل محمد عليهم السلام ـ به حضرت نورالانوار ميگردد و به تبع قرب نوري آنان به حضرت حق، قرب نوري فرشتگان نيز بيشتر ميگردد.
با توجه به اين حقيقت، بيان امام در روايت ابي حمزه به اين معناست كه وقتي ملايكه بر محمد و آل محمد صلوات ميفرستند ـ با توجه به آثار متقابل صلوات ـ اين امر سبب طهارت و نورانيت هر چه بيشتر آنها ميشود.
پنجم. آثار صلوات مؤمنان بر محمد و آل محمد عليه السلام
مؤمنان با دعا و صلوات فرستادن بر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و آل او درياي مواج و متلاطم رحمت واسعهي حق را در ظرف تعيّن اول و مقام ختمي بيشتر به جوش و خروش در ميآورند و به اين وسيله، زمينههاي قرب هرچه بيشتر آن حضرت به حقتعالي و انعكاس اثر آن قرب در خود، بلكه در همهي پديدهها را فراهم ميآورند، چنانكه با پرتاب سنگ به استخر لبريز از آب، از كانون و مركز نقطهاي كه سنگ با آب برخورد كرده است، امواج آب به صورت پيدرپي بر سطح آب ظاهر ميشود و گسترهي آن همهي فضاي سطح روي آب را فرا ميگيرد و از كنارهي استخر، سرريز ميشود. گواه صدق اين حقيقت، روايتهايي است كه به بعضي از آنها اشاره ميشود:
ـ عَنْ أَبي بَصير، عَن أَبي عَبْدِاللّه عليه السلام قال: «إِذا ذُكرَ النَّبيّ صَلَّي اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ فَأَكْثِروا الصَّلاةَ عَلَيهِ، فَأِنَّهُ مَنْ صَلّي عَلي النَّبِّيِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ و آلِه صَلاةً واحِدَةً صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ أَلْفَ صَلاةٍ في أَلْفِ صَفٍّ مِنَ المَلائِكَةِ، وَ لَمْ يَبقِ شَيء مِمّا خَلَقَهُ اللّهُ الا صَلّي عَلَي العَبْد لِصَلاةِ اللّهِ عَلَيهِ وَ صَلاةِ مَلائكَتِهِ، فَمَنْ لَمْ يَرْغَبْ في هذا فَهُوَ جاهلٌ مَغرورٌ، قَدْ بَرَأ اللّهُ مِنْهُ وَ رَسولُه وَ أَهْلُ بَيْتِه؛ ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل ميكند كه حضرت فرمود: هنگامي كه ياد پيامبر صلي الله عليه واله وسلم ميشود، بر او بسيار صلوات بفرستيد؛ چرا كه هر شخصي بر حضرتش يك صلوات فرستد، خداوند در برابر آن، هزار صلوات و درود در ميان هزار صف از فرشتگان بر وي ميفرستد و هيچ نمودي نميماند، مگر آنكه بر او به تبعيت از حق، صلوات ميفرستد؛ پس هر كس اين بيان را بشنود، ولي با اين وجود، رغبت به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه واله وسلم نيابد، انساني است جاهل و مغرور كه خدا و رسول و اهل بيتش از او بيزارند».
از اين بيان روشن ميشود كه هرگاه حقتعالي براي بندهاي از بندگانش صلوات فرستد، همهي ظهوراتش از فرشتگان تا ديگر آفريدگان به تبعيت از حق، بر چنين بندهاي صلوات ميفرستند.
خوشا به حال بندهاي كه چنين موقعيت قربي در سايهي صلوات به حق تعالي مييابد.
و فرشتگانش بر او صلوات ميفرستند؛ پس هر كس ميخواهد، كم صلوات بفرستد و هر كس ميخواهد، زياد بفرستد.
ـ صلوات بلند كدورت و نفاق را از دلها بر ميدارد:
عن ابي عبدالله عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه واله وسلم : «إِرْفَعوا أَصْواتِكُم بِالصَّلاةِ عَلَيَّ فَأنَّها تَذْهَبُ بالنِّفاق؛ امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم نقل ميفرمايد كه حضرت فرمود: صداهاي خود را به ذكر صلوات بر من بالا ببريد؛ چرا كه چنين صلواتي زنگار نفاق و دو رويي را از آينهي دل انسان پاك ميسازد».
ـ صلوات، آلودگي گناه را پاك ميسازد:
قال الرضا عليه السلام في حديث: «مَنْ لَمْ يَقدِرْ عَلي ما يَكْفُرُ بِهِ ذُنُوبُه فَلْيَكْثُرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلي مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد فإنَّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدْماً؛ حضرت رضا عليه السلام در حديثي فرمود: هر فردي توان ندارد خود را از آلودگي گناه پاك سازد، بسيار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد؛ زيرا اين كار گناهان او را بهگونهاي شگفتانگيز از ميان ميبرد».
ـ ثواب صلوات برابر است با ثواب تسبيح و تحليل و تكبير برابر است:
و قال عَلَيهِالسَّلام: «ألصَّلاةُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّوَجَلَّ التَّسبيحَ وَالتّحليلَ وَ التَّكبير؛ صلوات بر محمد و آل محمد نزد خداي عزوجل معادل تسبيح، تحليل و تكبير بر حق است».
با توجّه به آثار و نتايجي كه بر صلوات مترتب است، حضرت علي عليه السلام ميفرمايند: «فأكثروا من الصلوة علي نبيّكم، إن اللّه و ملائكته يصلّون علي النّبي يا أيهاالذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليما؛ پس بر پيامبرتان زياد صلوات بفرستيد (زيرا به نص صريح آيهي شريفه) خداوند و فرشتگانش بر او صلوات و درود ميفرستند».
رابطهي صلوات و دعا
بر پايهي روايتها و سيرهي عملي حضرات معصومان عليهم السلام هرگاه دعاها با صلوات همراه گردد، تأثير بسزايي در استجابت دارد. در واقع ما ميتوانيم با صلوات بر محمد و آل محمد برآورده شدن حوايج خود را قطعي نماييم و به اينوسيله دعاهاي خود را از تيررس عدم استجابت مصون و محفوظ بداريم:
عَنْ أَبي عَبْدِاللّه عَلَيهِ السَّلام قال: كُلُّ دُعاءٍ يُدْعي اللّهُ ـ عَزَّوَجَلّ ـ بِه مَحْجوبٌ عَنِ السَّماء حَتّي يُصَلّي عَلي' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛ حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: هر دعا و نيايشي كه خداوند «عزوجلّ» به آن خوانده ميشود از آسمان بالا نميرود، مگر آنكه با صلوات بر محمد و آل محمد همراه گردد».
در روايت ديگري امام صادق عليه السلام دربارهي راهكار و شيوهي عملي استجابت دعا ميفرمايد: مَنْ كانَتْ لَهُ إليَ اللّهِ عَزَّوَجلّ حاجَةً فَلْيَبدء بِالصَّلاةِ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يسأَلْ حاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمْ بِالصَّلاةِ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد فانَّ اللّه ـ عَزَّوَجلّ ـ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرفيْنِ و يَدَعَ الوَسَطَ إِذْ كانَتِ الصَّلاةُ عَلي' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْه؛ هر كس در درگاه خداوند «عزوجل» حاجت و نيازي دارد، پيش از باز گفتن نياز خود، بر محمد و آل محمد صلوات فرستد و سپس حاجت خود را از خداوند متعال درخواست نمايد و پس از آن خواستهي خود را با صلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد؛ چرا كه خداوند عزوجل بزرگوارتر از آن است كه دو طرف دعا را كه مشتمل بر صلوات بر محمد و آل محمد است، مستجاب كند (زيرا صلوات بر محمد و آل محمد از دعاهاي پذيرفته شده و مستجاب است) ولي وسط و ميانهي دعا را كه عرض حاجت بنده است، رها سازد؛ زيرا صلوات بر محمد و آل محمد از خداوند پوشيده نمي شود».
با توجه به روايتهاي ياد شده، بايد گفت: صلوات جزو اساسيترين اصول دعاكردن است؛ چنانكه اين اصل در صحيفه رعايت شده است و همهي فرازها و فقرات دعاهاي آن حضرت عليه السلام با صلوات بر محمد و آل محمد همراهي ميشود؛ اگرچه هيچ يك از اين صلواتها تكراري نيست و هريك معنا و مصداق ويژهاي از صلوات است.
اميرمؤمنان در روايتي ميفرمايد: «صلّوا علي النبي و آله ـ صلي اللّه عليه و عليهم ـ فان اللّه يتقبل دعاءكم عند ذكره و رعايتكُم له؛ بر پيامبر و خاندان او درود بفرستيد؛ زيرا دعاهايتان با صلوات بر محمد و آل محمد و رعايت حقوق آنان، مقرون به اجابت و قبول ميگردد».
لزوم صلوات بر خاندان پيامبر صلي الله عليه واله وسلم
صلوات بر آل رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم جزو جداناپذير صلوات است؛ چنانكه نگارنده در درس خارج فقه و شرح فصوص خود آن را براساس روايتهاي وارده به قوّت دنبال نموده و اثبات كردهاست و در اينجا تنها به عنوان نمونه به ذكر يك روايت بسنده ميشود: عَنْ أَبانِ بنِ تَغْلِبْ عَنْ أَبي جَعْفَرٍ عَنْ آبائِه عليه السلام قال: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه واله وسلم : «مَنْ صَلّي عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلي آلي لَمْ يَجِدْ ريحَ الجَنَّةِ وَ إِنَّ ريحَها لَتوجَدُ مِنْ مَسيرَةِ خَمْسِ مِئَةَ عامٍ؛ ابان بن تغلب از امام باقر عليه السلام و آن حضرت از پدران معصومش عليهم السلام و آن بزرگواران از رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم نقل ميكنند كه پيامبر صلي الله عليه واله وسلم فرمودند: هر كس بر من صلوات فرستد، ولي بر آل من درود نفرستد، نسيم بهشتي را كه از پانصد سال راه به مشام ميرسد، استشمام نمينمايد».
حضرت ابراهيم عليه السلام و صلوات
دربارهي چگونگي ذكر صلوات در بعضي روايتها اينگونه آمده است: «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ عَلي إِبراهيمَ وَ آلِ إِبراهيم انَّكَ حَميدٌ مَجيد، مانند صلوات از خداوند ميخواهد كه همانگونه بر حضرت ابراهيم و آل او صلوات فرستاده است، بر محمد و آل او صلوات فرستد. دليل اينگونه صلوات را ميتوان از روايت زير به دست آورد:
عَنْ عَبْدِ العَظيمِ الحَسَني قالَ: سَمِعْتُ عَليَّ بْنَ مُحَمَّدٍ العَسْكَريّ عليه السلام يقولُ: «إِنَّما اتَّخذ اللهُ عَزَّوَجلَّ إِبراهيمَ خَليلاً لكثرَةِ صَلاتِهِ عَلي مُحَمَّدٍ وَ أَهْل بَيتِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهم»؛ عبدالعظيم حسني از حضرت امام حسن عسكري عليه السلام نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّوجل ابراهيم عليه السلام را به عنوان دوست و خليل خود اختيار كرد؛ زيرا او بسيار بر محمد و اهل بيتش «صلوات الله عليهم» صلوات ميفرستاد».
اين روايت از آثار متقابل صلوات بخوبي پرده بر ميدارد؛ با اين توضيح كه چون ابراهيم و آل او بر محمد و آلش بسيار صلوات ميفرستادند، پس حق تعالي نيز بر آنها صلوات فرستاده و در سايهي «صلوات» قرب به حق و مقام خلّت و دوستي حق براي حضرت ابراهيم عليه السلام پديدار شده است؛ از اين رو ما نيز از خدا ميخواهيم همانگونه كه حضرت ابراهيم با ذكر صلوات فراوان به مقام خلّت رسيد، ما را نيز در سايهي صلوات بر محمد و آل محمد به مقامات آنان برساند؛ همچنين از اين روايت در مييابيم كه منظور حضرت زين العابدين و قرة عين الساجدين عليه السلام در آخرين ذكر صلوات اين دعا كه ميفرمايد: «اللّهم صل علي محمد و آله، كأفضل ما صلّيت علي أحد من خلقك قبله» جناب حضرت ابراهيم ـ علي نبينا و علي آله و عليه السلام ـ مراد است.
گوناگوني صلوات:
چنانكه در مقدمه گفته شد: صحيفهي سجاديه، صلواتهاي فراواني را مطرح ميكند كه در اين جا به 99 نوع آن اشاره ميشود؛ اگر چه موارد استفادهي آن بيش از اين است.
ذكر صلوات بدون در نظر گرفتن اوصاف آن، در دعاي مكارم نوزده مورد و در سراسر صحيفه در حدود 77 مورد وارد شده است.
ـ صلوات اكثر: أَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ عَلي أَحَدٍ مِنْ خَلْقِك.
ـ صلوات أنمي: و صَلِّ عَلَيهِ صَلوةً نامِيةً لا تَكونُ صَلوةً أَنمي' مِنْها.
ـ صلوات أزكي: رَبِّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلوةً زاكِيةً لا تَكونُ صلاةً أَزكي' مِنْها.
ـ صلوات أفضل: أَلّلهُمَّ وَ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، كَأَفضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلي' أَحَدٍ مِنْ خَلقِكَ قَبْلَهُ وَ أَنْتَ مُصَلّ عَلي أَحدٍ بَعْدَه.
ـ أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ عبدِكَ وَ رَسُولِكَ و أَهلِ بَيتِه الطّاهِرينَ وَاخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلواتكَ وَ رَحْمَتُكَ و بَرَكاتك و سلامكَ.
ـ وَ صَلِّ اللّهُمَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلوةً تَبْلُغُهُ أَفْضَلَ ما يأمُلُ مِنْ خَيرِك وَ فَضْلِكَوَ كَرامتِك إِنك ذو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ فَضْلٍ كَريم.
ـ رَبِّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ مُحَمَّدٍ المُنتَجَبِ الْمُصطَفي المُكَرَّمِ الْمُقَرَّبِ أَفْضَل صَلواتك.
ـ صلوات أتّم: كَأَتمِّ ما مَضي مِنْ صَلَواتِكَ عَلي أَحَدٍ مِنْ أوليائِك.
ـ صلوات بإزاي تشريف: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّدٍ وَ آلِهِ كَما شَرَّفْتنا بِه.
ـ صلوات بإزاي وجوب حق: كَما أَوْجَبْتَ لَنا الحَقَّ عَلي الخَلْقِ بِسَببِه.
ـ صلوات عاليه: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسولِكَ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً عاليةً عَلي الصَّلوات.
ـ صلوات مُشرِفه: مُشْرِفَةً فَوقَ التَّحِيّات
ـ صلوات بإزاي هدايت: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَما هَدَيْتَنا بِه.
ـ صلوات بإزاي إنقاذ: وَ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِه كما اسْتنْقَذْتَنا بِه.
ـ صلوات شافعه در روز قيامت: وَ صَلِّ عَلي محمد و آلِه صَلوةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ القِيامَة.
ـ صلوات شافعه در روز فاقت: وَ يَومَ الفاقَةِ إِلَيْكَ... وَ هُوَ عَلَيكَ يَسير.
ـ صلوات در هنگام يادآوري نيكان: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي محمد و آله إذا ذُكِرَ الأبْرار.
ـ صلوات در دوام شب و روز: وَ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و آلِه مَا اخْتَلَفَ اللَّيلُ وَالنَّهار.
ـ صلواتي كه گستره و دامنهي آن بيانقطاع است: صَلوةً لا يَنْقَطِعُ مَدَدَها.
ـ صلوات غير قابل شمارش: وَ لايُحْصي عَدَدُها.
ـ صلوات دايم: صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِه صَلاةً دائِمَةً.
ـ صلوات نامي: نامِيةً.
ـ صلواتي كه پايانش انقطاع نداشته باشد: لاَ إنْقِطاع لاَبدِها.
ـ صلواتي كه أمدش پايان نداشته باشد: وَلا مُنتَهي لاَمَدِها. صَلاةً لا يَنْتَهي أَمَدُها.
ـ صلوات با شمارههاي نامنقطع: وَلا يَنْقَطعُ عَدَدَها.
ـ صلوات بيأمد در آغاز: رَبِّ صَلِّ عَلَيهِ وَ عَلَيهمْ صَلوةً لا أَمَدَ في أَوَّلها.
ـ صلوات بيغايت در أمد: وَلا غايَةَ لامَدها.
ـ صلوات بيپايان در آخر: وَلا غايَةَ لآخرها.
ـ صلوات فراگير در فضا: صَلوةً تَشْحُنُ الهَواءَ.
ـ صلوات به اندازهي رضايت محمد و آل محمد صلي الله عليه واله وسلم : صَلَّي اللّهُ عَلَيهِ حَتّي يَرضي.
ـ صلوات بي حد و انتها پس از رضايت: و صَلَّي اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بَعْدَ الرِّضا صَلوةً لا حَدَّ لَها وَ لا مُنتَهي.
ـ صلوات در تبليغ رسالت و تصديع امر و تصحيح بندگان: أَللّهُمَّ صَلِّ علي مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسولِكَ كَما بَلَغَ رسالَتُك وَ صَدِّعْ بِأَمرِكَ وَ نَصَحَ لِعِبادِك.
ـ صلوات در اوقات: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ في كُلِ وَقْتٍ.
ـ صلوات در همهي ظروف: وَ كُل أَوان.
ـ صلوات در همهي احوال: وَ عَلي كُلِ حال.
ـ اندازهي صلواتهاي ياد شده در ظروف بالا ] اوقات، أوان و احوال [ عبارت است از: « عَدَدَ ما صَلَّيتَ »
ـ عَلي مَن صَلَّيْتَ عَلَيهِ وَ أَضْعافَ ذلِك كُلِّه بِالاضْعافِ الَّتي لا يُحْصيها غَيْرُكَ، إِنَّكَ فَعّال لِما تُريد.
ـ صلوات به گونهي صلوات بر فرشتگان مقرّب: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ نَبيّنا وَ آلِهِ كَما صَلَّيتَ عَلي ملائِكَتِكَ المقربين.
ـ صلوات به گونهي صلوات بر أنبياي مرسل: وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَما صَلَّيْتَ عَلي أَنبيائِكَ المُرْسلين.
ـ صلوات به گونهي صلوات بر بندگان صالح: و صَلِّ عَلَيهِ وَ آلِهِ كَما صَلَّيْتَ عَلي عِبادِكَ الصّالحين وَ أَفْضَلَ مِنْ ذلِكَ يا رَبَّ العالَمين.
ـ صلوات داراي بلوغ بركت: صَلوةً تَبلُغُها بَرَكَتُها.
ـ صلوات سودمند: وَ يَنالُنا نَفْعُها.
ـ صلوات استجابت كنندهي دعا: وَ يُسْتَجابُ لَها دُعاؤُنا.
ـ صلوات راضيهاي كه برتر از آن صلواتي نيست: وَ صَلِّ عَلَيهِ صلوةً راضيةً لا تَكونُ صَلوةً فَوْقَها.
ـ صلوات مرضيه: وَ صَلِّ عَلَيهِ وَ عَلي آلهِ صَلوةً مَرضيَّةً لَكَ وَ لَمِنْ دونَكَ.
ـ صلوات راضي كنندهي محمد و آل محمد و بيش از رضايت آنها: رَبِّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدً وَ آلِهِ صَلوةً تَرْضيهِ وَ تَزيدُ عَلي رِضاه.
ـ صلوات راضي كنندهي خدا و زايد بر رضايت او: وَ صَلِّ عَلَيهِ صَلوةً تَرْضيكَ وَ تزيد عَلي رِضاك.
ـ صلواتي كه خدا به جز آن راضي نمي شود: وَ صَلِّ عَلَيه صَلوةً لا ترضي لَهُ إلاّ بِها.
ـ صلواتي كه جز براي محمد و آل محمد سزاوار نيست: وَ لاتري غَيْرَه لَها أَهْلاً.
ـ صلوات متجاوز از رضوان: رَبِّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلوةً تجاوَزُ رِضوانَكَ.
ـ صلوات باقي به بقاء الله: وَ يَتَّصِلُ اتِّصالَها ببقائك.
ـ صلوات پايان ناپذير: وَ لاينفَدُ كَما لايَنْفَدُ كَلِماتِك.
ـ صلوات تنظيمي: رَبِّ صَلِّ عَلي مُحمَّدً وَ آلِهِ صَلوةً تنتَظِمُ صَلَواتِ ملائِكَتِكَ و أَنبيائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَهْل طاعَتِكَ.
ـ صلوات اشتمالي: وَ تَشتَمِلُ عَلي صَلَواتِ عِبادِكَ مِنْ جِنِّكَ وَ إِنْسِكَ وَ أَهْلِ اِجابَتِكَ.
ـ صلوات اجتماعي: وَ تَجْتَمِعُ عَلي صَلوةِ كُلِّ مَنْ ذَرَأتَ وَ بَرَأْتَ مِنْ أَصنافِ خَلْقِك.
ـ صلوات احاطي: رَبِّ صَلِّ عَلَيهِ وَ آلِهِ صَلوةً تُحيطُ بِكُلٍ صَلاةٍ سالِفَةٍ وَ
مُستأْنِفَة.
ـ صلوات انشايي: وَ تُنشيءُ مَعَ ذلِك.
ـ صلوات تضاعفي: صلوات تُضاعفُ مَعَها تِلْكَ الصَّلواتِ عِنْدَها.
ـ صلوات تزايدي: وَ تَزيدُها عَلي كُرورِ الأيَّامِ زِيادَةً في تَضاعيفَ لا يَعُدُّها غَيْرُكَ.
ـ صلوات مخصوص أطيبين (صلوات أطيبين): رَبِّ صَلِّ عَلي' أَطائِبِ أَهْلِ بَيتِهِ.
ـ صلوات جزيل: ربِّ صَلِّ علي مُحَمَّدٍ و آلهِ صَلوةً تَجزِلُ لَها بِها مِنْ نحلك و كرامتِك.
ـ صلوات اكمالي: وَ تُكمِلُ لَهُمُ الاَشياءَ مِنْ عَطاياكَ وَ نَوافِلِك.
ـ صلوات توفيري: وَ تُوَفِّرُ عَلَيهِمُ الحَظَّ مِنْ عَوائِدِكَ وَ فَوائدِك.
ـ صلوات هموزن عرش و مادون عرش: رَبِّ صَلِّ عَلَيهم زِنَةَ عَرْشِكَ وَ مادونَه.
ـ صلوات پركنندهي آسمانها و بالاتر از آن: وَ ملا سماواتِكَ وَ ما فَوْقَهُنَّ.
ـ صلوات به اندازهي زمينها و هر چه زير آن و ميان آن است: وَ عَدَدَ أرضيك وَ ما تَحْتهنَّ وَ بينَهُنَّ.
ـ صلوات مقرب: صَلوةً تُقَرِّبُهُمْ مِنْكَ زُلفي.
ـ صلوات راضي كنندهي حق و محمد و آل محمد: وَ تَكون لَكَ وَ لَهُمْ رِضيً.
ـ صلوات متصل به نظايرش: وَ مُتَّصِلَةً بِنَظائِرِهِنَّ أَبَداً.
ـ صلوات «لايقوي علي إحصائها الا أنت»: أَسْألُكَ اللّهُمَّ... أَنَّ تُصَلِّيَ عَلي مُحمَدٍ... وَ عَلي آلِ مُحَمَّدٍ... صَلوةً لا يَقوي عَلي إِحصائِها الا أَنت.
ـ صلوات ابراهيمي: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي محمد وَ آلِ محمدٍ... كَصَلواتِكَ و بَرَكاتِكَ وَ تَحيّاتِكَ عَلي أَصفيائِكَ ابراهيمَ وَ آلِ إبراهيم.
ـ صلوات بر تابعان: أَللّهُمَّ وَ صلِّ عَلي التّابعينَ مِنْ يَوْمِنا هذا الي يَومِ الدّينِ وَ علَي أَزواجِهِمْ وَ عَلي ذُرِّيّاتِهِم وَ عَلَي مَنْ أَطاعكَ مِنهُم.
ـ صلوات عصمتي: صَلوةً تَعْصِمُهُم بِها مِنْ مَعصيَتِك.
ـ صلوات فَسْحي: وَ تَفْسَحُ لَهُمْ في رياضِ جَنَّتِكَ.
ـ صلوات مانع از كيد شيطان: وَ تَمْنَعُهُمْ بِها مِنْ كَيدِ الشَّيطان.
ـ صلوات اعانتي: وَ تعينُهُمْ بِها عَلي ما استعانُوك عَلَيْهِ مِنْ بِرٍ.
ـ صلوات وقايتي: وَ تقيهُمْ طَوارِقَ اللَّيلِ وَالنَّهارِ الاّ طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيرٍ.
ـ صلوات بعثتي: وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلَي اعْتِقادِ حُسْن الرَّجاء لَك.
ـ صلوات طمعي: وَالطَّمَعِ فيما عِنْدَك.
ـ صلوات تَرْكي: تَرْك التُّهمَةِ فيما تَحْوِيهِ أَيدِي العِباد لِتَرُدَّهُمْ إِلي الرَّغبة إِليكَ وَالرَّهبةِ مِنْك.
ـ صلوات زهدآور: و تُزَهِّدُهُمْ في سَعَةِ العاجِل.
ـ صلوات تَحبيبي: و تُحبِّبَ إِليهمُ الْعَمَلَ للاجَل.
ـ صلوات استعدادي: وَالاستعدادَ لِما بَعْدَ المَوْت.
ـ صلوات هَوني: وَ تُهوِّنُ عَلَيهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحِلُّ بِهِم يَوْمَ خُروجِ الانْفُسِ مِنْ أَبْدانِها.
ـ صلوات معافيت از محذورات: وَ تُعافيهِمْ مِمّا تَقَعُ بِهِ الفِتْنَةَ مِنْ مَحْذوراتِها.
ـ صلوات معافيت از تكبّب در نار: وَ كبَّةِ النّار.
ـ صلوات معافيت از جاودانگي در آتش: وَ طُولِ الْخُلود فِيها.
ـ صلوات امنيت: وَ تَصيرُهُمْ إِلي أَمْنٍ مِن مُقيلِ المُتَّقين.
ـ صلوات بر اوليا و دوستان محمد و آل محمد صلي الله عليه واله وسلم : أَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلي أَوْليائهِم
ـ صلوات مبارك: أَلصَّلواتِ الْمُبارَكات.
ـ صلوات زاكيات: أَلزّاكِيات.
ـ صلوات ناميات: أَلنّاميات.
ـ صلوات صبحگاهان: أَلغادِيات.
ـ صلوات شامگاهان: أَلرّائِحات.
ـ صلوات بر فرشتهي روز: فصلّ عليهم يوم يأتي كل نفس معها سائق و شهيد.
ـ صلوات ازدياد كرامت و طهارت و صلّ عليهم صلوةً تزيدهم كرامةً علي كرامتهم و طهارةً علي طهارتهم
ـ صلوات بر فرشتگان: اللّهم و إذا صلّيت علي ملائكتِك و رُسُلك.
ـ صلوات ابلاغي: و بَلّغتهم صلواتنا عليهم.
ـ صلوات خداوند بر ما بواسطهي فتح و گشايش گفتاري: فصلّ علينا بما فتحت لنا من حسن القول فيهم.
حضرت آيت الله العظمي محمد رضا نكونام (مدظلّه العالي)