مسأله ( 2000 )فاصلهي ميان دو نماز جمعه لازم است از يك فرسخ كمتر نباشد و اگر كمتر از آن بود، نماز هر كدام كه ديرتر آن را آغاز كرده باطل است؛ خواه از هم آگاه باشند يا نه و اگر هر دو در يك لحظه تكبيرةالاحرام گفته باشند، هر دو نماز باطل است و اگر وقت نماز جمعه گذشته باشد، بايد نماز ظهر را خواند.
مسأله ( 2001 )كمترين شمارهي نمازگزاران مورد نياز براي برپايي نماز جمعه، پنج نفر است كه لازم است يكي از آنها امام باشد؛ پس نماز جمعه با كمتر از پنج نفر واجب نيست و برگزار نميشود، و اگر هفت نفر و بيشتر باشند، فضيلت آن بيشتر ميگردد.
مسأله ( 2002 )در صورت وجود زمينههاي مورد نياز، نماز جمعه بر ساكنان شهرها، شهركها، حاشيهنشينان شهرها، روستائيان، چادرنشينان و بيابانگردهايي كه روش زندگي آنها چنين است، واجب تخييري است.
مسأله ( 2003 )مسافر ميتواند در نماز جمعه شركت كند و در اين صورت، نماز ظهر از او برداشته ميشود، ولي مسافران بدون شركت مردم عادي نميتوانند نماز جمعه برپا كنند و در اين صورت، نماز ظهر بر آنان واجب است و نيز مسافر نميتواند امام جمعه يا يكي از كاملكنندههاي شمارهي نمازگزاران باشد، ولي اگر مسافران، قصد ماندن ده روز يا بيشتر نمايند، ميتوانند نماز جمعه را برگزار كنند.
مسأله ( 2004 )زنان ميتوانند در نماز جمعه شركت كنند و نماز آنان درست است و بهجاي نمازظهر كافي است، ولي بدون شركت مردان و به تنهايي نميتوانند نماز جمعه تشكيل دهند، چنانكه نميتوانند كاملكنندهي شمارهي مورد نياز براي نماز جمعه باشند؛ زيرا نماز جمعه تنها با مردان برگزار ميشود.
مسأله ( 2005 )كسي كه مرد يا زن بودن او به هيچرو آشكار نيست ميتواند در نماز جمعه شركت كند، بلكه با برپايي نماز جمعه همراه با زمينههاي آن مستحب است در آن شركت كند، ولي نميتواند تكميلكنندهي شمارهي نمازگزاران مورد نياز براي آن باشد؛ پس اگر جز او تنها چهار نفر گرد آمده باشند، نماز جمعه برگزار نميشود و بايد نماز ظهر را بخوانند.
مسأله ( 2006 )وقت نماز جمعه با زوال خورشيد(ظهر شرعي) آغاز ميشود و تا هنگامي ادامه دارد كه سايهي شاخص به دو قدم متعارف برسد، و واجب است نماز جمعه را از آغاز ظهر، بيش از نزديك به يك ساعت عقب نيندازند و اگر عقب افتاد، لازم است نماز ظهر را بخوانند و هرگاه اندازهي دو خطبه طولاني شود و تنها يك ركعت از آن در وقت باشد، نماز جمعه درست است.
مسأله ( 2007 )خطبههاي نماز جمعه لازم است پس از زوال خوانده شود و اگر امام، خطبهها را پيش از آن آغاز كند و هنگام زوال يا بعد از آن به پايان رساند و نماز جمعه را آغاز كند، اشكال ندارد.
مسأله ( 2008 )جايز نيست امام جمعه خطبهها را به اندازهاي طول دهد كه وقت نماز بگذرد و در غير اينصورت لازم است نماز ظهر را بخواند؛ زيرا نماز جمعه قضا ندارد.
مسأله ( 2009 )اگر در ميان نماز جمعه، وقت آن به پايان برسد و تنها يك ركعت آن در وقت برگزار شود، درست است.
مسأله ( 2010 )اگر به عمد، نماز جمعه را بهگونهاي عقب اندازند كه بخشي از آن بيرون از وقت قرار گيرد، نماز جمعه درست نيست و بايد نماز ظهر را بخوانند.
مسأله ( 2011 )اگر امام جمعه اطمينان دارد به اندازهاي وقت هست كه ميتواند كمترين وظيفهي خود را كه انجام دو خطبه و دو ركعت نماز است بجا آورد، ميان خواندن نماز جمعه و ظهر اختيار دارد و اگر اطمينان دارد كه به اين اندازه وقت نيست، لازم است نماز ظهر را بخواند و چنانچه شك داشته باشد كه نماز جمعه درست است يا نه و پس از نماز روشن شود كه بخشي از آن بيرون از وقت بوده است، نماز ظهر را بجا آورد.
مسأله ( 2012 )اگر اندازهي وقت را ميداند، ولي شك دارد كه در اين هنگام ميتواند نماز جمعه را بجا آورد يا نه، جايز است نماز جمعه را شروع كند؛ پس اگر وقت براي همهي نماز بسنده بود، درست است و در غير اينصورت بايد نماز ظهر را بجا آورد.
مسأله ( 2013 )چنانچه نماز جمعه با شمارهي كامل افراد و در وقت شايستهاي آغاز شود و مأمومي تنها به ركعت دوم برسد؛ هرچند به ركوع آن برسد و به آن اقتدا كند، نماز وي درست است؛ به شرط آن كه بداند وقت به اندازهاي هست كه بتواند ركعت دوم را نيز خود در وقت بخواند.
مسأله ( 2014 )نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است و بهجاي نماز ظهر خوانده ميشود و داراي دو خطبه و زمينههاي ويژهاي است.
مسأله ( 2015 )در نماز جمعه، سورهي معيني شرط نيست، ولي مستحب است در ركعت نخست پس از حمد، سورهي جمعه و در ركعت دوم پس از حمد، سورهي منافقون خوانده شود.
مسأله ( 2016 )در نماز جمعه مستحب است سورهي حمد و سورهي جمعه بلند خوانده شود.
مسأله ( 2017 )نماز جمعه دو قنوت دارد: قنوت نخست پيش از ركوع ركعت نخست و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است.
مسأله ( 2018 )واجب است امام دو خطبه را پيش از نماز جمعه بخواند و اگر نماز جمعه را پيش از آن بجا آورد، باطل است و چنانچه وقت باشد و حكم مسأله را نداند يا به اشتباه بداند، لازم است پس از خواندن خطبهها، دوباره نماز جمعه را بخواند و چنانچه وقت نيست، نماز ظهر را بخواند.
مسأله ( 2019 )جايز است دو خطبهي نماز جمعه پيش از ظهر شرعي خوانده شود؛ بهگونهاي كه پايان خطبهها پيش از ظهر شرعي نباشد، ولي بهتر است آن را در وقت بخواند.
مسأله ( 2020 )بايد در هر يك از دو خطبه، حمد الهي و صلوات بر پيامبر و آل او 9 و نيز موعظه و پند باشد و نيز سورهي كوچكي در آنها بخواند و در خطبهي دوم، گذشته از آنچه گفته شد مستحب است پيش از سوره بر ائمهي اطهار : صلوات بفرستد و نام شريف ايشان را از آغاز تا پايان بخواند و براي مردان و زنان مؤمن نيز از خداوند متعال طلب آمرزش و مغفرت داشته باشد.
- · كيفيت خطبههاي نماز جمعه
مسأله ( 2021 )شايسته است امام، خطيب و بليغ باشد و در خور اوضاع و احوال و بهگونهي روان سخن گويد و به چيزهايي كه در سراسر جهان بر مسلمانان ميگذرد؛ بهويژه اوضاع و حوادث منطقهي خود آشنا باشد و مصالح اسلام و مسلمانان را تشخيص دهد و چنان شجاع باشد كه در راه خدا از سرزنش و نكوهش ديگران بيم به خود راه ندهد و در آشكار ساختن حق و باطل در برابر زمينههاي زيانآور بيگانه يا مزاحم، هراسي نداشته باشد، چيزهايي؛ مانند: مواظبت بر اوقات نماز و رفتار و روش نيكان و اولياي خدا را كه باعث تأثير گفتار او در مردم است، رعايت كند و كارهاي او با پندها و وعده و وعيدهاي وي برابري نمايد. از آنچه باعث سبكي او و گفتارش ميشود؛ مانند: پرگويي، شوخي و بيهودهگويي بپرهيزد و همهي اين موارد را تنها براي خداوند رعايت كند و هدف او رويگرداندن خود و ديگران از دنياپرستي و رياستطلبي ـكه ريشهي همهي گناهان است ـ باشد تا گفتار وي در جان خود و مردم اثر كند.
مسأله ( 2022 )شايسته است امام در خطبهي نماز جمعه از مصلحت دين و دنياي مسلمانان ياد كند و مردم را از روند مسايل زيانبار و سودمند كشورهاي اسلامي و غير اسلامي آگاه سازد و نيازهاي مسلمانان را در زندگي دنيايي و آخرتي يادآوري كند و از امور سياسي و اقتصادي، آنچه را كه در هستي مسلمانان نقش مهمي دارد، گوشزد نمايد و روش درست پيوند آنان با ملتهاي ديگر را بيان كند و مردم را از دخالت دولتهاي ستمگر و استعمارگر در امور سياسي و اقتصادي آنان ـ كه به استعمار و استثمار مردم كشيده ميشود ـ پرهيز دهد.
نماز جمعه و دو خطبهي آن و مراكز گردهمايي آن همانند حج و نمازهاي عيد فطر و قربان از سنگرهاي بزرگي است كه متأسفانه مسلمانان در اجراي درست و كامل اين وظيفهي مهم سياسي خود كوتاهي داشتهاند؛ چنانچه از ديگر پايگاههاي بزرگ سياست اسلام نيز غافلند. اسلام، دين معنويت و سياست است، آن هم در همهي زمينههاي آن و كسي كه دستورهاي معنوي، اخلاقي، قضايي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي اسلام را اندكي بررسي كند، اين معنا را مييابد.
- · پسنديدههاي نماز جمعه
مسأله ( 2023 )مستحب است امام جمعه با عمامه باشد و پاكيزهترين جامه را بپوشد و عطر بهكار ببرد و سنگين و آرام باشد.
مسأله ( 2024 )امام براي خطبه بالاي منبر رود يا بر جاي بلندي ايستد و بر عصا يا اسلحه و مانند آن تكيه كند. در حال خطبه نيز ايستاده باشد و پيش از خطابه ـ هنگامي كه اذانگو ندا ميدهد ـ بر منبر نشسته باشد تا اذان به پايان رسد و خطبه را آغاز كند و هنگام بالا رفتن بر منبر خطابه يا ايستادن در جايگاه، روبهروي مردم بايستد و سلام كند و مردم نيز با چهرههاي گشادهي خود به پيشباز او روند و خود را روبهروي او قرار دهند.
مسأله ( 2025 )شايسته است امام به هنگام خواندن خطبه، طهارت داشته باشد.
مسأله ( 2026 )نمازگزاران هنگام شنيدن خطبه طهارت داشته باشند و رو به امام بنشينند و به اطراف، متوجه نشوند؛ هرچند پس از خطبه، روگرداندن از قبله اشكال ندارد و نيز مأمومان در ميان خطبهها از حرف زدن بپرهيزند؛ هرچند اگر به عمد نيز سخن گويند، نماز باطل نميشود.
مسأله ( 2027 )واجب است امام جمعه، خود به هنگامي كه ايستاده است به خواندن خطبه بپردازد و اگر نتواند خطبهها را ايستاده بخواند، ديگري به خواندن آن بپردازد و امامت نماز را نيز به عهده گيرد و اگر هيچ كس براي خواندن خطبهها در حال ايستاده نباشد، نميتوان نماز جمعه گزارد و لازم است نماز ظهر خوانده شود.
مسأله ( 2028 )جايز نيست امام جمعه، خطبهها و بهويژه سورهي توحيد و سفارش به تقوا را به آهستگي ادا كند و بايد با صداي بلند به خواندن خطبه بپردازد بهگونهاي كه حاضران، گفتار او را بشنوند.
مسأله ( 2029 )لازم است خطبههاي نماز جمعه در گردهماييهاي بزرگ توسط بلندگوها پخش شود تا سفارش به خير و تقوا و مهرباني و برحذر داشتن از معصيت و نافرماني و نيز مسايل مهم به همگان رسانده شود.
مسأله ( 2030 )پسنديده نيست امام در حال دو خطبه، سخني كه با خطبهها ارتباطي ندارد بگويد. البته، در بين دو خطبه و نماز، سخن گفتن جايز است.
مسأله ( 2031 )واجب است امام پس از خطبهي نخست كمي بنشيند و سپس به خطبهي دوم بپردازد.
مسأله ( 2032 )پند و اندرز نمودن در خطبهها به زبان مأمومان ايراد گردد و اگر چند زبان و لهجههاي گوناگون در كنار هم بودند، از زبانها و لهجههاي گوناگون استفاده شود.
مسأله ( 2033 )گفتن اذان دوم در روز جمعه، بدعت و حرام است.
مسأله ( 2034 )كسي كه نماز جمعه را به امامي اقتدا كرده است ميتواند نماز عصر را نيز به او اقتدا كند، ولي اگر بخواهد نماز ظهر را به احتياط بخواند، ميتواند پس از پايان نماز جماعت دوباره نماز ظهر و عصر را فرادا بجا آورد؛ مگر آن كه امام پس از خواندن نماز جمعه، نماز ظهر را نيز بجا آورده باشد كه در اين صورت، اگر مأموم نيز به همينگونه رفتار كرده باشد، نياز نيست نماز عصر را دوباره بخواند.
مسأله ( 2035 )مأمومي كه ركوع نخست امام را درك كرده است، اگر به سبب فراواني جمعيت يا جز آن نتواند در سجده با امام همراهي كند؛ چنانچه بتواند پس از قيام امام براي ركعت دوم، خود، سجدهها را بجا آورد و پيش از ركوع ركعت دوم يا هنگام آن به امام بپيوندد، نماز درست است.
مسأله ( 2036 )اگر مأموم در اثر شلوغي جميعت نتوانست دو سجدهي ركعت نخست را انجام دهد، ميتواند خود، دو سجده با نيّت سجدههاي ركعت نخست بجا آورد و سپس خود را به ركعت دوم امام برساند و پس از پايان نماز نياز نيست نماز ظهر را نيز بجا آورد، ولي چنانچه نتواند به ركعت دوم نماز برسد، بايد نماز ظهر را پس از آن بخواند.
مسأله ( 2037 )اگر مأموم با قصد پيوستن به نماز در ركوع ركعت دوم تكبير بگويد و به ركوع برود و شك كند كه به ركوع امام رسيده است يا نه، نماز جمعهي او باطل است و واجب است آن را با نيّت نماز ظهر به پايان برساند و نياز نيست نماز ظهر را دوباره بخواند.
مسأله ( 2038 )اگر مأمومان پس از پايان خطبهها و آغاز نماز امام از اقتدا به او خودداري كنند و امام را تنها بگذارند، نماز جمعه برگزار نميشود و امام ميتواند آن را رها نمايد و به نماز ظهر بپردازد يا نيّت خود را به ظهر برگرداند و نياز نيست پس از پايان آن، دوباره نماز ظهر را بخواند.
مسأله ( 2039 )اگر نماز جمعه با شمارهي كامل افراد برگزار شود و سپس آنان پراكنده شوند و كمتر از شمارهي مورد نياز شوند، نماز باطل ميشود؛ هرچند تكبير آن را گفته باشند؛ خواه همهي مأمومان يا بعضي از آنها پراكنده شوند و امام بماند و خواه عكس آن باشد و خواه يك ركعت كامل نماز را خوانده باشند يا كمتر از آن را، ولي اگر بعضي از آنان در بخشهاي پاياني ركعت دوم و پس از سر برداشتن از سجدهي دوم، زودتر تشهد و سلام را بگويند و پراكنده شوند، نماز جمعه درست است و نياز نيست نماز ظهر را پس از آن بجا آورند.
مسأله ( 2040 )اگر شمارهي مأمومان بيش از اندازهي مورد نياز براي نماز جمعه باشد، پراكندگي دستهاي از آنها زيان ندارد؛ به شرط آن كه افراد مانده، جز امام از چهار نفر كمتر نباشند.
مسأله ( 2041 )اگر پنج نفر يا بيشتر براي نماز جمعه آماده شوند، ولي در ميان خطبهها يا پس از آن و پيش از خواندن نماز پراكنده شوند و باز نگردند؛ بهگونهاي كه كمتر از پنج نفر باشند، وظيفهي افراد مانده، نماز ظهر است.
مسأله ( 2042 )اگر مأمومان پس از خطبه يا در ميان آن پراكنده شوند بهگونهاي كه كمتر از پنج نفر بماند و سپس باز گردند تا شمارهي مورد نياز كامل شود؛ چنانچه خطبه خوانده شده است، دوباره خواندن خطبه واجب نيست؛ هرچند مدّت پراكندگي آنان به درازا بكشد و اگر خطبه خوانده نشده باشد و علت پراكندگي پشيمان شدن مأمومان از نماز باشد، واجب است امام پس از بازگشت آنان خطبهها را بخواند؛ هرچند اين مدت، اندك باشد و اگر علت پراكندگي چيزي مانند باران باشد و مدت آن به اندازهاي به درازا بكشد كه از نظر عرف به يكپارچگي خطبه زيان زند، واجب است خطبهها را دوباره بخواند و در غير اينصورت، به خطبهي پيش ادامه دهد و نماز درست است.
- · شرايط برپايي نماز جمعه
نماز جمعه چند شرط دارد:
يكم ـفرا رسيدن وقت، كه آغاز آن زوال آفتاب است.
مسأله ( 2043 )هرگاه نماز جمعه را از اين زمان پيش اندازد، درست نيست و پايان وقت آن هنگام برابر شدن سايهي شاخص با خود شاخص است كه هرگاه نماز جمعه را از آن تأخير اندازد از وقت خود بيرون رفته است و بايد نماز ظهر را بجا آورد.
دوم ـنماز جمعه بايد به جماعت باشد و به شيوهي فرادا برگزار نميشود.
مسأله ( 2044 )كسي كه نماز جمعه از او برداشته شده است و حضور وي در نماز جمعه واجب نيست، ميتواند در آغاز وقت، نماز ظهر بخواند.
مسأله ( 2045 )هرگاه در شهري نماز جمعه برپا شود، سفر كردن پيش از پايان نماز جمعه اشكال ندارد و نياز نيست پس از زوال آفتاب سفر نكند.
مسأله ( 2046 )چنانچه زمينههاي نماز جمعه فراهم باشد، مستحب است پيش از نماز جمعه بهسوي نماز شتاب كند و در جايگاه حاضر شود و طهارت بسازد و موانع را از بدن و لباس خود بردارد.
سوم ـدوري ميان دو نماز جمعه از يك فرسخ كمتر نباشد.
مسأله ( 2047 )اگر به فاصلهي يك فرسخ، دو نماز جمعه برپا شود، هر دو درست است و ميزان در اين مسافت جاي نماز جمعه است؛ نه شهري كه نماز جمعه در آن تشكيل شده است. بر اين اساس، در شهرهاي بزرگي كه طول آنها چند فرسخ است، ميتوان چند نماز جمعه تشكيل داد.
مسأله ( 2048 )اگر دوري ميان دو نماز جمعه از يك فرسخ كمتر باشد، هر كدام كه ديرتر آغاز شده، باطل است؛ خواه از هم آگاه باشند يا نه و چنانچه هر دو در يك لحظه تكبيرةالاحرام بگويند، هر دو نماز باطل است و در صورت برطرف شدن مانع اگر وقت هست، ميتوانند هر يك، دوباره نماز جمعه بخوانند و در صورتي كه وقت نماز جمعه گذشته باشد، بايد نماز ظهر را بخوانند.
مسأله ( 2049 )پيش از برپايي نماز جمعه نياز نيست مطمئن شوند كه در كمتر از مسافت گفته شده، نماز جمعهي ديگري پيش از آنها يا همراه آنها برگزار نشده است، ولي اگر پس از نماز آشكار شود، نماز دوم باطل است.
مسأله ( 2050 )اگر يكي از دو نماز جمعه در كمتر از مسافت گفته شده خواندن خطبهها را زودتر آغاز كرده باشد، ولي نماز ديگر در آغاز نماز پيش از ديگري بوده باشد، تنها نمازي كه پيشتر آغاز شده درست است و نماز ديگر باطل است؛ هرچند در خواندن خطبهها، امام ديگري پيش بوده است.
مسأله ( 2051 )اگر اطمينان دارند كه در كمتر از مسافت شرعي ـ يك فرسخ ـ نماز جمعهاي برپا ميشود، ولي شك دارند كه آن نماز پيشتر برگزار شده است يا نه يا شك دارند كه آن نماز همراه آنان برگزار ميشود يا نه، در هر دو صورت ميتوانند خود، نماز جمعهاي تشكيل دهند. همچنين است اگر از برپايي نماز جمعهي ديگر اطمينان نداشته باشند.
مسأله ( 2052 )اگر پس از پايان نماز جمعه متوجه شوند كه نماز جمعهي ديگري در كمتر از مسافت گفته شده تشكيل شده است و هر يك از دو گروه احتمال دهد كه پيش از ديگري به نماز جمعه پرداخته است، بر هيچ يك، دوباره خواندن نماز جمعه و نماز ظهر واجب نيست، ولي اگر گروه سومي نيز خواسته باشند در همان مسافت، نماز جمعهي ديگري بخوانند، لازم است يقين داشته باشند كه آن دو نماز جمعه باطل است و چنانچه احتمال درستي يكي از آن دو را بدهند، نميتوانند نماز جمعهي ديگري برگزار نمايند.
مسأله ( 2053 )در زمان غيبت ولي عصر ـ عجل اللّه تعالي فرجه الشريف ـ كه نماز جمعه واجب تعييني نيست، خريد و فروش و معاملات ديگر پس از اذان؛ هرچند شايسته نيست، حرام نميباشد.
مسأله ( 2054 )اگر نمازگزار در ركعت دوم پس از قنوت به اشتباه بخواهد به ركوع رود و پيش از رفتن به ركوع به ياد آورد، بايد به سجده رود، ولي اگر پس از رسيدن به ركوع متوجه شود، نماز جمعهي وي باطل است، چنانچه فرصت باقي است، نماز جمعه را دوباره بخواند و در صورتي كه وقت نمانده باشد، بايد نماز ظهر را بخواند.
مسأله ( 2055 )در روز جمعه ميتواند نماز ظهر را در اول وقت آغاز كند و لازم نيست اطمينان يابد كه نماز جمعه به پايان رسيده است يا براي رسيدن به نماز جمعه وقت داشته باشد.
مسأله ( 2056 )نمازگزار ميتواند سورهي جمعه يا توحيد يا هر سورهي ديگري را از روي نوشته يا قرآن در نماز خود بخواند.
مسأله ( 2057 )اگر در ميان نماز، امام از دنيا برود، مؤمنان بايد يك نفر را از خود پيش اندازند و بقيهي نماز را با او بخوانند و اگر امام در ميان نماز آگاه شود كه وضو ندارد، لازم است كسي را كه داراي شرايط است بهجاي خود قرار دهد كه مأمومان ادامهي نماز را با او بخوانند و در هر صورت، نماز مأمومان درست است و اگر امام يا مأمومان نتوانند كسي را تعيين كنند، خود، نماز را با قصد نماز جمعه به پايان برسانند و سپس نماز ظهر را بخوانند.
مسأله ( 2058 )نمازگزاران بايد تلاش كنند تا خطبهها را دريابند؛ هرچند اگر تنها نماز جمعه را درك كنند، نماز درست است.
مسأله ( 2059 )اگر كسي به همهي خطبهي عيد قربان، فطر و نماز جمعه گوش فرا ندهد و ميان خطبه برسد يا بهگونهاي گفتوگو كند كه مفاهيم خطبه را درنيابد، نماز جمعه درست است و نيازي به خواندن نماز ظهر نيست و نماز عيد نيز درست است؛ هرچند كار ناپسندي انجام داده است.
مسأله ( 2060 )جايز است نمازگزاران با گفتن تكبير و دادن شعارهايي در ميان خطبه، سخن امام جمعه را تأييد نمايند و هنگام شنيدن نام مبارك حضرت ولي عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ بلند شوند و صلوات فرستند و هنگامي كه امام جمعه دعا ميكند «آمين» گويند، ولي بايد از سخنان بيهوده پرهيز كنند.
مسأله ( 2061 )زن ميتواند با اجازهي شوهر در نماز جمعه و نشستهاي همگاني شركت نمايد. البته، در جايي كه حضور وي ضرورت شرعي داشته باشد، نيازي به اجازهي شوهر ندارد.
« نماز عيد فطر و قربان »
مسأله ( 2062 )نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان غيبت، مستحب است، ولي ميتوان آن را به جماعت برگزار نمود.
- · شرايط نماز عيد فطر و قربان
مسأله ( 2063 )نماز عيد فطر و قربان دو خطبه دارد كه پس از نماز است و هر خطبه همان چيزهايي را در بر دارد كه در خطبهي نماز جمعه گفته شد؛ مانند: حمد و ستايش الهي، دو گونهي شهادت، سفارش به تقوا تا پرداختن به مسايل و حوادث جاري مسلمانان و منطقه.
مسأله ( 2064 )وقت نماز عيد فطر و قربان از آغاز آفتاب روز عيد است تا هنگام ظهر شرعي.
مسأله ( 2065 )مستحب است نماز عيد قربان را پس از بلند شدن آفتاب بخواند و پس از آن قرباني كند و از گوشت قرباني، اندازهاي بخورد.
مسأله ( 2066 )در عيد فطر مستحب است پس از بلند شدن آفتاب افطار كند و زكات فطره را ـ كه واجب است ـ بپردازد و سپس نماز عيد را بخواند.
- · چگونگي نماز عيد فطر و قربان
مسأله ( 2067 )نماز عيد فطر و قربان اذان و اقامه ندارد و دو ركعت است كه در ركعت نخست پس از خواندن حمد و سوره بايد پنج تكبير بگويد و پس از هر تكبير يك قنوت بخواند و پس از قنوت پنجم، تكبير ديگري بگويد و به ركوع رود و دو سجده بجا آورد و برخيزد و در ركعت دوم، چهار تكبير بگويد و پس از هر تكبير، قنوت بخواند و پس از قنوت چهارم، تكبير ديگري بگويد و به ركوع رود و پس از ركوع، دو سجده، تشهد و سلام نماز را بگويد.
مسأله ( 2068 )در قنوت نماز عيد فطر و قربان، هر دعا و ذكري كه بخواند كافي است، ولي بهتر است به اميد ثواب، اين دعا را بخواند: «أَللّهُمَّ أَهْلَ الكِبْرياءِ والْعَظَمَة، وأهلَ الجُودِ وَالْجَبَروت، وأَهْلَ العَفْوِ والرَّحْمَة، وأَهْلَ التَّقْوي' وَالْمَغْفِرَة، أَسأَلُكَ بِحَقِّ ه'ذَا الْيَومِ، الَّذي جَعلتَهُ لِلمُسلِمينَ عيداً، ولِمُحَمَّدٍ، صَلّي اللّهُ عَلَيْهِ وآلِه، ذُخْراً وشَرَفاً وكَرامةً ومَزيداً، أَن تُصَلِّيَ عَلي' محمّد وآلِ محمّدٍ، وأَنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فيه محمّداً وآلَ محمّدٍ، وأَنْ تُخْرِجَني مِن كُلِّ سُوءٍ أَخرَجْتَ منه محمّداً وآلَ محمّد، صَلواتُكَ عَلَيْه وعَلَيهم، أَللّهمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ ما سَأَلكَ بِهِ عِبادُكَ الصّالِحون، وأَعوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنهُ عِبادُكَ المُخْلَصون» .
مسأله ( 2069 )مستحب است در نماز عيد فطر و قربان، قرائت نماز را بلند بخواند.
مسأله ( 2070 )نماز عيد سورهي ويژهاي ندارد، ولي بهتر است كه در ركعت نخست، سورهي شمس و در ركعت دوم، سورهي غاشيه را بخواند يا در ركعت نخست، سورهي اعلي و در ركعت دوم، سورهي شمس را بخواند.
مسأله ( 2071 )شايسته است در روز عيد فطر، پيش از نماز عيد با خرما افطار كند.
مسأله ( 2072 )مستحب است پيش از نماز عيد غسل كند و دعاهايي را كه پيش از نماز و پس از آن در كتابهاي دعا آمده است بخواند و با سنگيني گام بردارد.
مسأله ( 2073 )مستحب است در نماز عيد، در حال گفتن تكبير دستها را بلند كند و كسي كه نماز عيد ميخواند، آن را بلند بخواند؛ خواه امام جماعت باشد يا نمازگزار فرادا.
مسأله ( 2074 )پس از نماز مغرب و عشاي شب عيد و نيز در روز عيد و پس از نماز صبح، ظهر و عصر روز عيد و نيز پس از نماز عيد فطر اين تكبيرها را بگويد: «أَللّهُ أَكْبَر، أَللّهُ أَكْبَر، لا إِل'هَ إِلاَّ اللّهُ وَاللّهُ أَكْبَر، وَلِلّهِ الْحَمد، وَالْحَمْدُ لِلّه عَل'ي ما أَولانا، أَللّهُ أَكْبَرُ عَلي ما هَدانا» .
مسأله ( 2075 )در روز عيد قربان پس از ده نماز كه نخستين آن نماز ظهر روز عيد و آخرين آن نماز صبح روز دوازدهم ذيحجه است، تكبيرهايي را كه در مسألهي پيش گفته شد بگويد و پس از آن بگويد: «اللهاكبرُ عَلي ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ الاَنْعام وَالْحَمْدُللهِ عَلي ما اَولانا» ، ولي اگر عيد قربان در منا باشد تا از منا كوچ نكرده، پس از پانزده نماز كه اول آن نماز ظهر روز عيد و آخرين آن نماز صبح روز سيزدهم ذيحجه است، آن تكبيرها را بگويد.
مسأله ( 2076 )بهتر است نماز عيد زير سقف خوانده نشود، و در مكه مستحب است نماز عيد در مسجدالحرام خوانده شود.
مسأله ( 2077 )در نماز عيد مأموم بايد مانند نمازهاي ديگر، خود جز حمد و سوره چيزهاي ديگر نماز را بخواند و اگر مأموم هنگامي نماز را درك كند كه امام بخشي از تكبيرها را گفته است، پس از آنكه امام به ركوع رفت، بايد آن بخش از تكبيرها و قنوتها را كه با امام نگفته است خود بگويد و اگر در هر قنوت يك «سبحان الله» يا يك «الحمدلله» بگويد، كافي است.
مسأله ( 2078 )اگر در نماز عيد هنگامي نماز را دريابد كه امام در ركوع است، ميتواند نيت كند و تكبيرةالاحرام نماز را بگويد و به ركوع رود.
مسأله ( 2079 )اگر در تكبيرها و قنوتهاي نماز شك كند؛ چنانچه جاي آن گذشته باشد، به شك خود اعتنا نكند، ولي اگر جاي آن نگذشته است، طرف كمتر را بگيرد و چنانچه آشكار شود كه آن را گفته است، اشكال ندارد.
مسأله ( 2080 )اگر به سهو، قرائت يا تكبير يا قنوتها را فراموش كند و بجا نياورد و پس از رفتن به ركوع به ياد آورد، نماز درست است.
مسأله ( 2081 )اگر ركوع يا دو سجده يا تكبيرةالاحرام را فراموش كند، نماز باطل ميشود.
مسأله ( 2082 )اگر در نماز عيد، يك سجده يا تشهد را فراموش كند، لازم است آن را پس از نماز به اميد عمل به واقع بجا آورد و اگر كاري كند كه بايد براي آن در نمازهاي روزانهي يوميه سجدهي سهو بجا آورد، پس از نماز دو سجدهي سهو بگزارد.
« نماز قضا »
مسأله ( 2083 )كسي كه نماز واجب روزانهي خود را در وقت آن نخوانده، لازم است قضاي آن را بجا آورد؛ هرچند در همهي وقت نماز، خواب مانده باشد يا بهخاطر بيهوشي يا بيماري يا چيز ديگري نماز نخوانده باشد. همچنين است هر نماز واجب ديگري كه آن را در وقت خود نخوانده؛ حتي نمازي كه در وقت معيني به نذر بر او واجب شده است.
مسأله ( 2084 )نمازهاي يوميهاي كه زن در حال حيض يا نفاس نخوانده است، قضا ندارد و همچنين نماز عيد فطر و قربان نيز همين حكم را دارد.
مسأله ( 2085 )اگر پس از وقت نماز بداند نمازي كه خوانده باطل بوده، لازم است قضاي آن را بخواند.
مسأله ( 2086 )لازم است در خواندن نماز قضا كوتاهي نشود؛ هرچند ميتوان تا پيش از تنگي وقت آن را به تاخير انداخت.
مسأله ( 2087 )قضاي نمازهاي جهري و آشكار بايد بلند خوانده شود و نمازهاي اخفاتي و آهسته نيز واجب است آهسته خوانده شود و بلند يا آهسته خواندن قضاي نافله نيز مانند همان است، پس قضاي نافلههاي ظهر و عصر، آهسته و قضاي نافلهيهاي صبح، مغرب و عشا، بلند خوانده ميشود.
مسأله ( 2088 )كسي كه نميتواند وضو، غسل و تيمم را در وقت وجوب نماز انجام دهد، در آن هنگام، نماز بر او واجب نيست و هنگامي كه ميتواند طهارت داشته باشد، لازم است نماز را قضا نمايد.
مسأله ( 2089 )كافر اصلي؛ از هر نوعي كه باشد؛ چنانچه مسلمان شود، لازم نيست نمازهاي گذشته را قضا نمايد.
مسأله ( 2090 )مسلماني كه نماز نخوانده است؛ هرچند عذر داشته باشد يا مسلماني كه مرتد شده است؛ هرچند مرتد ملي باشد يا مسلماني كه حكم كافر را دارد؛ مانند: خوارج؛ چنانچه توبه كند، قضاي نماز بر او واجب است، ولي مسلماني كه شيعه شده و نماز خود را پيش از آن برابر احكام مذهب خود يا برابر مذهب شيعه با نيّت قربت خوانده است، لازم نيست قضاي آن را بگزارد، ولي اگر به هيچرو نماز نخوانده است، بايد آن را قضا نمايد.
مسأله ( 2091 )اگر بچه پيش از پايان وقت نماز هرچند به اندازهي يك ركعت وقت مانده باشد، بالغ شود، نماز ادا بر او واجب است و چنانچه نماز خود را نخواند، قضاي آن نماز بر او واجب است. همچنين است زن حايض يا نفسا كه پيش از پايان وقت، عذر از وي برطرف ميشود.
مسأله ( 2092 )كسي كه نماز جمعه بر او واجب است؛ چنانچه آن را در وقت آن انجام ندهد، لازم است نماز ظهر بخواند و در صورتي كه نماز ظهر را نيز نخواند، بايد قضاي آن را بجا آورد.
مسأله ( 2093 )قضاي نماز واجب را در هر وقتي از شبانه روز ميتوان انجام داد؛ خواه در سفر باشد يا در وطن، ولي چنانچه بخواهد نماز سفر را در وطن قضا كند، بايد آن را به صورت شكسته بگزارد و در صورتي كه بخواهد نماز قضا شده در وطن را در سفر انجام دهد، آن را به شكل تمام قضا كند.
مسأله ( 2094 )چنانچه نماز را در جايي مانند مسجدالحرام كه مكلّف ميتواند نماز را شكسته يا تمام بخواند نگزارد و بخواهد قضاي نماز را در غير آنجا بخواند، بايد به صورت شكسته قضا شود و چنانچه در همانجا قضا كند، ميان شكسته و تمام، اختيار دارد.
مسأله ( 2095 )كسي كه نماز قضا دارد، تا هنگامي كه براي انجام نماز اداي واجب وقت دارد ميتواند نماز قضا يا مستحب بخواند و خواندن نماز قضا پيش از نماز روزانه يا پس از آن اشكال ندارد.
مسأله ( 2096 )اگر احتمال دهد نماز قضايي دارد يا نمازهايي را كه خوانده درست نبوده است، قضا كردن آن واجب نيست.
مسأله ( 2097 )رعايت ترتيب در قضاي نمازهاي روزانه واجب نيست؛ براي نمونه، كسي كه يك روز نماز ظهر و روز بعد نماز عصر را نخوانده يا ظهر و عصر يك روز را نخوانده است واجب نيست نخست نماز ظهر و پس از آن، نماز عصر را قضا نمايد.
مسأله ( 2098 )اگر بخواهد قضاي چند نماز، غير از نمازهاي شبانهروز؛ مانند: نماز آيات را بخواند يا قضاي يك نماز روزانه با چند نماز غير از آن را بخواند، همانند قضاي نمازهاي شبانهروز كه رعايت ترتيب در آن واجب نيست، لازم نيست آن را به ترتيب بجا آورد.
مسأله ( 2099 )اگر نمازهايي را كه از او قضا شده نداند و گمان نيز نداشته باشد كدام يك پيشتر بوده، مستحب است آن را بهگونهاي بخواند كه ترتيب در آن رعايت شود و رعايت ترتيب در آن واجب نيست.
مسأله ( 2100 ) اگر نماز قضاي ميتي را ميخواند، واجب نيست رعايت ترتيب را نمايد.
مسأله ( 2101 )ميتوان براي نماز قضاي ميت، چند نفر را در يك وقت اجير نمود و واجب نيست براي هر يك، وقتي معيّن شود؛ خواه ترتيب قضا شدن را بداند يا نداند.
مسأله ( 2102 )كسي كه چند نماز از او قضا شده و شمارهي آن را نميداند، مانند آنكه نميداند چهار نماز از او قضا شده است يا پنج نماز؛ چنانچه شمارهي كمتر را بگزارد، بسنده است و نيز اگر شمارهي آن را ميدانسته و فراموش كرده است، اگر شمارهي كمتر را بخواند، كافي است.
مسأله ( 2103 )كسي كه نماز قضا از همين روز يا روزهاي پيش دارد، ميتواند پيش از خواندن نمازي كه قضا شده است، نماز اداي خود را بخواند و واجب نيست نماز قضا را پيش اندازد.
مسأله ( 2104 )كسي كه ميداند يك نماز چهار ركعتي نخوانده است و نميداند نماز ظهر بوده يا عصر يا عشا، با نيّت قضاي نمازي كه نخوانده است، يك نماز چهار ركعتي بخواند و در بلند خواندن و آهسته خواندن حمد و سورهي آن اختيار دارد.
مسأله ( 2105 )اگر از خواندن نماز قضاي خود ناتوان باشد، تا زنده است، ديگري نميتواند نمازهاي او را قضا نمايد.
مسأله ( 2106 )نماز قضا را ميتوان با جماعت خواند؛ خواه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا ـ و واجب نيست هر دو يك نماز بخوانند؛ براي نمونه، اگر نماز قضاي صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند، اشكال ندارد.
مسأله ( 2107 )نمازهاي مستحبّي كه وقت ويژهاي دارد، شايسته است اگر خوانده نشده، قضاي آن آورده شود، ولي اگر به سبب بيماري خوانده نشود، مستحب بودن قضا تأكيدي ندارد و اگر نمازهاي مستحبي را قضا نكند، مستحب است براي هر نماز، يك مُد طعام صدقه دهد.
مسأله ( 2108 )مستحب است بچهاي را كه داراي قدرت تمييز و تشخيص خوب و بد است به نماز خواندن و عبادتهاي ديگر تشويق كنند، بلكه مستحب است او را به قضاي نمازها نيز تشويق نمايند، ولي نبايد بهگونهاي باشد كه سبب وارد آمدن فشار و بيزاري او از نماز گردد.
مسأله ( 2109 )اگر پدر، نماز و روزهي خود را نگزارده باشد، بر پسر بزرگتر واجب است آن را پس از مرگ وي بجا آورد يا براي آن اجير گيرد؛ هرچند نماز را از روي نافرماني نخوانده باشند و نيز روزهاي را كه در سفر نگرفتهاند؛ هرچند ميتوانستهاند آن را قضا كنند، واجب است كه وي آن را قضا نمايد يا براي آن اجير گيرد.
مسأله ( 2110 )قضاي نمازهاي استيجاري كه بر پدر واجب شده بوده يا از پدر آنها بر عهدهي پدر بوده است، بر پسر بزرگتر واجب نيست.
مسأله ( 2111 )قضاي نماز ميّت بر پسرِ پسر(نوه) واجب نيست؛ هرچند در هنگام مردن شخص، از همهي بچههاي او بزرگتر باشد.
مسأله ( 2112 )چنانچه يكي از فرزندان از نظر سنّ و ديگري از جهت بلوغ بزرگتر باشد، قضاي نماز بر اولي واجب است.
مسأله ( 2113 )واجب نيست پسر بزرگتر وارث ميّت باشد؛ بر اين اساس، حتي اگر پسر به سبب يكي از علتهاي محروم شدن از ارث؛ مانند: قتل يا كفر، از ارث بيبهره باشد و از نظر شرعي مانع رسيدن ارث به او باشد، باز قضاي آن بر او واجب است.
مسأله ( 2114 )چنانچه دو پسر با يكديگر همزاد باشند، آن كه زودتر زاده شده، بزرگتر است؛ هرچند نطفهي ديگري زودتر بسته شده باشد.
مسأله ( 2115 )چنانچه در ميان وقت نماز و پس از گذشتن مدتي از آن كه ميتوانسته است در آن وقت نماز گزارد بميرد، باز قضاي آن نماز واجب است.
مسأله ( 2116 )اگر شك دارد كه پدر، نماز و روزهي قضا داشته است يا نه، چيزي بر او واجب نيست و نيازي به جستوجو نيز نميباشد.
مسأله ( 2117 )اگر بداند كه پدرِ پدرِ وي نماز قضا داشتهاند و شك كند كه بجا آورده شده است يا نه، قضا لازم نيست.
مسأله ( 2118 )اگر آشكار نباشد كه كدام پسر بزرگتر است، قضاي نماز و روزهي پدر بر هيچ يك واجب نيست.
مسأله ( 2119 )اگر ميت وصيت كرده باشد كه براي نماز و روزهي او اجير بگيرند و پس از آن كه اجير نماز و روزه او را بهگونهي درست بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزي واجب نيست. همچنين است اگر كسي به رايگان، نماز و روزهي او را قضا نمايد.
مسأله ( 2120 )اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، بايد برابر تكليف خود رفتار كند؛ براي نمونه، لازم است قضاي نماز صبح، مغرب و عشا را بلند بخواند.
مسأله ( 2121 )كسي كه خود، نماز و روزهي قضا دارد، اگر نماز و روزهي پدر نيز بر او واجب شود، ميتواند هر كدام را كه بخواهد پيش از ديگري بجا آورد.
مسأله ( 2122 )اگر پسر بزرگتر هنگام مرگ پدر و مادر، نابالغ يا ديوانه باشد، هنگامي كه بالغ يا عاقل گرديد، قضاي نماز و روزهي آنها بر وي لازم ميشود.
مسأله ( 2123 )اگر پسر بزرگتر، پيش از آن كه نماز و روزهي پدر را قضا كند بميرد؛ چنانچه مرگ پدر بهاندازهاي طول كشيده است كه ميتوانسته قضاي نماز و روزهي آنها را بجا آورد، بر پسر دوم چيزي واجب نيست و اگر اين اندازه طول نكشيده باشد، قضاي آن بر پسر دوم واجب است.
« نيابت »
مسأله ( 2124 )نماز و عبادتهايي را كه ميت انجام نداده است ميتوان پس از مرگ وي به نيابت از او انجام داد.
نيابت در حال زنده بودن، تنها در حج به هنگام ناتواني يا ناچاري و در زيارت امكانپذير است.
نيابت ميتواند تبرّعي (بدون مزد) يا با اجاره يا جعاله يا شرط در ضمن عقد و مانند آن باشد؛ به اين معنا كه ديگري را اجير كند و به او مزد دهد تا آن را بجا آورد، و اگر كسي بدون مزد هم آن را انجام دهد، درست است.
مسأله ( 2125 )ميتوان براي برخي از كارهاي مستحبّي؛ مانند: حج، عمره و زيارت حرم پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم و امامان : يا ديگر مؤمنان، از جانب مردگان يا زندگان اجير شد و يا ثواب امر مستحبّ را به مردگان يا زندگان هديه نمود.
مسأله ( 2126 )لازم است نايب هنگام نيّت، قصد نيابت كند و ديگري را تعيين نمايد؛ هرچند به اجمال باشد، ولي نياز نيست نام او را بداند و همين اندازه كه نشانهاي براي او در قصد و نيت خود قرار دهد بسنده است. پس اگر نيت كند از جانب كسي نماز ميخواند كه براي او اجير شده، كافي است.
مسأله ( 2127 )نايب بايد كار خود را به قصد آنچه بر عهدهي ميّت است بجا آورد و اگر كاري را انجام دهد و ثواب آن را براي او هديه كند، كافي نيست، ولي اگر براي هديه كردن ثواب اجير شده باشد و كاري را انجام دهد و ثواب آن را به ميّت هديه نمايد، كافي است.
مسأله ( 2128 )بايد كسي را اجير كند كه اطمينان دارد كار را بهدرستي انجام ميدهد، ولي اگر پس از خواندن نماز شك نمايد كه درست خوانده است يا نه، اشكال ندارد.
مسأله ( 2129 )كسي كه ديگري را براي ميّت اجير كرده اگر بداند كه او كار را انجام نداده يا آن را باطل انجام داده است، بايد دوباره اجير بگيرد.
مسأله ( 2130 )هرگاه شك نمايد كه اجير، كار را انجام داده است يا نه، همين كه مورد اطمينان باشد و بگويد انجام داده، كافي است و نيز اگر شك كند كه كار او درست بوده است يا نه، آن را درست بداند.
مسأله ( 2131 )نميتوان كسي را كه عذري دارد و براي نمونه با تيمم يا نشسته نماز ميخواند، اجير كرد؛ هرچند نماز ميت به همين شيوه قضا شده باشد، و اجير گرفتن كسي كه با وضو يا غسل جبيرهاي نماز ميخواند و همچنين اجير گرفتن كسي كه دست يا پا ندارد، اشكال دارد.
مسأله ( 2132 )مرد براي زن و زن براي مرد ميتواند اجير شود و در بلند و آهسته خواندن بايد برابر تكليف خود رفتار نمايد.
مسأله ( 2133 )اجير كردن بچهاي كه خوب و بد را ميفهمد و زمينههاي نماز را رعايت ميكند درست است.
مسأله ( 2134 )نياز نيست قضاي نمازهاي ميّت را ـ در صورتي كه ترتيب آن را ميداند ـ به ترتيب بخواند.
مسأله ( 2135 )اگر با اجير شرط كند كه كاري را به شيوهي ويژهاي انجام دهد؛ براي نمونه بگويند: نماز را در مسجد يا در فلان ساعت بخواند، بايد برابر شرط رفتار كند، ولي چنانچه شرط ويژهاي با او نگذارند، لازم است آن را برابر تكليف خود و بهصورت عادي انجام دهد و در مستحبات نيز چيزي را كه رايج است بجا آورد و بيش از آن نياز نيست؛ مگر آنكه شرط شود.
مسأله ( 2136 )كسي كه بهجاي ديگري عبادتي انجام ميدهد، نبايد كاري را كه مرجع تقليد آن را حرام ميداند انجام دهد. البته، اين حكم در صورتي است كه برتري و رجحان وي بر ديگران احراز شده باشد. همچنين اگر بخواهد نشانههاي درستي در كار خود را آشكار سازد، لازم است فتواي مرجع تقليد خود را رفتار نمايد؛ خواه آن را به نيابت از شخص زنده انجام دهد؛ مانند: نماز يا طواف، يا از سوي ميت، و خواه ميت دربارهي آن وصيت كرده باشد يا نه، بدون مزد باشد يا با مزد.
مسأله ( 2137 )اگر با اجير شرط نكند كه در نماز چه ميزان از مستحبات را بخواند، هر اندازه از آن را كه بخواند كافي است و ميتواند نماز را بدون مستحبات نيز بجا آورد.
مسأله ( 2138 )اگر ترتيب نمازهايي را كه قضا شده است ميداند و بخواهد براي آن اجير بگيرد، نياز نيست براي هر كدام از آنها وقتي تعيين نمايد و نيز چنانچه چند نفر را براي نماز قضاي ميّت اجير كند، نياز نيست براي هر كدام از آنها وقتي تعيين كند.
مسأله ( 2139 )اگر اجير شود كه براي نمونه نمازهاي ميت را در مدت يك سال بخواند ولي پيش از پايان سال بميرد، لازم است براي نمازهايي كه يقين دارند بجا نياورده است ديگري را اجير نمايند و اگر احتمال ميدهند يا شك دارند كه آن را بجا آورده است، نياز نيست اجير بگيرند.
مسأله ( 2140 )اگر اجير پيش از پايان گزاردن همهي نمازها بميرد؛ هرچند مزد همهي آن را گرفته باشد؛ چنانچه آشكارا نگفته باشند كه ديگري نيز ميتواند نماز را بجا آورد، لازم است مزد بخشي را كه نخوانده است از دارايي او به سرپرست ميّت بدهند؛ براي نمونه، اگر نيمي از آن را نخوانده، بايد نيمي از اجرتي را كه گرفته است، از دارايي او به سرپرست ميّت بدهند و اگر آشكارا گفته باشند كه ديگري هم ميتواند نماز را بخواند، بايد از دارايي او براي نمازهايي كه اجير آن بوده است نايب بگيرند.
مسأله ( 2141 )اگر اجير، همهي مزد را بگيرد و پيش از گزاردن نمازهاي ميّت بميرد و خود نيز نماز قضا داشته باشد، بايد از دارايي او براي نمازهايي كه اجير آن بوده است، ديگري را نايب بگيرند يا خود، آن را بخوانند، ولي چنانچه اجير گيرنده شرط كرده باشد كه تنها خود اجير آن را بجا آورد، نميتوان براي آن نمازها از دارايي او برداشت؛ مگر با رضايت وارث يا در صورتي كه اجير وصيّت كرده باشد از يكسوم دارايي او براي آن نمازها هزينه كنند.
« نماز آيات »
وجوب نماز آيات
مسأله ( 2142 )نماز آيات به سبب چهار چيز واجب ميشود:
نخست ـخورشيد گرفتگي(كسوف)؛
دوم ـماه گرفتگي(خسوف)؛ هرچند در اين دو مورد، بخش كمي از آن گرفته شود يا كسي هم از آن نترسد؛
سوم ـزلزله؛ هرچند كسي نيز از آن نترسد؛
چهارم ـرعد، برق و بادهاي سياه و سرخ و مانند آن كه آيات آسماني و زمينياند و سبب ترس بيشتر مردم ميشوند.
مسأله ( 2143 )در پيشآمدهاي زميني ديگري؛ مانند: فرو رفتن آب دريا، ريختن كوه و شكافته شدن زمين كه سبب ترس بيشتر مردم ميشود، نماز آيات؛ هرچند واجب نيست، ولي مستحب است با اميد به رحمت الهي و گشايش خير خوانده شود.
مسأله ( 2144 )اگر از چيزهايي كه نماز آيات براي آن واجب است، بيش از يكي پيش آيد، لازم است براي هر كدام يك نماز آيات خوانده شود، مثل اينكه چند بار زلزله شود يا دو مورد از آن پيش آيد، مانند آن كه گرفتن خورشيد با زلزله همراه گردد، ولي اگر اين پديدهها در ميان نماز آيات رخ دهد، همان يك نماز بسنده است.
مسأله ( 2145 )كسي كه قضاي چند نماز آيات بر او واجب است، خواه همهي آنها براي يك چيز بر او واجب شده باشد؛ براي نمونه، سه بار خورشيد گرفته شده و نماز آنها را نخوانده باشد يا براي چند چيز باشد؛ براي نمونه، براي آفتاب گرفتگي، ماه گرفتگي و زلزله، هنگامي كه قضاي آنها را ميخواند نياز نيست در نيّت معين كند كه براي كدام مرتبه يا كداميك از آنها نماز ميخواند.
مسأله ( 2146 )چيزهايي كه نماز آيات براي آن واجب است، در هر منطقهاي پيش آيد، تنها بر مردم همان منطقه لازم است نماز آيات بخوانند و بر مردم منطقههاي ديگر واجب نيست؛ هرچند از توابع يكديگر و با يك نام خوانده شوند، ولي اگر اين مناطق به اندازهاي به هم نزديك باشند كه همهي آنها يك منطقه بهشمار آيند، نماز آيات بر مردم همهي آن منطقه واجب است.
مسأله ( 2147 )از هنگامي كه گرفتن خورشيد يا ماه آغاز ميشود، لازم است نماز آيات خوانده شود و وقت آن تا هنگامي است كه همهي آن باز نشده باشد.
مسأله ( 2148 )اگر خواندن نماز آيات را بهاندازهاي تأخير اندازد كه همهي قرص آفتاب يا ماه باز شود، لازم است نيت قضا كند.
مسأله ( 2149 )اگر مدّت گرفتن خورشيد يا ماه بيشتر از خواندن يك ركعت باشد، ولي نماز را نخواند، تا هنگامي كه به اندازهي خواندن يك ركعت به باز شدن آن وقت مانده باشد، لازم است نيت ادا كند، بلكه اگر مدّت گرفتن آنها به اندازهي خواندن يك ركعت يا اندكي كمتر باشد، نمازي را كه ميخواند اداست، ولي چنانچه مدّت گرفتن ماه يا خورشيد به اندازهي خواندن يك ركعت يا اندكي كمتر نيز نباشد، نيّت قضا كند.
مسأله ( 2150 )هنگامي كه زلزله، رعد و برق و مانند آن پيش آيد، لازم است بيدرنگ نماز آيات را بخواند؛ بهگونهاي كه از ديد مردم تأخير بهشمار نيايد و اگر بدون عذر، تأخير شود، گناه است.
مسأله ( 2151 )اگر از گرفتن آفتاب يا ماه آگاه نباشد و زمان گرفتن آن را نداند و پس از باز شدن آن بداند كه خورشيد يا ماه گرفته بوده است، قضاي نماز آيات را بخواند، حتي اگر بداند بخشي از آن گرفته بوده، قضاي نماز آيات واجب است.
مسأله ( 2152 )اگر گروهي بگويند: خورشيد يا ماه گرفته است؛ چنانچه گفتهي آنان سبب اطمينان نشود و نماز آيات نخواند و سپس آشكار شود درست گفتهاند، خواندن نماز آيات واجب است.
مسأله ( 2153 )اگر به گفتهي ستارهشناس يا كساني كه از اين امور آگاهي دارند، اطمينان يابد كه يكي از سببهاي نماز آيات رخ داده، لازم است نماز آيات را بخواند و نيز اگر بگويند در زماني خورشيد يا ماه ميگيرد و درازاي آن تا چه اندازهاي است و به گفتهي آنان اطمينان يابد، لازم است وقت را رعايت كند.
مسأله ( 2154 )اگر بداند نماز آياتي كه خوانده باطل بوده، لازم است آن را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته است، قضا نمايد.
مسأله ( 2155 )اگر در وقت نماز يوميه، نماز آيات نيز بر كسي واجب شود؛ چنانچه براي هر دو نماز وقت دارد و ناچار به خواندن يكي از آن دو پيش از ديگري نيست، هر كدام را كه پيشتر بخواند اشكال ندارد و اگر لازم باشد يكي را پيش از ديگري بخواند؛ مانند نماز آياتي كه به واسطهي زلزله واجب شود، لازم است نخست آن را بخواند، و اگر وقت هر دو تنگ باشد، نخست نماز يوميه را بخواند.
مسأله ( 2156 )اگر در ميان نماز يوميه بداند كه وقت نماز آيات تنگ است يا نماز آيات بيدرنگ بر عهدهي اوست؛ چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، لازم است آن را به پايان برساند و سپس نماز آيات را بخواند و در غير اينصورت، بايد آن را قطع نمايد و نخست نماز آيات و پس از آن، نماز يوميه را بجا آورد.
مسأله ( 2157 )اگر در ميان نماز آيات بداند كه وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها كند و نماز يوميه بخواند و پس از آنكه نماز را به پايان برد، پيش از انجام كاري كه نماز را باطل سازد، دنبالهي نماز آيات را از همانجا كه رها كرده است بخواند.
مسأله ( 2158 )اگر در هنگام حيض يا نفاس زن، خورشيد يا ماه بگيرد يا رعد و برق و مانند آن پيش آيد و تا پايان هنگامي كه خورشيد يا ماه باز ميشود در حيض يا نفاس باشد، نماز آيات بر او واجب نيست و قضا نيز ندارد.
مسأله ( 2159 )نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت، پنج ركوع دارد، بدينگونه كه پس از نيت، تكبير بگويد و يك حمد و سورهي تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و سوره بخواند، باز به ركوع رود تا پنج بار و پس از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مانند ركعت نخست بجا آورد و تشهد و سلام را بخواند.
مسأله ( 2160 )نمازگزار ميتواند در نماز آيات پس از نيّت و تكبير و خواندن حمد، آيههاي يك سوره را پنج بخش كند و يك آيه يا كمتر يا بيش از آن را در هر يك از بخشها بخواند، ولي نبايد هر يك از بخشها در معنا ناقص باشد، و سپس به ركوع رود و سر بردارد و بدون اينكه حمد بخواند، بخش دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همينگونه تا پيش از ركوع پنجم، سوره را به پايان برساند و بعد به ركوع رود و ركعت دوم را نيز به همين شيوه بجا آورد.
نمازگزار براي نمونه ميتواند سورهي توحيد را به ترتيب زير تقسيم كند: پيش از ركوع نخست: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْم'نِ الرَّحيم» و پس از ركوع دوم، جملهي: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد» را بخواند و به ركوع رود، و بعد بايستد و بگويد: «أَللّهُ الصَّمَد» و به ركوع رود و پس از ركوع بايستد و بگويد: «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَد» و باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: «وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَد» ، و پس از آن به ركوع پنجم برود و پس از سر برداشتن، دو سجده بجا آورد و ركعت دوم را هم مانند ركعت نخست بگزارد و پس از سجدهي دوم، تشهد بخواند و سلام نماز را بگويد.
در نمونهي ديگر ميتوان سورهي فلق را اينگونه تقسيم نمود: نخست، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْم'نِ الرَّحيم، قُلْ أَعوذُ بِرَبِّ الْفَلَق» را بگويد و به ركوع برود و سپس بايستد و بگويد: «مِنْ شَرِّ ما خَلَق» ، و دوباره به ركوع رود و پس از ركوع بايستد و بگويد: «وَمِنْ شَرِّ غاسقٍ إِذا وَقَب» ، و باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: «وَمِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِي الْعُقَد» ، و به ركوع برود و باز هم سر بردارد و بگويد: «وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَد» ، و پس از آن به ركوع پنجم برود و دنبالهي نماز را ـ چنانچه گفته شد ـ دنبال نمايد.
مسأله ( 2161 )اگر در يك ركعت از نماز آيات، پنج بار حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر، يك حمد بخواند و سوره را پنج بخش كند، اشكال ندارد.
مسأله ( 2162 )چيزهايي كه در نماز يوميه واجب يا مستحب است، در نماز آيات نيز واجب يا مستحب ميباشد و مستحب است نماز آيات را به جماعت بخواند و در اين صورت مانند نمازهاي يوميه، امام، قرائتهاي نماز را ميخواند و مستحب است قرائت آن را بلند بخواند؛ هرچند در آفتاب گرفتگي باشد، ولي در نماز، چنانچه با جماعت باشد، ميتوان بهجاي اذان و اقامه، سه بار به اميد ثواب گفت: «أَلصَّلاة».
مسأله ( 2163 )مستحب است پيش از ركوع و پس از آن تكبير بگويد و پس از ركوع پنجم ركعت نخست و دوم بگويد: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَه» .
مسأله ( 2164 )شايسته است پيش از ركوع دوم و چهارم ركعت نخست و پيش از ركوع نخست و سوم و پنجم ركعت دوّم قنوت بخواند و اگر دو قنوت، يكي پيش از ركوع پنجم ركعت نخست و ديگري پيش از ركوع پنجم ركعت دوّم يا تنها يك قنوت پيش از ركوع پنجم ركعت دوّم بخواند، بسنده است.
مسأله ( 2165 )اگر در نماز آيات شك نمايد چند ركعت گزارده است و گمان وي به سويي نرود، نماز باطل است.
مسأله ( 2166 )اگر در نماز آيات شك نمايد كه در ركعت نخست است يا در ركعت دوم و گمان وي طرفي را برنگزيند، نماز باطل است، ولي اگر بداند در كدام ركعت است و در شمارهي ركوع شك كند؛ براي نمونه شك نمايد كه چهار ركوع كرده است يا پنج ركوع، چنانچه شك او پيش از رسيدن به سجده باشد، لازم است ركوعي را كه شك دارد بجا آورد، ولي اگر به سجده رسيده باشد، لازم است به شك خود اعتنا نكند.
مسأله ( 2167 )هر يك از ركوعهاي نماز آيات يك ركن است كه هرگاه به عمد يا سهو كم يا زياد شود، نماز باطل است.
« نماز خوف »
مسأله ( 2168 )نمازي كه انسان در حال ترس از دشمن، دزد، درنده و مانند آن به هر شيوهي ممكن يا همانند نماز مسافر به صورت شكسته ميگزارد، نماز خوف است؛ البته، به شرط آنكه شكسته خواندن نماز در دفاع يا ايمني از دشمن مؤثر باشد.
مسأله ( 2169 )از انسان بالغ، عاقل و داراي شرايط، «نماز» در هيچ حالي برداشته نميشود؛ حتي در حال درگيري، حملهي دزد يا درنده؛ به هر شكل ممكن بايد نماز خود را خواند: اگر ممكن باشد به حالت ايستاده و در غير اين صورت، به شيوهي نشسته يا در حال راه رفتن يا به صورت پياده، سواره يا خوابيده، و بايد تا ممكن است تكبيرةالاحرام را رو به قبله گفت و بقيهي نماز را نيز هر اندازه كه ميتوان رو به قبله انجام داد، و اگر نميتوان ركوع و سجود را به شيوهي كامل بجا آورد، لازم است به اشاره انجام گيرد و چنانچه نماز خواندن به اين اندازه هم ممكن نباشد، واجب است پس از نيّت، تكبيرةالاحرام را گفت و بهجاي هر ركعت، يك «سُبحانَ اللّهِ وَالْحَمدُللّهِ وَلا إلهَ إلاّ اللّهُ وَاللّهُ أَكْبَر» گفته و به دنبال آن دعاي ديگري نيز خوانده شود و سپس با تشهد و سلام، نماز را تمام كند و اگر به وظيفهي خود به هر شكل ممكن عمل نمايد، نيازي به اعاده يا قضاي نماز نيست.
مسأله ( 2170 )اگر به جهت ضرورت، برخي از نماز، براي نمونه، در حالت راه رفتن يا سواره خوانده شود و در بين نماز، ضرورت برطرف شود، بايد باقيماندهي نماز را به صورت كامل خواند. همچنين اگر برخي از نماز به صورت كامل انجام گيرد و در بين آن، خوف و ضرورت پيدا شود، باقيماندهي آن به حسب ضرورت انجام ميگيرد.
مسأله ( 2171 )اگر به وجود دشمن يا درنده يقين شود و نماز به صورت شكسته يا در حال راه رفتن انجام گيرد و بعد معلوم شود اشتباه شده، چنانچه وقت نماز باقي است، بايد نماز را دوباره خواند، و در صورتي كه وقت گذشته است، قضا ندارد.
مسأله ( 2172 )اگر نمازگزار براي دفع حملهي حيوان درنده يا دزد، نماز را به نيّت نماز خوف به صورت دو ركعتي يا سواره و يا در حال راه رفتن بجا آورد و تا آخر وقت نماز، خوف او باقي باشد، نماز صحيح است و در غير اينصورت، لازم است دوباره نماز به صورت كامل گزارده شود.
« نماز استسقا (درخواست باران) »
مسأله ( 2173 )به هنگام كم شدن بارندگي كه بيشتر به سبب رعايت نشدن حقوق الهي و نپرداختن حقوق مالي؛ مانند خمس و زكات، دستگيري نكردن از فقيران و احترام نگذاشتن به حقوق افراد پيش ميآيد، مستحب است براي آمادهسازي روح و سلامت جان و برطرف ساختن كاستيهاي موجود، نماز باران گزارده شود.
مسأله ( 2174 )نماز باران همانند نماز عيد فطر و قربان داراي دو ركعت است كه در ركعت نخست بعد از حمد، سوره خوانده ميشود و سپس تكبير ميگويد و آنگاه قنوت را ميخواند و اين عمل را به گونهاي تكرار مينمايد تا پنج تكبير كامل گردد و سپس همين گونه اين عمل را در ركعت دوم انجام ميدهد، ولي در شمارهي تكبيرها بايد به چهار تكبير اكتفا شود.
مسأله ( 2175 )در قنوت هر دعايي بخواند كافي است و بهتر است دعاي طلب باران و گشايش رحمت الهي را بخواند و پيش از دعا بر محمد و آل محمد 9 درود و صلوات فرستد.
مسأله ( 2176 )مستحب است نماز را بلند و به جهر بخواند و همان سورههايي را برگزيند كه در نماز عيد فطر و قربان خوانده ميشود.
مسأله ( 2177 )شايسته است مردم در ابتدا سه روز روزه بگيرند و در روز سوم بيرون آيند و بهتر است اين روز، دوشنبه باشد و چنانچه ممكن نيست، نماز در روز جمعه گزارده شود.
مسأله ( 2178 )مستحب است امام همراه مردم با وقار و خشوع و در حالي كه همه انابه و زاري مينمايند بيرون آيد و مكاني پاكيزه را براي نماز انتخاب نمايند و كودكان و پيران را به همراه آورند و اطفال را از مادران خود جدا گزارند تا صداي گريه و شيون آنان بلند شود.
مسأله ( 2179 )نماز باران اذان و اقامه ندارد و مستحب است پيش از آن سه بار گفته شود: الصلاة.
مسأله ( 2180 )مستحب است امام عباي خود را بر عكس بپوشد؛ به اين گونه كه طرف راست عبا را بر دوش چپ خود بيندازد و بر بالاي منبر رود و در حالي كه روبهروي خود را مينگرد صد بار تكبير گويد و آنگاه رو به مردمي كه در جانب راست وي هستند بنمايد و صد بار تسبيح بگويد و سپس رو به جانب چپ نمايد و صد بار تهليل بخواند و آنگاه رو به مقابل خود نمايد و صد بار حمد بگويد و سپس خطبه بخواند و زاري و ناله و فغان داشته باشد و مردم نيز ميتوانند ذكرهاي گفته شده را با صداي بلند به همراه وي بگويند.
« مسجد »
مسجد، نماد ياد الهي است و نمازگزار در اين مكان مقدس بهتر ميتواند خويشتن خويش را از غير خدا فارغ سازد و خود را به معشوق دلها نزديكتر نمايد.
مسجد، نماد وحدت، همدلي، يكساني و يكتايي مسلمانان با يكديگر و قرب و حضور آنان در پيشگاه حضرت حق است كه شور اين وحدت در نماز جماعت و مصافحه كه نشانگر اخوت و برادري ايماني است ظاهر ميگردد.
مسجد، خانهي اول و قبلهي دوم مسلمانان است كه اوج و عروج مؤمن از آن خانه، معراج را شكل ميدهد.
مسجد، در مقابل دشمن سنگر است و همانگونه كه سنگر، محافظ انسان است، بايد از آن حفاظت نمود تا دشمن در آن تزلزل ايجاد ننمايد. البته، شيطان در داخل و خارج مرزهاي اسلام براي مسجد، دو مقابل ايجاد كرده است: يكي خانقاه در درون اسلام و ديگري دير، كنشت و كليسا در خارج از مرزهاي اسلام؛ اگر اين مراكز، محل عبادت و مركز آگاهي و وحدت انسانها نباشد.
مسأله ( 2181 )نشانكردن جايي براي مسجد نيازي به خواندن صيغهي وقف ندارد، بلكه هر كاري كه دلالت بر آن كند كافي است؛ هرچند به كار بردن لفظ در وقف و تلفّظ به وقف بودن مكاني براي مسجد بهتر است.
مسأله ( 2182 )پذيرش وقف مسجد از سوي متولي يا حاكم شرع، صيغه يا قصد قربت نياز ندارد. كافي است واقف با نيّت و اراده، به عربي يا فارسي بگويد: «جَعَلْتُهُ مَسجِداً للَّهِ» و مسجد بودن را به معنايي كه در عرف مسلمانان رايج است، اعلام كند و يا در عمل اين كار را انجام دهد؛ يعني براي واقع شدن وقف، كافي است تنها كسي كه نماز وي درست است با اجازهي واقف، نمازي در آن بخواند.
مسأله ( 2183 )مسجد مخالفان(اهل سنت)، در صورتي كه محكوم به كفر نباشند، در حكم مسجد است و بايد احكام و شؤون آن رعايت گردد.
كليسا، كنيسه و كنشت در تقرّب و بهرهدهي معنوي و لزوم رعايت احترام در حكم چنين مسجدي است.
مسأله ( 2184 )نجس كردن زمين، سقف و ناحيهي داخلي ديوار مسجد حرام است و نيز ناحيهي بيرون ديوار و پشتبام آن را در صورتي كه بيحرمتي به آن دانسته شود، نبايد نجس كرد و هر كس بداند بخشي از مسجد نجس شده است، بايد بيدرنگ آن را پاك نمايد.
مسأله ( 2185 )اگر نتواند مسجد را پاك نمايد، مانند اين كه مسافر باشد يا نياز به كمك داشته باشد و كسي را نيابد، بايد به كساني كه ميتوانند آگاهي دهد يا از آنها كمك بگيرد و اگر نميتواند، پاك كردن مسجد بر او واجب نيست.
مسأله ( 2186 )گذاشتن چيزهاي نجس و متنجس در مسجد در صورتي كه نجاست آن به مسجد نرسد و سبب بياحترامي به آن نگردد، اشكال ندارد.
مسأله ( 2187 )هرگاه مسجد نجس شود، بر همه واجب است كه آن را پاك كنند و اگر يك يا چند نفر به تطهير آن بپردازند، از عهدهي ديگران برداشته ميشود و در غير اين صورت، همه گناهكار هستند و در اين حكم، كسي كه مسجد را نجس كرده است با ديگران تفاوتي ندارد.
مسأله ( 2188 )اگر بخشي از مسجد نجس شود كه پاك نمودن آن تنها با خراب كردن آن ممكن ميباشد، در صورتي كه اين امر سبب خرابي كلّي و زيان رسيدن به وقف نباشد، بايد آن بخش را خراب نمايند و پر كردن و ساختن دوبارهي آن بخش نيز واجب نيست؛ مگر اينكه كسي كه آن را نجس كرده است خود آن را خراب كند كه بايد آن را به حالت نخستين خود باز گرداند و اگر چيزي مانند آجر مسجد نجس شود، در صورتي كه ممكن است بايد آن را آب كشند و سپس در جاي اول خود بگذارند.
مسأله ( 2189 )اگر مسجد بهگونهاي نجس شود كه براي تطهير آن بايد همهي آن را خراب نمود، در صورتي كه شخص نيكوكاري باشد كه آن را پس از تخريب بسازد، خراب كردن آن جايز است و در غير اينصورت، بايد صبر كنند تا چنين فردي يافت شود.
مسأله ( 2190 )اگر مسجدي را غصب كنند و آن را به كلي از صورت مسجد درآورند؛ بهگونهاي كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم نجس كردن آن حرام است و احكام مسجد را دارد.
مسأله ( 2191 )اگر در طرح گسترش و نوسازي كوچه و خيابانهاي شهر و روستا بخشي از مسجد در طرح كوچه و خيابان قرار گيرد بهگونهاي كه ديگر نتوان مسجدي را در آنجا ساخت، احكام مسجد را ندارد.
مسأله ( 2192 )گذاشتن ميّت در مسجد پيش از غسل دادن وي مانعي ندارد؛ مگر آن كه سبب رسيدن نجاستي مانند ادرار يا خون از ميت به مسجد يا بياحترامي به مسجد باشد.
مسأله ( 2193 )نجس كردن يا آلوده ساختن حرم پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم و امامان : و بقعههاي مقدس ديگر، اگر سبب هتك حرمت باشد، حرام است و در اين صورت، تطهير آن نيز واجب است و در صورتي كه نجس گردد و نجس ماندن آن بياحترامي بهشمار رود، بايد آن را بيدرنگ تطهير نمود.
مسأله ( 2194 )اگر فرش يا چيزي از مسجد نجس شود، بايد آن را آب كشيد و اگر به واسطهي آب كشيدن خراب ميشود، بايد كسي كه آن را نجس كرده است ـ چنانچه بتواند ـ خسارت آن را بپردازد.
مسأله ( 2195 )بردن عين نجاست؛ مانند خون، به مسجد حرام است، هرچند بياحترامي به مسجد نباشد؛ مگر چيزي جزيي كه گاه در لباس و بدن افراد وجود دارد؛ ولي بردن چيزي كه نجس شده است؛ مانند: لباس و كفش نجس، در صورتي كه بياحترامي به مسجد نباشد و باعث آلودگي مسجد نگردد، حرام نيست.
- · برگزاري مراسم جشن يا عزاداري در مسجد
مسأله ( 2196 )برگزاري مراسم عزاداري و سوگواري يا جشنهاي مذهبي و مانند آن در مسجد، اشكال ندارد.
كارهايي مانند پارچهي سياه زدن و بردن وسايل پذيرايي در مسجد، در صورتي كه به آن زياني نرساند و حرمت مسجد را در مخاطره قرار ندهد و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.
مسأله ( 2197 )مسجد را بايد ساده نگاه داشت و نبايد با طلا يا چيزهاي جلف زينت نمود. چنين كارهايي افزوده بر آلوده ساختن مسجد به زيور دنيا، حرام نيز ميباشد. البته، اين امر غير از زيبا سازي صوري و نظيف بودن مسجد است كه اشكال ندارد.
مسأله ( 2198 )نبايد صورت چيزي را در مسجد نقاشي كرد؛ بهويژه چيزهايي كه سبب انصراف مؤمنان از عبادت و توجه به حضرت حق ميگردد نبايد در مسجد ايجاد شود.
مسأله ( 2199 )مسجد را نبايد مركزي براي تبليغات خطي و گروهي قرار داد.
مسأله ( 2200 )نقاشي چيزهايي كه روح ندارد؛ مانند: گل و بوته، در مسجد ناپسند است و نماز خواندن روبهروي اين نقشها؛ هرچند در هم كشيده شده باشد، شايسته نيست، ولي نوشتن آيات قرآن كريم و احاديث بهصورت درست و خوانا در مسجد اشكال ندارد.
- · عدم امكان فروش مسجد و وسايل آن
مسأله ( 2201 )اگر مسجد خراب شود، نميتوان آن را فروخت يا داخل ملك و جاده نمود.
مسأله ( 2202 )فروختن در، پنجره و چيزهاي ديگر مسجد حرام است؛ خواه جزو بنا شمرده شود يا خير، و اگر مسجد خراب شود، بايد آن را براي بازسازي همان مسجد هزينه كنند و چنانچه به كار آن مسجد نيايد، بايد در مسجد ديگر هزينه شود، ولي اگر به كار مسجدهاي ديگر نيز نيايد، ميتوانند آن را بفروشند و پول آن را در صورتي كه ممكن است، براي بازسازي همان مسجد و در صورتي كه ممكن نيست، براي بازسازي مسجد ديگري هزينه نمايند.
مسأله ( 2203 )غلّه و نذوراتي را كه براي مسجد معيني در نظر گرفته ميشود، در صورت بينيازي مسجد يا معذور بودن در هزينه نمودن براي آن، ميتوان براي مسجدهاي ديگر هزينه نمود.
مسأله ( 2204 )همچنين است حكم غلاّت و نذورات وقفي مشاهد مشرّفه كه در صورت معذور بودن در هزينه نمودن آن در موارد معين شده يا مشابه آن، براي همهي كارهاي نيك ميتواند هزينه شود.
مسأله ( 2205 )بايد مسجد را در جاي شايسته و به اندازهي نياز ساخت و بازسازي مسجدي كه نزديك به خرابي است لازم ميباشد.
مسأله ( 2206 )اگر مسجد بهگونهاي خراب شود كه نتوان آن را بازسازي كرد، ميتوان آن را خراب و بازسازي نمود، بلكه ميتوان مسجدي را كه خراب نشده است براي برآورده كردن نياز مردم به فضاي بزرگتر خراب كرد و آن را بزرگتر ساخت.
مسأله ( 2207 )تميز كردن مسجد، روشن كردن روشنايي در آن، كوشش در تأمين نيازها و لوازم آن و قرار دادن جاي شايسته براي تطهير نمودن و ساختن وضوخانه در خارج از آن مستحب است.
مسأله ( 2208 )مستحب است خود را براي رفتن به مسجد، خوشبو كرد، لباس پاكيزه و شايسته پوشيد، ته كفش خود را بررسي نمود كه به نجس يا كثيفي آلوده نباشد و داخل شدن را با پاي راست و بيرون آمدن را با پاي چپ انجام دهد.
همچنين شايسته است از همه زودتر به مسجد آمد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رفت.
مسأله ( 2209 )شايسته است مسجد با بهترين مهندسي اسلامي به صورت معنوي، ساده و بدون آلايش ساخته شود و اگر سقف و سايبان بر آن ميزنند به حسب شرايط زمان و مكان باشد و در اين موارد بايد ضرورت و وجه ترجيحهاي جنبي بر حسب عرف در نظر گرفته شود.
مسأله ( 2210 )مستحب است وقتي وارد مسجد ميشود، دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحب ديگري نيز بخواند، كافي است.
مسأله ( 2211 )خوابيدن، اگر ناچار نباشد، گفتوگو كردن دربارهي كارهاي دنيا، خريد و فروش، سرگرم كارهاي بيهوده شدن و گفتن و خواندن جملات و اشعاري كه پند و اندرز و مانند آن نباشد، در مسجد مكروه است.
مسأله ( 2212 )شايسته نيست آب دهان، بيني و اخلاط سينه را در هيچ جايي از مسجد بيندازد، بلكه اگر سبب بيحرمتي به مسجد باشد، حرام است. همچنين پسنديده نيست در مسجد بهدنبال گمشدهاي بگردد و براي ندا دادن به كسي صداي خود را بلند كند و در هر صورت، بايد از كارهايي كه با احترام مسجد منافات دارد يا مزاحم نمازگزاران است پرهيز كند، ولي بلند كردن صدا براي اذان مانعي ندارد.
مسأله ( 2213 )راه دادن كودكان به مسجد اشكال ندارد؛ مگر آن كه سبب زحمت نمازگزارن شود يا اين كه احتمال دهد مسجد را نجس ميكند و اگر به همراه آوردن كودكان مزاحمتي ايجاد نكند و سبب علاقمندي آنان به نماز و مسجد شود، امري شايسته است.
مسأله ( 2214 )كسي كه پياز، سير و مانند آن خورده است و بوي دهان وي ممكن است مردم را آزار دهد شايسته است پس از رفع آن و خوشبو شدن خود، در مسجد حاضر شود.
مسأله ( 2215 )اگر حضور ديوانه، كافر، مشرك و منافق با موقعيت مسجد ناسازگاري داشته باشد، بايد از آن جلوگيري شود.
مسأله ( 2216 )شايسته است كه در مسجد از خريد و فروش و ساير معاملاتي كه جنبهي عبادي ندارد(عقود و ايقاعات) خودداري شود، ولي كارهايي مانند: نذر، وقف و نكاح، چون جهت عبادي دارد، اشكال ندارد.
مسأله ( 2217 )تعرّض به معابد يهوديان و مسيحياني كه در حمايت اسلام هستند و آن معابد نيز در دست خود آنهاست جايز نيست و مكانهاي ذكر شده مانند مسجد محترم است و خراب كردن آن نيز جايز نيست؛ مگر با شرايطي كه در مورد مسجد نيز جاري است يا آن كه مركزي براي توطئه بر عليه اسلام گردد.
حضرت آيت الله العظمي محمد رضا نكونام (مدظلّه العالي)