نکونام
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
منوی اصلی
 
 
 
 
آب و هوا
 
امروز
فردا
پس فردا
 
 
 
اوقات شرعی
 
اذان صبح 
طلوع خورشید 
اذان ظهر 
غروب خورشید 
اذان مغرب 
 
 
متن
 
 
  • « روزه‌ »  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • روزه‌

    درآمد

    عبادت‌ها را مي‌توان‌ بر دو دسته‌ي‌ دايمي‌ و موسمي‌ دانست‌. عبادت‌ دايمي‌ همانند نماز است‌ كه‌ در هر شرايطي‌ بر انسان‌ واجب‌ مي‌باشد؛ اما عبادت‌هاي‌ موسمي‌، تنها با حصول‌ شرايط‌ ويژه‌ بر مكلف‌ لازم‌ مي‌گردد. مهم‌ترين‌ اين‌ عبادت‌ها عبارت‌ است‌ از: روزه‌، حج‌ و اعتكاف‌ كه‌ احكام‌ هر يك‌ در اين‌ بخش‌ مي‌آيد.

    در همه‌ي‌ اديان‌ توحيدي‌ از روزه‌ ياد شده‌ است‌؛ به‌ويژه‌ اسلام‌ كه‌ براي‌ آن‌ جاي‌گاهي‌ برتر و پاداشي‌ بس‌ بزرگ‌ قرار داده‌ است‌. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد: «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي‌ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكم‌ ؛ روزه‌ بر شما واجب‌ گرديد چنان‌كه‌ بر پيشينيان‌ شما واجب‌ شده‌ است‌». در حديث‌ قدسي‌ نيز آمده‌ است‌: «روزه‌ براي‌ من‌ است‌ و خود پاداش‌ آن‌ را خواهم‌ پرداخت‌.» روزه‌ي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كه‌ ويژه‌ي‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ است‌، در ميان‌ روزه‌ها برتري‌ كامل‌ دارد.

    ·   تعريف‌ روزه‌ و اقسام‌ آن‌

    روزه‌، آن‌ است‌ كه‌ مسلمان‌ براي‌ انجام‌ فرمان‌ خداوند، از سپيده‌ي‌ دوّم‌ فجر تا مغرب‌ از چيزهايي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند خودداري‌ نمايد.

    روزه‌ بر پنج‌گونه‌ است‌: واجب‌، مستحب‌، مباح‌، مكروه‌ و حرام‌، كه‌ احكام‌ و ويژگي‌هاي‌ هر يك‌ در جاي‌ خود خواهد آمد.

    ·   نيّت‌

    مسأله ( 2218 ) روزه‌، عبادت‌ است‌ و نيّت‌ در آن‌ لازم‌ است‌، ولي‌ نياز نيست‌ نيّت‌ را از دل‌ بگذراند يا به‌ زبان‌ آرد و براي‌ نمونه‌ بگويد: فردا را روزه‌ مي‌گيرم‌ قربةً الي‌ الله‌، و همين‌ كه‌ بخواهد براي‌ انجام‌ فرمان‌ خداوند متعال‌ از طلوع‌ فجر تا مغرب‌ كاري‌ نكند كه‌ روزه‌ را باطل‌ كند بسنده‌ است‌ و براي‌ آن‌كه‌ يقين‌ كند همه‌ي‌ مدت‌ را روزه‌ بوده‌، شايسته‌ است‌ اندكي‌ پيش‌ از طلوع‌ فجر و كمي‌ پس‌ از مغرب‌ هم‌ از انجام‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند خودداري‌ نمايد.

    مسأله ( 2219 ) مي‌توان‌ در هر شب‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ براي‌ روزه‌ي‌ فرداي‌ آن‌ نيّت‌ كرد و همچنين‌ جايز است‌ كه‌ شب‌ نخست‌ ماه‌، نيّت‌ روزه‌ي‌ همه‌ي‌ ماه‌ را بنمايد و نيازي‌ به‌ نوسازي‌ دوباره‌ي‌ آن‌ در هر شب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2220 ) از آغاز شب‌ ماه‌ رمضان‌ تا آشكار شدن‌ فجر، هرگاه‌ براي‌ روزه‌ي‌ فردا نيّت‌ كند، اشكال‌ ندارد.

    مسأله ( 2221 ) اگر نداند يا فراموش‌ كند كه‌ ماه‌ رمضان‌ است‌ يا روزه‌ي‌ واجب‌ معين‌ ديگري‌ مانند نذر بر عهده‌ي‌ اوست‌ و پيش‌ از ظهر متوجه‌ شود؛ چنانچه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد، نيّت‌ روزه‌ كند و روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و اگر كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ داده‌ باشد يا پس‌ از ظهر متوجه‌ شود، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌باشد ولي‌ بايد تا مغرب‌، كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، انجام‌ ندهد و پس‌ از گذشتن‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا نمايد.

    مسأله ( 2222 ) وقت‌ نيّت‌ براي‌ روزه‌ي‌ مستحبي‌ از آغاز شب‌ تا هنگامي‌ است‌ كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ نيت‌ كردن‌ به‌ مغرب‌ وقت‌ مانده‌ باشد؛ اگر تا اين‌ وقت‌كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد و نيت‌ روزه‌ي‌ مستحبي‌ كند، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2223 ) كسي‌ كه‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ در روزه‌ي‌ معين‌ واجب‌؛ مانند: روزه‌ي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ يا روزه‌ي‌ نذر، بدون‌ نيت‌ روزه‌ خوابيده‌ است‌، اگر پيش‌ از ظهر بيدار شود و نيت‌ كند، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2224 ) اگر در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ به‌ عمد بدون‌ نيت‌ روزه‌ بخوابد و تا اذان‌ صبح‌ بيدار نشود، روزه‌ باطل‌ است‌؛ هرچند پيش‌ از ظهر بيدار شود، ولي‌ بايد در روز از انجام‌ كارهايي‌ كه‌ با روزه‌ ناسازگار است‌ خودداري‌ كند و قضاي‌ آن‌ را بگيرد؛ اما كفاره‌ ندارد.

    مسأله ( 2225 ) اگر در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، نيّت‌ را فراموش‌ كند؛ چنانچه‌ پيش‌ از اذان‌ ظهر به‌ ياد آرد و كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد و بي‌درنگ‌ نيّت‌ كند، روزه‌ درست‌ است‌، ولي‌ اگر پس‌ از ظهر متوجه‌ شود و نيّت‌ كند، درست‌ نيست‌.

    مسأله ( 2226 ) كسي‌ كه‌ بخواهد جز روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ روزه‌ي‌ ديگري‌ بگيرد، اگر آنچه‌ بر او واجب‌ شده‌ است‌ چند گونه‌ باشد، لازم‌ است‌ آن‌ را معين‌ نمايد؛ براي‌ نمونه‌، نيت‌ كند كه‌ روزه‌ي‌ قضا يا روزه‌ي‌ نذر يا روزه‌ي‌ كفاره‌ مي‌گيرد، ولي‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، نياز نيست‌ نيّت‌ كند كه‌ روزه‌ي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ مي‌گيرد و همچنين‌ در روزه‌ي‌ مستحبي‌ و روزه‌اي‌ كه‌ زمان‌ آن‌ معين‌ است‌، نيازي‌ به‌ تعيين‌ نيست‌، بلكه‌ اگر نداند ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ است‌ يا فراموش‌ نمايد و روزه‌ي‌ ديگري‌ را نيّت‌ كند، به‌ عنوان‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ شمرده‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2227 ) اگر بداند ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ است‌ و به‌ عمد، نيّت‌ روزه‌ي‌ غير رمضان‌ كند، روزه‌ي‌ رمضان‌ و روزه‌اي‌ كه‌ قصد كرده‌ است‌ هيچ‌ كدام‌ واقع‌ نمي‌شود و آن‌ روزه‌ باطل‌ است‌؛ خواه‌ بداند كه‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ غير از روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ درست‌ نيست‌ يا نداند.

    مسأله ( 2228 ) اگر براي‌ نمونه‌ با نيّت‌ روز نخست‌ ماه‌ روزه‌ بگيرد و سپس‌ بفهمد روز دوم‌ يا سوم‌ بوده‌، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2229 ) اگر پيش‌ از اذان‌ صبح‌ نيّت‌ كند و سپس‌ بي‌هوش‌ يا مست‌ شود و در ميان‌ روز به‌ هوش‌ آيد و هيچ‌گونه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند بجا نياورده‌ باشد، واجب‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را تا پايان‌ بگيرد و نياز نيست‌ قضاي‌ آن‌ را بجا آورد و اگر كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ داده‌ است‌، قضاي‌ آن‌ را بجا آورد.

    مسأله ( 2230 ) كسي‌ كه‌ در سراسر روز بي‌هوش‌ بوده‌ است‌؛ چنانچه‌ در زمان‌ روزه‌اي‌ است‌ كه‌ هنگام‌ آن‌ معيّن‌ مي‌باشد، روزه‌ بر او واجب‌ نبوده‌ است‌ و قضا نيز ندارد.

    مسأله ( 2231 ) روزه‌ي‌ كسي‌ كه‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ نيّت‌ كند و بخوابد و پس‌ از مغرب‌ بيدار شود، درست‌ است‌.

    مسأله ( 2232 ) كسي‌ كه‌ نداند يا فراموش‌ كند كه‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ است‌ و پس‌ از ظهر ـ با آن‌كه‌ افطار كرده‌ است‌ ـ متوجه‌ شود، بايد تا مغرب‌ كارهايي‌ را كه‌ با روزه‌ ناسازگاري‌ دارد انجام‌ ندهد و روزه‌ي‌ آن‌ روز را پس‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ قضا نمايد و در صورتي‌ كه‌ پيش‌ از ظهر متوجه‌ شود؛ چنانچه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد و نيّت‌ كند، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2233 ) اگر بچه‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ بالغ‌ شود، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را بگيرد و اگر پس‌ از اذان‌ صبح‌ بالغ‌ شود، روزه‌ي‌ آن‌ روز بر او واجب‌ نيست‌ و همچنين‌ است‌ حكم‌ ديوانه‌اي‌ كه‌ عاقل‌ شده‌ است‌.

    مسأله ( 2234 ) نابالغي‌ كه‌ از آغاز صبح‌ نيّت‌ روزه‌ داشته‌ است‌؛ هرچند روزه‌ بر او واجب‌ نيست‌، اگر در ميان‌ روز بالغ‌ شود و روزه‌ بگيرد، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و قضا هم‌ ندارد.

    مسأله ( 2235 ) كسي‌ كه‌ براي‌ بجا آوردن‌ روزه‌ي‌ مرده‌اي‌ اجير شود يا روزه‌ي‌ كفّاره‌ دارد، اگر وقت‌ گسترده‌ باشد، مي‌تواند براي‌ خود يا ديگري‌ روزه‌ي‌ مستحب‌ يا واجب‌ ديگري‌ بگيرد و چنانچه‌ وقت‌ تنگ‌ باشد و روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرد؛ هرچند گناه‌كار است‌، ولي‌ روزه‌ي‌ او درست‌ مي‌باشد.

    مسأله ( 2236 ) اگر فراموش‌ كند روزه‌ي‌ واجب‌ دارد و وقت‌ نيز تنگ‌ باشد و روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرد؛ چنانچه‌ پيش‌ از ظهر به‌ ياد آورد، مي‌تواند نيّت‌ خود را به‌ روزه‌ي‌ واجب‌ برگرداند و اگر آن‌ را پس‌ از ظهر بداند، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌. همچنين‌ است‌ اگر پس‌ از مغرب‌ به‌ ياد آورد.

    مسأله ( 2237 ) اگر جز روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ روزه‌ي‌ معين‌ ديگري‌ بر كسي‌ واجب‌ باشد؛ براي‌ نمونه‌، نذر كرده‌ باشد كه‌ روز معيني‌ را روزه‌ بگيرد؛ چنانچه‌ به‌ عمد تا اذان‌ صبح‌ نيّت‌ نكند، روزه‌ باطل‌ است‌، ولي‌ اگر فراموش‌ كند و پيش‌ از ظهر آن‌ را به‌ ياد آورد، مي‌تواند نيّت‌ كند.

    مسأله ( 2238 ) اگر نداند كه‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز بر او واجب‌ است‌ يا فراموش‌ كند و پيش‌ از ظهر به‌ ياد آرد؛ چنانچه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد و نيّت‌ كند، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و در غير اين‌صورت‌، باطل‌ مي‌باشد و اگر پس‌ از ظهر به‌ ياد آورد، روزه‌ باطل‌ است‌، ولي‌ كفاره‌ ندارد و بايد قضاي‌ آن‌را بگيرد.

    مسأله ( 2239 ) كسي‌ كه‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ يا روزه‌ي‌ نذري‌ خود را بر عهده‌ دارد؛ خواه‌ وقت‌ آن‌ گسترده‌ باشد يا تنگ‌، اگر در ميان‌ روز حتي‌ پس‌ از ظهر نيّت‌ كند، درست‌ است‌.

    مسأله ( 2240 ) اگر براي‌ روزه‌ي‌ واجب‌ غير معيني‌؛ مانند: روزه‌ي‌ كفّاره‌، به‌ عمد تا نزديك‌ ظهر نيّت‌ نكند و سپس‌ نيّت‌ كند، روزه‌ي‌ آن‌ روز درست‌ است‌.

    مسأله ( 2241 ) اگر روزه‌ نگيرد يا ترديد داشته‌ باشد كه‌ روزه‌ بگيرد يا نه‌، ولي‌ تعمد در نگرفتن‌ روزه‌ يا نيت‌ نكردن‌ براي‌ روزه‌ نداشته‌ باشد؛ چنانچه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد و پيش‌ از ظهر نيّت‌ كند، روزه‌ي‌ وي‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2242 ) اگر كافر در ماه‌ رمضان‌، پيش‌ از ظهر مسلمان‌ شود و از اذان‌ صبح‌ تا آن‌ هنگام‌، كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد، مي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ بگيرد و قضا نيز ندارد و اگر آن‌ روز را روزه‌ نگيرد، بايد قضاي‌ آن‌ را بجا آورد.

    مسأله ( 2243 ) اگر بيماري‌ پيش‌ از ظهر ماه‌ رمضان‌ بهبودي‌ يابد و از اذان‌ صبح‌ تا آن‌ هنگام‌، كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد؛ مي‌تواند نيّت‌ روزه‌ كند و آن‌ روز را روزه‌ بگيرد و قضا هم‌ ندارد و نيز مي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ نگيرد و در آينده‌ آن‌ را قضا كند و اگر پس‌ از ظهر بهبودي‌ يابد، روزه‌ي‌ آن‌ روز بر او واجب‌ نيست‌ و تنها لازم‌ است‌ قضاي‌ آن‌ را بجا آورد.

    مسأله ( 2244 ) روزي‌ را كه‌ شك‌ دارد پايان‌ شعبان‌ است‌ يا آغاز رمضان‌، واجب‌ نيست‌ روزه‌ بگيرد و اگر بخواهد روزه‌ بگيرد، نمي‌تواند نيّت‌ رمضان‌ كند، ولي‌ مي‌تواند نيّت‌ كند كه‌ اگر رمضان‌ است‌، روزه‌ي‌ رمضان‌ و اگر رمضان‌ نيست‌، روزه‌ي‌ قضا و مانند آن‌ به‌شمار آيد و نيز مي‌تواند نيّت‌ روزه‌ي‌ قضا يا مستحبي‌ و مانند آن‌ نمايد و در هر صورت‌؛ چنانچه‌ آشكار شود ماه‌ رمضان‌ بوده‌ است‌، روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ شمرده‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2245 ) اگر در روزه‌ي‌ واجب‌ معيني‌ مانند روزه‌ي‌ رمضان‌ از نيّت‌ روزه‌ گرفتن‌ بازگردد يا نيّت‌ كند چيزي‌ بجا آورد كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، روزه‌ي‌ وي‌ باطل‌ است‌؛ هرچند از قصدي‌ كه‌ نموده‌ است‌ باز گردد و توبه‌ كند.

    مسأله ( 2246 ) در روزه‌ي‌ مستحب‌ و روزه‌ي‌ واجبي‌ كه‌ هنگام‌ آن‌ معين‌ نيست‌؛ مانند: روزه‌ي‌ كفاره‌، اگر از نيّت‌ روزه‌ باز گردد يا بخواهد كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد يا ترديد نمايد كه‌ آن‌ را بجا آورد يا نه‌؛ چنانچه‌ آن‌ را انجام‌ ندهد و پيش‌ از ظهر دوباره‌ نيّت‌ روزه‌ كند، درست‌ است‌.

    « باطل‌ كننده‌هاي‌ روزه‌ »

    مسأله ( 2247 ) امور شمرده‌ شده‌ در زير، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند:

    خوردن‌ و آشاميدن‌، جماع‌، استمنا ( يعني‌ انسان‌ با خود كاري‌ كند كه‌ قصد بيرون‌ آمدن‌ مني‌ از آن‌ را داشته‌ باشد هرچند مني‌ بيرون‌ نيايد ) ، دروغ‌ بستن‌ به‌ خدا و پيغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشينان‌ معصوم‌ ايشان (علیهم السلام) ‌، رساندن‌ غبار انبوه‌ به‌ حلق‌، فرو بردن‌ همه‌ي‌ سر در آب‌، جنب‌ ماندن‌، حيض‌ و نفاس‌ داشتن‌ تا اذان‌ صبح‌، اماله‌ كردن‌ با چيزهاي‌ روان‌، قي‌ كردن‌.

    مسأله ( 2248 ) اگر از روي‌ عمد و اختيار، كاري‌ كند كه‌ روزه‌ را از بين‌ مي‌برد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود و در اين‌ زمينه‌، ميان‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ و غير آن‌ و نيز روزه‌ي‌ واجب‌ و مستحب‌ تفاوتي‌ نيست‌ و چنانچه‌ از روي‌ عمد نباشد، اشكال‌ ندارد، ولي‌ اگر جنب‌ بخوابد و به‌گونه‌اي‌ كه‌ خواهد آمد تا اذان‌ صبح‌ غسل‌ نكند، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2249 ) اگر روزه‌دار از روي‌ فراموشي‌، يكي‌ از كارهايي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد و به‌ گمان‌ اين‌كه‌ روزه‌ي‌ وي‌ باطل‌ شده‌ است‌؛ به‌ عمد، دوباره‌ يكي‌ از آن‌ها را بجا آورد، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2250 ) اگر به‌ زور چيزي‌ را در گلوي‌ روزه‌دار بريزند يا سر او را در آب‌ فرو برند، روزه‌ي‌ او باطل‌ نمي‌شود. همچنين‌ است‌ در مورد ديگر باطل‌كننده‌ها؛ مگر آن‌ كه‌ چنين‌ زمينه‌هايي‌ را به‌ عمد براي‌ خود پديد آورده‌ باشد.

    مسأله ( 2251 ) اگر وادار شود كارهايي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد؛ براي‌ نمونه‌، به‌ او بگويند: اگر غذا نخوري‌، زيان‌ جاني‌ به‌ تو وارد مي‌آيد و او خود براي‌ جلوگيري‌ از زيان‌، چيزي‌ بخورد، روزه‌ي‌ وي‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2252 ) روزه‌دار نبايد به‌ جايي‌ برود كه‌ مي‌داند چيزي‌ در گلوي‌ وي‌ مي‌ريزند يا او را وادار مي‌سازند كه‌ خود، روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند و چنانچه‌ به‌ آن‌جا رود و از روي‌ ناچاري‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد يا چيزي‌ را در گلوي‌ وي‌ بريزند، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ با ترديد رود يا پس‌ از رفتن‌، چيزي‌ به‌ خورد او ندهند روزه‌ي‌ وي‌ درست‌ است‌.

    ·   يكم‌ ـ خوردن‌ و آشاميدن‌

    مسأله ( 2253 ) اگر روزه‌دار با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ روزه‌ دارد به‌ عمد چيزي‌ بخورد يا بياشامد، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود؛ خواه‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ آن‌ چيز معمول‌ باشد؛ مانند: نان‌ و آب‌، و خواه‌ معمول‌ نباشد؛ مانند: خاك‌ و شيره‌ي‌ درخت‌، كم‌ باشد يا زياد و حتي‌ اگر مسواك‌ را از دهان‌ بيرون‌ آورد و يا نخ‌ را با آب‌ دهان‌ تر كند و دوباره‌ به‌ دهان‌ برده‌ و رطوبت‌ آن‌ را فرو برد، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود؛ مگر آن‌كه‌ رطوبت‌ مسواك‌ يا نخ‌ نسبت‌ به‌ آب‌ دهان‌ به‌ قدري‌ كم‌ باشد كه‌ نگويند چيزي‌ خورده‌ است‌.

    مسأله ( 2254 ) اگر هنگامي‌ كه‌ غذا مي‌خورد پي‌ ببرد كه‌ صبح‌ شده‌، لازم‌ است‌ لقمه‌ را از دهان‌ بيرون‌ آورد و چنانچه‌ آن‌ را به‌ عمد فرو برد، روزه‌ باطل‌ است‌ و كفاره‌ هم‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2255 ) اگر روزه‌دار از روي‌ فراموشي‌ چيزي‌ بخورد يا بياشامد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2256 ) روزه‌دار بايد از تزريق‌ موادي‌ كه‌ براي‌ تغذيه‌ يا تقويت‌ به‌كار برده‌ مي‌شود؛ مانند: آمپول‌هاي‌ خوراكي‌ يا نيروزا، خودداري‌ كند.

    مسأله ( 2257 ) اگر روزه‌دار چيزي‌ را كه‌ لاي‌ دندان‌ مانده‌ است‌ به‌ عمد فرو ببرد، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2258 ) پيش‌ از اذان‌، لازم‌ نيست‌ دندان‌ها را خلال‌ نمود، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ بداند چيزي‌ كه‌ لاي‌ دندان‌ مانده‌ است‌ در روز فرو مي‌رود، واجب‌ است‌ آن‌ را بشويد و خلال‌ كند و اگر آن‌ را از خود دور نسازد و فرو رود، بايد روزه‌ را به‌ پايان‌ برد و در آينده‌ قضا نمايد و در اين‌ صورت‌، چنانچه‌ به‌ عمد خلال‌ نكند، روزه‌ باطل‌ مي‌باشد و اگرچه‌ چيزي‌ پايين‌ نرود، در صورتي‌ كه‌ نمي‌داند غذا فرو خواهد رفت‌ يا نه‌، پسنديده‌ است‌ خلال‌ كند و چنانچه‌ به‌گونه‌ي‌ ناگهاني‌ و سهوي‌ فرو رود، روزه‌ باطل‌ نيست‌.

    مسأله ( 2259 ) فرو بردن‌ آب‌ دهان‌؛ هرچند با خيال‌ و تصور ترشي‌ و مانند آن‌ در دهان‌ گرد آيد، روزه‌ را باطل‌ نمي‌كند.

    مسأله ( 2260 ) فرو بردن‌ خلط‌ سر و سينه‌ تا به‌ فضاي‌ دهان‌ نرسيده‌ است‌، اشكال‌ ندارد، ولي‌ اگر به‌ فضاي‌ دهان‌ برسد، واجب‌ است‌ از فرو رفتن‌ آن‌ جلوگيري‌ شود.

    مسأله ( 2261 ) اگر روزه‌دار به‌گونه‌اي‌ تشنه‌ شود كه‌ بترسد از تشنگي‌ بميرد يا دچار بيماري‌ شود يا به‌ سختي‌ افتد، مي‌تواند به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ از مشكل‌ رها گردد، آب‌ بياشامد، ولي‌ روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌ و بايد آن‌ را قضا كند.

    مسأله ( 2262 ) نمي‌توان‌ روزه‌ را به‌ سبب‌ ناتواني‌ خورد، ولي‌ اگر ناتواني‌ به‌گونه‌اي‌ باشد كه‌ تحمل‌ آن‌ بسيار سخت‌ است‌، مي‌توان‌ روزه‌ را خورد و همچنين‌ اگر از بيماري‌ ترس‌ داشته‌ باشد كه‌ در صورت‌ روزه‌ گرفتن‌، نتواند آن‌ را تحمل‌ كند يا سختي‌ بسياري‌ براي‌ وي‌ داشته‌ باشد، مي‌تواند روزه‌ بگيرد، ولي‌ اگر تا سال‌ ديگر بهبودي‌ يافت‌، بايد قضاي‌ آن‌ را بگيرد.

    مسأله ( 2263 ) جويدن‌ خوراك‌ براي‌ بچه‌ يا پرنده‌ و چشيدن‌ آن‌ كه‌ در آن‌ غذا به‌ حلق‌ نمي‌رسد؛ هرچند به‌گونه‌ي‌ ناگهاني‌ به‌ حلق‌ برسد، روزه‌ را باطل‌ نمي‌كند، ولي‌ اگر از آغاز بداند كه‌ آن‌ غذا به‌ حلق‌ مي‌رسد؛ چنانچه‌ فرو رود، روزه‌ باطل‌ مي‌شود و بايد قضاي‌ آن‌ را بگيرد و كفاره‌ نيز بر او واجب‌ است‌.

    ·   دوم‌ ـ نزديكي‌(جماع‌)

    مسأله ( 2264 ) نزديكي‌ نمودن‌، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند؛ از جلو باشد يا پشت‌، بچه‌ باشد يا بزرگ‌.

    مسأله ( 2265 ) روزه‌ي‌ نزديكي‌ كننده‌ و كسي‌ كه‌ با او نزديكي‌ شده‌ است‌؛ هرچند تنها به‌ اندازه‌ي‌ ختنه‌گاه‌ باشد و مني‌ نيز بيرون‌ نيايد، باطل‌ است‌، و در كسي‌ كه‌ ختنه‌گاه‌ ندارد، اگر كم‌تر از آن‌ نيز وارد شود، روزه‌ باطل‌ مي‌گردد.

    مسأله ( 2266 ) نسبت‌ به‌ افراد سالم‌؛ اگر كم‌تر از اندازه‌ي‌ ختنه‌گاه‌ وارد شود و مني‌ نيز بيرون‌ نيايد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2267 ) اگر شك‌ نمايد كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ ختنه‌گاه‌ داخل‌ شده‌ است‌ يا نه‌، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2268 ) اگر با آگاهي‌ از باطل‌كننده‌ بودن‌ بخواهد نزديكي‌ داشته‌ باشد؛ هرچند دخول‌ نيز نشده‌ باشد يا شك‌ نمايد كه‌ دخول‌ داشته‌ يا نه‌، روزه‌ باطل‌ است‌ و قضاي‌ آن‌ واجب‌ مي‌باشد؛ هرچند كفاره‌ ندارد.

    مسأله ( 2269 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و نزديكي‌ نمايد يا در خواب‌ باشد و با او نزديكي‌ شود يا به‌ زور باشد و داراي‌ اختيار نباشد؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ نتواند از آن‌ جلوگيري‌ نمايد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود، ولي‌ چنانچه‌ در ميان‌ انجام‌ آن‌ به‌ ياد آورد يا اختيار يابد يا بيدار شود، لازم‌ است‌ بي‌درنگ‌ از حالت‌ نزديكي‌ بيرون‌ رود و در صورتي‌ كه‌ خود را كنار نكشد، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌. همچنين‌ است‌ اگر با اختيار خود از ترس‌ نزديكي‌ كند يا به‌ او نزديكي‌ شود.

    مسأله ( 2270 ) روزه‌ي‌ كسي‌ كه‌ براي‌ دور كردن‌ زياني‌ كه‌ از ديگري‌ به‌ او مي‌رسد، به‌ نزديكي‌ تن‌ مي‌دهد، باطل‌ است‌، ولي‌ كفاره‌ ندارد.

    ·   سوّم‌ ـ استمنا

    مسأله ( 2271 ) اگر روزه‌دار استمنا كند و با خود، كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ از انجام‌ آن‌ قصد بيرون‌ آمدن‌ مني‌ را نمايد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود؛ هرچند مني‌ از او بيرون‌ نيايد.

    مسأله ( 2272 ) اگر ناخواسته‌ در خواب‌ يا بيداري‌، مني‌ بيرون‌ آيد، روزه‌ باطل‌ نيست‌، ولي‌ اگر به‌ عمد، كاري‌ كند كه‌ ناخواسته‌ از او مني‌ بيرون‌ آيد؛ چنانچه‌ اطمينان‌ داشته‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ كار، ناخواسته‌ مني‌ بيرون‌ مي‌آيد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2273 ) هرگاه‌ روزه‌دار بداند كه‌ اگر در روز بخوابد، محتلم‌ مي‌شود؛ يعني‌ در خواب‌ از او مني‌ بيرون‌ مي‌آيد، مي‌تواند در روز بخوابد؛ هرچند با نخوابيدن‌ دچار زحمت‌ و رنجي‌ نشود و اگر بخوابد و محتلم‌ شود، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2274 ) اگر روزه‌دار در هنگام‌ بيرون‌ آمدن‌ مني‌ از خواب‌ بيدار شود، واجب‌ نيست‌ از بيرون‌ آمدن‌ آن‌ جلوگيري‌ كند.

    مسأله ( 2275 ) روزه‌داري‌ كه‌ محتلم‌ شده‌ است‌ مي‌تواند ادرار نمايد؛ هرچند بداند در اين‌ صورت‌ مانده‌ي‌ مني‌ از مجرا بيرون‌ مي‌آيد و چنانچه‌ غسل‌ كرده‌ باشد نيز مي‌تواند آن‌ را انجام‌ دهد و براي‌ روزه‌ اشكال‌ ندارد؛ هرچند بايد دوباره‌ غسل‌ نمايد.

    مسأله ( 2276 ) روزه‌داري‌ كه‌ محتلم‌ شده‌ است‌ اگر بداند مني‌ در مجرا مانده‌ است‌ و پيش‌ از غسل‌ ادرار نكند و مني‌ پس‌ از غسل‌ از او بيرون‌ آيد، روزه‌ اشكال‌ ندارد.

    مسأله ( 2277 ) هرگاه‌ براي‌ بيرون‌ آمدن‌ مني‌، كاري‌ كند، هرچند مني‌ نيز از او بيرون‌ نيايد يا از خواسته‌ي‌ خود بازگردد و كاري‌ انجام‌ ندهد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود و بايد قضاي‌ آن‌ روز را بجا آورد و اگر مني‌ بيرون‌ آيد، افزون‌ بر قضا، كفاره‌ نيز واجب‌ مي‌شود و در هر دو صورت‌، بايد در ماه‌ رمضان‌ در دنباله‌ي‌ روز از آنچه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، خودداري‌ نمايد.

    مسأله ( 2278 ) اگر بدون‌ توجّه‌، كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ سبب‌ بيرون‌ آمدن‌ مني‌ مي‌شود يا توجّه‌ نداشته‌ باشد كه‌ چنين‌ كاري‌ بيرون‌ آمدن‌ مني‌ را موجب‌ مي‌شود، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2279 ) اگر روزه‌دار بدون‌ اين‌كه‌ بخواهد از او مني‌ بيرون‌ آيد، با خود كاري‌ انجام‌ دهد و آرامش‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ مني‌ از او بيرون‌ نمي‌آيد و ناگاه‌ مني‌ بيرون‌ آيد، روزه‌ درست‌ است‌، ولي‌ اگر اطمينان‌ ندارد؛ چنانچه‌ از او مني‌ بيرون‌ آيد، روزه‌ باطل‌ است‌.

    ·   چهارم‌ ـ دروغ‌ بستن‌ به‌ خدا و حضرات‌ معصومان‌ :

    مسأله ( 2280 ) اگر روزه‌دار با گفتن‌ يا نوشتن‌ يا اشاره‌ و مانند آن‌ به‌ خدا، پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم و يا جانشينان‌ آن‌ حضرت‌ : ، به‌ عمد دروغ‌ بندد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود؛ هرچند بي‌درنگ‌ توبه‌ كند، و دروغ‌ بستن‌ به‌ ديگر پيامبران‌ : و حضرت‌ فاطمه‌ي‌ زهرا 3 نيز همين‌ حكم‌ را دارد.

    مسأله ( 2281 ) اگر شك‌ داشته‌ باشد كه‌ سخني‌ دروغ‌ است‌ يا نه‌ و آن‌ را به‌ يكي‌ از آنان‌ نسبت‌ دهد، همين‌ حكم‌ را دارد.

    مسأله ( 2282 ) اگر بخواهد چيزي‌ را بگويد كه‌ نمي‌داند راست‌ است‌ يا دروغ‌، لازم‌ است‌ از كسي‌ يا از كتابي‌ كه‌ آن‌ را آورده‌ است‌ بازگو نمايد و نبايد آن‌ را به‌ خدا يا حضرات‌ معصومان‌ : نسبت‌ دهد، بلكه‌ بايد بگويد: چنين‌ رسيده‌ است‌ كه‌ ... .

    مسأله ( 2283 ) اگر چيزي‌ را با اين‌ باور كه‌ راست‌ است‌ از زبان‌ خدا يا معصومان‌ : بازگو كند سپس‌ بداند كه‌ دروغ‌ بوده‌ است‌، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2284 ) اگر بداند دروغ‌ بستن‌ به‌ خدا و حضرات‌ معصومان‌ : روزه‌ را باطل‌ مي‌كند و چيزي‌ را كه‌ مي‌داند دروغ‌ است‌ به‌ آنان‌ نسبت‌ دهد و سپس‌ بداند كه‌ گفته‌ي‌ وي‌ راست‌ بوده‌، روزه‌ صحيح‌ است‌.

    مسأله ( 2285 ) اگر دروغي‌ را كه‌ ديگري‌ ساخته‌ است‌، به‌ عمد به‌ خدا و حضرات‌ معصومان‌ : نسبت‌ دهد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود، ولي‌ چنانچه‌ آن‌ را از زبان‌ كسي‌ بازگو كند كه‌ آن‌ را ساخته‌ است‌، اشكال‌ ندارد.

    مسأله ( 2286 ) اگر از روزه‌ دار بپرسند كه‌ آيا حضرات‌ معصومان‌ : چنين‌ چيزي‌ فرموده‌اند و او در جايي‌ كه‌ بايد پاسخ‌ منفي‌ دهد، به‌ عمد، پاسخ‌ مثبت‌ دهد يا در جايي‌ كه‌ بايد پاسخ‌ مثبت‌ دهد، جواب‌ منفي‌ دهد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2287 ) اگر از زبان‌ خدا يا حضرات‌ معصومان‌ : سخن‌ راستي‌ را بگويد و سپس‌ آن‌ را تكذيب‌ نمايد و بگويد دروغ‌ گفته‌ است‌، يا در شب‌ دروغي‌ را به‌ آنان‌ نسبت‌ دهد و فرداي‌ آن‌ روز كه‌ روزه‌ است‌ بگويد آنچه‌ ديشب‌ گفته‌ است‌، راست‌ مي‌باشد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود؛ مگر آن‌ كه‌ منظور وي‌ بازگويي‌ ويژگي‌ خبر باشد.

    مسأله ( 2288 ) اگر در بازگويي‌ دستورهاي‌ شرعي‌ به‌ عمد دروغ‌ گويد؛ براي‌ نمونه‌، واجبي‌ را غيرواجب‌، يا حرامي‌ را حلال‌ كند و منظور وي‌ نسبت‌ دادن‌ فتوا به‌ مجتهد باشد؛ هرچند كار حرامي‌ انجام‌ داده‌ است‌، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود و كسي‌ كه‌ از روي‌ ناآگاهي‌ مسأله‌ي‌ مشكوكي‌ را بازگو كند نيز همين‌ حكم‌ را دارد.

    ·   پنجم‌ ـ رساندن‌ غبار انبوه‌ به‌ گلو

    مسأله ( 2289 ) رساندن‌ غبار غليظ‌ به‌ حلق‌، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند؛ خواه‌ غبار چيزي‌ باشد كه‌ خوردن‌ آن‌ حلال‌ است‌؛ مانند: آرد، يا حرام‌ باشد؛ مانند: خاك‌ و خواه‌ به‌ صورت‌ گِل‌ در آيد يا به‌ آن‌ تبديل‌ نگرد.

    مسأله ( 2290 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ باد يا جارو كردن‌ يا در جاي‌ كار، غبار انبوهي‌ پديد آيد و به‌ آن‌ توجه‌ داشته‌ باشد و بتواند مواظبت‌ كند، ولي‌ خود نگاه‌داري‌ ننمايد و غبار به‌ حلق‌ رسد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2291 ) روزه‌دار بايد از كشيدن‌ سيگار، تنباكو و ديگر دودها پرهيز كند، ولي‌ بخار، روزه‌ را باطل‌ نمي‌كند؛ مگر اين‌كه‌ در دهان‌ به‌ صورت‌ آب‌ درآيد و فرو داده‌ شود كه‌ در اين‌ صورت‌، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند.

    مسأله ( 2292 ) اگر مواظبت‌ نكند و غبار يا دود را به‌ درون‌ حلق‌ برد؛ چنانچه‌ يقين‌ داشته‌ كه‌ به‌ حلق‌ نمي‌رسد، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2293 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و مواظبت‌ نكند، يا ناخواسته‌ غبار و مانند آن‌ به‌ حلق‌ رسد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود و در صورتي‌ كه‌ مي‌تواند، لازم‌ است‌ آن‌ را بيرون‌ آورد.

    ·   ششم‌ ـ فرو بردن‌ سر در آب‌

    مسأله ( 2294 ) اگر روزه‌دار به‌ عمد، همه‌ي‌ سر را در آب‌ فرو برد؛ هرچند بخش‌هاي‌ ديگر بدن‌ از آب‌ بيرون‌ باشد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود و لازم‌ است‌ قضاي‌ آن‌ را بگيرد. همچنين‌ است‌ اگر چيزي‌ مانند پلاستيك‌ يا كلاه‌ شنا دور سر را فرا گرفته‌ يا سر به‌ چيزي‌ آغشته‌ شده‌ باشد كه‌ از رسيدن‌ آب‌ به‌ آن‌ جلوگيري‌ كند.

    مسأله ( 2295 ) اگر آب‌ همه‌ي‌ بدن‌ را فرا گيرد و بخشي‌ از سر بيرون‌ باشد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2296 ) اگر نيمي‌ از سر را در يك‌ مرتبه‌ و نيم‌ ديگر آن‌ را در مرتبه‌ي‌ ديگر در آب‌ فرو برد به‌گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌گاه‌ همه‌ي‌ سر زير آب‌ نباشد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2297 ) اگر شك‌ نمايد كه‌ همه‌ي‌ سر زير آب‌ فرو رفته‌ يا نه‌، روزه‌ درست‌ است‌، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ بخواهد سر را زير آب‌ فرو برد و هنگام‌ فرو بردن‌ سر در آب‌ شك‌ نمايد كه‌ همه‌ي‌ سر زير آب‌ رفته‌ است‌ يا نه‌، روزه‌ باطل‌ مي‌گردد.

    مسأله ( 2298 ) اگر همه‌ي‌ سر زير آب‌ رود؛ هرچند مقداري‌ از موها بيرون‌ بماند، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2299 ) اگر همه‌ي‌ سر را در مايعي‌ جز آب‌؛ مانند: شير يا آب‌ مضاف‌، فرو برد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود اما فرو بردن‌ سر در گلاب‌، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند.

    مسأله ( 2300 ) اگر روزه‌دار، ناخواسته‌ در آب‌ افتد يا او را در آب‌ بيندازند و سر او زير آب‌ رود يا فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و سر را در آب‌ فرو برد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود، ولي‌ اگر به‌ ياد آورد، بايد بي‌درنگ‌ سر را از آب‌ بيرون‌ آورد.

    مسأله ( 2301 ) اگر با افتادن‌ در آب‌، سر زير آب‌ مي‌رود؛ چنانچه‌ با توجه‌ خود را در آب‌ بيندازد و سر زير آب‌ رود، روزه‌ باطل‌ مي‌شود و اگر اطمينان‌ داشته‌ باشد كه‌ با افتادن‌ در آب‌، سر زير آب‌ نمي‌رود و خود رادر آب‌ اندازد و سر زير آب‌ رود، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2302 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و سر را در آب‌ فرو برد؛ چنانچه‌ در زير آب‌ به‌ ياد آورد كه‌ روزه‌ است‌، بايد سر را بيرون‌ آورد و چنانچه‌ بيرون‌ نياورد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2303 ) اگر كسي‌ به‌ زور، سر او را در آب‌ فرو ببرد، روزه‌ باطل‌ نمي‌شود، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ چيرگي‌ و زور برداشته‌ شود، لازم‌ است‌ بي‌درنگ‌ سر را بيرون‌ آورد و چنانچه‌ بيرون‌ نياورد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2304 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و سر را به‌ نيّت‌ غسل‌ در آب‌ فرو برد، روزه‌ و غسل‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2305 ) اگر بداند كه‌ روزه‌ است‌ و سر را به‌ عمد براي‌ غسل‌ در آب‌ فرو برد؛ چنانچه‌ روزه‌ي‌ او روزه‌ي‌ واجب‌ غيرمعيني‌ باشد؛ مانند: كفّاره‌، غسل‌ درست‌ است‌ و روزه‌ باطل‌ مي‌شود و چنانچه‌ روزه‌ي‌ او روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ باشد، روزه‌ و غسل‌ او باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2306 ) اگر براي‌ آن‌كه‌ كسي‌ را از غرق‌ شدن‌ نجات‌ دهد، سر در آب‌ كند، روزه‌ باطل‌ مي‌شود؛ هرچند نجات‌ دادن‌ غرق‌ شده‌ واجب‌ باشد و لازم‌ است‌ قضاي‌ آن‌ را بجا آورد.

    مسأله ( 2307 ) روزه‌ي‌ غوّاصاني‌ كه‌ بر سر خود كلاهك‌ مي‌گذارند و با آن‌ زير آب‌ فرو مي‌روند، باطل‌ است‌.

    ·   هفتم‌ ـ ماندن‌ بر جنابت‌ و حيض‌ و نفاس‌ تا اذان‌ صبح‌

    مسأله ( 2308 ) روزه‌ي‌ جنب‌؛ اگر به‌ عمد تا اذان‌ صبح‌ غسل‌ نكند، باطل‌ است‌، ولي‌ اگر توانايي‌ بر غسل‌ ندارد يا وقت‌ تنگ‌ است‌، لازم‌ است‌ تيمم‌ نمايد.

    مسأله ( 2309 ) كسي‌ كه‌ مي‌خواهد در گستردگي‌ وقت‌، قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را بگيرد، در صورتي‌ كه‌ تا اذان‌ صبح‌ جنب‌ بماند؛ هرچند از روي‌ عمد نباشد، نمي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ بگيرد و بايد قضاي‌ آن‌ را در روز ديگري‌ بجا آورد.

    مسأله ( 2310 ) كسي‌ كه‌ مي‌خواهد قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را بگيرد، هرگاه‌ تا اذان‌ صبح‌ جنب‌ بماند و به‌ عمد نباشد و وقت‌ تنگ‌ باشد، مي‌تواند آن‌ روز را با تيمم‌ روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2311 ) كسي‌ كه‌ جنب‌ است‌ و مي‌خواهد روزه‌ي‌ واجبي‌ بگيرد؛ چنانچه‌ به‌ عمد غسل‌ نكند تا وقت‌ تنگ‌ شود، معصيت‌ كرده‌، ولي‌ واجب‌ است‌ تيمم‌ كند و روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2312 ) اگر جنب‌ در ماه‌ رمضان‌، غسل‌ را فراموش‌ كند و پس‌ از يك‌ يا چند روز يا پس‌ از گذشتن‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ ياد آورد، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ همه‌ي‌ آن‌ روزها را قضا نمايد و اگر پس‌ از چند روز به‌ آن‌ توجه‌ نمايد و نداند چند روز بوده‌؛ هرچند روزي‌ را كه‌ يقين‌ دارد جنب‌ بوده‌ است‌ بايد قضا نمايد؛ براي‌ نمونه‌، اگر نمي‌داند سه‌ روز جنب‌ بوده‌ است‌ يا چهار روز، بايد روزه‌ي‌ سه‌ روز را قضا كند.

    مسأله ( 2313 ) كسي‌ كه‌ در روزه‌ي‌ واجب‌ معيني‌؛ مانند: روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌، براي‌ هيچ‌ يك‌ از غسل‌ و تيمم‌ وقت‌ ندارد، نبايد خود را جنب‌ كند و اگر خود را جنب‌ كند، قضا و كفّاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود، ولي‌ اگر گمان‌ داشته‌ است‌ كه‌ جنب‌ كردن‌ خود بر او حرام‌ نيست‌، لازم‌ است‌ آن‌ را قضا نمايد، ولي‌ كفّاره‌ ندارد.

    مسأله ( 2314 ) اگر تنها براي‌ تيمّم‌ وقت‌ دارد، نبايد خود را جنب‌ كند و در صورتي‌ كه‌ خود را جنب‌ كرد، بايد تيمّم‌ بگيرد و قضاي‌ آن‌ را نيز بجا آورد.

    مسأله ( 2315 ) اگر در ماه‌ رمضان‌ پس‌ از جست‌وجو گمان‌ كند كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ غسل‌ وقت‌ دارد و خود را جنب‌ كند و سپس‌ بداند كه‌ وقت‌ تنگ‌ مي‌باشد، واجب‌ است‌ با تيمم‌ روزه‌ بگيرد و روزه‌ درست‌ است‌، ولي‌ اگر بررسي‌ نكرده‌ باشد، قضاي‌ آن‌ روز واجب‌ است‌.

    مسأله ( 2316 ) كسي‌ كه‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ يا روزه‌ي‌ واجب‌ معين‌ ديگري‌ جنب‌ است‌ و مي‌داند كه‌ اگر بخوابد تا صبح‌ بيدار نمي‌شود، نبايد بدون‌ غسل‌ بخوابد و اگر بخوابد و تا صبح‌ بيدار نشود، روزه‌ي‌ وي‌ باطل‌ است‌ و قضا و كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود؛ مگر آن‌كه‌ نخوابيدن‌ براي‌ وي‌ سختي‌ پيش‌ آورد يا نداند ماندن‌ بر جنابت‌، حرام‌ است‌ و در صورتي‌ كه‌ احتمال‌ دهد بيدار مي‌شود، مي‌تواند بخوابد، ولي‌ در مرتبه‌ي‌ دوم‌ كه‌ بيدار شد، نمي‌تواند بدون‌ غسل‌ بخوابد.

    مسأله ( 2317 ) هرگاه‌ جُنب‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ يا در روزه‌ي‌ واجب‌ معين‌ ديگري‌ بخوابد و بيدار شود؛ چنانچه‌ عادت‌ به‌ بيدار شدن‌ نداشته‌ باشد، نبايد پيش‌ از غسل‌ بخوابد؛ هرچند گمان‌ كند كه‌ مي‌تواند پيش‌ از اذان‌ صبح‌ بيدار شود.

    مسأله ( 2318 ) كسي‌ كه‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ يا در روزه‌ي‌ واجب‌ معين‌ ديگري‌ جنب‌ است‌، اگر عادت‌ و اطمينان‌ به‌ بيدار شدن‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ دارد، مي‌تواند بخوابد و پس‌ از بيدار شدن‌ غسل‌ كند و چنانچه‌ تا صبح‌ خواب‌ بماند، روزه‌ي‌ وي‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2319 ) روزه‌ي‌ كسي‌ كه‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ جنب‌ است‌ و مي‌داند يا گمان‌ مي‌كند كه‌ اگر بخوابد، پيش‌ از اذان‌ صبح‌ بيدار مي‌شود؛ هرچند توجّه‌ نداشته‌ باشد كه‌ پس‌ از بيدار شدن‌ بايد غسل‌ يا تيمم‌ كند، چنانچه‌ بخوابد و تا اذان‌ صبح‌ خواب‌ بماند، درست‌ است‌.

    مسأله ( 2320 ) كسي‌ كه‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ يا در روزه‌ي‌ واجب‌ معين‌ ديگري‌ جنب‌ است‌ و مي‌داند يا گمان‌ مي‌كند كه‌ اگر بخوابد پيش‌ از اذان‌ صبح‌ بيدار مي‌شود و نخواهد پس‌ از بيدار شدن‌ غسل‌ كند؛ چنانچه‌ بخوابد و بيدار نشود، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را تمام‌ كند و قضا و كفاره‌ نيز بر او واجب‌ است‌.

    مسأله ( 2321 ) اگر ترديد داشته‌ باشد كه‌ پس‌ از بيدار شدن‌ غسل‌ كند يا نه‌؛ چنانچه‌ بخوابد و بيدار نشود، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌ و قضا و كفّاره‌ نيز دارد.

    مسأله ( 2322 ) اگر جنب‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال‌ دهد كه‌ اگر دوباره‌ بخوابد پيش‌ از اذان‌ صبح‌ براي‌ غسل‌ كردن‌ بيدار مي‌شود؛ چنانچه‌ بخوابد و بيدار نشود، بايد روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا كند. همچنين‌ است‌ اگر براي‌ مرتبه‌ي‌ سوم‌ بخوابد و بيدار نشود، ولي‌ در هيچ‌ يك‌ از اين‌ موارد، كفاره‌ بر او واجب‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2323 ) خوابي‌ را كه‌ در آن‌ محتلم‌ شده‌ است‌، نبايد خواب‌ نخست‌ به‌شمار آورد، بلكه‌ اگر از خواب‌ بيدار شود و دوباره‌ بخوابد، خواب‌ نخست‌ وي‌ به‌شمار مي‌آيد.

    مسأله ( 2324 ) اگر روزه‌دار محتلم‌ شود، واجب‌ نيست‌ در روز غسل‌ كند و براي‌ روزه‌ اشكال‌ ندارد؛ هرچند مستحب‌ است‌ داراي‌ طهارت‌ باشد.

    مسأله ( 2325 ) هرگاه‌ در ماه‌ رمضان‌، پس‌ از اذان‌ صبح‌ بيدار شود و خود را محتلم‌ ببيند؛ هرچند بداند پيش‌ از اذان‌ محتلم‌ شده‌، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌.

    مسأله ( 2326 ) چنانچه‌ وقت‌ روزه‌ي‌ قضا به‌گونه‌اي‌ تنگ‌ باشد كه‌ اگر آن‌ را باطل‌ كند، ديگر زماني‌ براي‌ گرفتن‌ روزه‌ي‌ قضا ندارد، اگر در اين‌ صورت‌، به‌ عمد خود را جنب‌ كند و تا اذان‌ صبح‌ جنب‌ بماند؛ اگرچه‌ به‌ عمد غسل‌ نكرده‌ باشد، مي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ بگيرد و قضا و كفاره‌ نيز ندارد؛ هرچند معصيت‌ كرده‌ و چنين‌ فردي‌ مانند كسي‌ است‌ كه‌ در ماه‌ رمضان‌ تا اذان‌ صبح‌ جنب‌ مانده‌ و روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2327 ) كسي‌ كه‌ مي‌خواهد قضاي‌ روزه‌ي‌ رمضان‌ را بگيرد، اگر پس‌ از اذان‌ صبح‌ بيدار شود و خود را محتلم‌ ببيند و بداند پيش‌ از اذان‌ محتلم‌ شده‌، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌، ولي‌ چنانچه‌ وقت‌ قضاي‌ روزه‌ تنگ‌ است‌ يا براي‌ نمونه‌، پنج‌ روز روزه‌ي‌ قضاي‌ رمضان‌ دارد و پنج‌ روز نيز به‌ ماه‌ رمضان‌ مانده‌، بايد آن‌ روز را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2328 ) اگر زن‌ در شب‌ ماه‌ رمضان‌، پيش‌ از اذان‌ صبح‌ از حيض‌ يا نفاس‌ پاك‌ شود و به‌ عمد غسل‌ نكند يا اگر وظيفه‌ي‌ وي‌ تيمم‌ است‌، تيمم‌ ننمايد، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را تمام‌ كند و قضاي‌ آن‌ را نيز بگيرد. همچنين‌ در روزه‌ي‌ قضاي‌ ماه‌ رمضان‌، اگر به‌ عمد غسل‌ و تيمم‌ را ترك‌ كند، نمي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2329 ) اگر در روزه‌ي‌ واجبي‌ غير از روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ و قضاي‌ آن‌ تا اذان‌ صبح‌ جنب‌ بماند؛ هرچند از روي‌ عمد باشد، چنانچه‌ وقت‌ آن‌ معين‌ باشد؛ براي‌ نمونه‌، نذر كرده‌ است‌ كه‌ آن‌ روز را روزه‌ بگيرد، روزه‌ي‌ وي‌ صحيح‌ است‌ و اگر مانند روزه‌ي‌ كفاره‌، وقت‌ آن‌ معين‌ نباشد، لازم‌ است‌ روزي‌ غير از آن‌ را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2330 ) اگر زن‌ در ماه‌ رمضان‌، پيش‌ از اذان‌ صبح‌ از حيض‌ يا نفاس‌ پاك‌ شود و به‌ عمد غسل‌ نكند، در روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌، روزه‌ باطل‌ است‌ و در غير آن‌ باطل‌ نيست‌؛ هرچند لازم‌ است‌ غسل‌ كند و روزه‌ي‌ آن‌ روز را بگيرد.

    مسأله ( 2331 ) زني‌ كه‌ بايد براي‌ حيض‌ يا نفاس‌ تيمّم‌ كند اگر در روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ به‌ عمد تيمّم‌ نكند، روزه‌ي‌ وي‌ باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2332 ) اگر در روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ غسل‌ بر او واجب‌ شود ولي‌ آن‌ را انجام‌ ندهد تا وقت‌ تنگ‌ شود، لازم‌ است‌ تيمّم‌ نمايد و اگر تيمم‌ نسازد، روزه‌ باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2333 ) اگر زن‌ در ماه‌ رمضان‌، پيش‌ از اذان‌ صبح‌ از حيض‌ يا نفاس‌ پاك‌ شود و براي‌ غسل‌ وقت‌ نداشته‌ باشد، بايد تيمم‌ كند و تا اذان‌ صبح‌ بيدار بماند. همچنين‌ است‌ حكم‌ جنبي‌ كه‌ بايد تيمّم‌ كند.

    مسأله ( 2334 ) اگر زن‌ در ماه‌ رمضان‌، نزديك‌ اذان‌ صبح‌ براي‌ هيچ‌ كدام‌ از غسل‌ و تيمّم‌ وقت‌ نداشته‌ باشد، لازم‌ است‌ پس‌ از آن‌، غسل‌ خود را نجام‌ دهد و روزه‌ي‌ او نيز درست‌ است‌.

    مسأله ( 2335 ) اگر زن‌ پس‌ از اذان‌ صبح‌ از خون‌ حيض‌ يا نفاس‌ پاك‌ شود يا در بين‌ روز، خون‌ حيض‌ يا نفاس‌ ببيند؛ هرچند نزديك‌ مغرب‌ باشد، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2336 ) اگر زن‌، غسل‌ حيض‌ يا نفاس‌ را فراموش‌ كند و پس‌ از يك‌ يا چند روز به‌ ياد آورد، لازم‌ است‌ روزه‌هايي‌ را كه‌ گرفته‌ است‌، قضا نمايد.

    مسأله ( 2337 ) اگر زن‌ پيش‌ از اذان‌ صبح‌ از حيض‌ يا نفاس‌ پاك‌ شود و در غسل‌ كردن‌ كوتاهي‌ نمايد و تا اذان‌ غسل‌ نكند و در تنگي‌ وقت‌ تيمم‌ نمايد؛ اگرچه‌ معصيت‌ نموده‌، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و لازم‌ نيست‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا نمايد، و اگر كوتاهي‌ نكند و براي‌ نمونه‌، منتظر باشد تا آب‌ گرم‌ شود و تا اذان‌ غسل‌ نكند؛ چنانچه‌ در تنگي‌ وقت‌ تيمّم‌ كرده‌ باشد، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و مرتكب‌ معصيت‌ نيز نشده‌ است‌؛ هرچند براي‌ سه‌بار نيز بيدار شود و باز بخوابد و تا اذان‌ صبح‌ غسل‌ نكند يا از تيمّم‌ نيز ناتوان‌ باشد.

    مسأله ( 2338 ) اگر زن‌ در استحاضه‌ است‌ و غسل‌هاي‌ خود را ـ به‌گونه‌اي‌ كه‌ در احكام‌ استحاضه‌ گفته‌ شد ـ بجا آورد، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و اگر غسل‌هاي‌ خود را انجام‌ ندهد، گناه‌ كرده‌؛ هرچند روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و قضا نيز ندارد.

    مسأله ( 2339 ) كسي‌ كه‌ مسّ ميت‌ كرده‌؛ يعني‌ بخشي‌ از بدن‌ خود را به‌ بدن‌ ميت‌ رسانده‌ است‌، مي‌تواند بدون‌ غسل‌ مس‌ ميت‌ روزه‌ بگيرد و اگر هنگام‌ روزه‌ نيز ميت‌ را مس‌ نمايد، روزه‌ي‌ او باطل‌ نمي‌شود، ولي‌ لازم‌ است‌ براي‌ نماز غسل‌ كند.

    ·   هشتم‌ ـ اماله‌ با چيز روان‌

    مسأله ( 2340 ) اماله‌ با چيز روان‌؛ هرچند از روي‌ ناچاري‌ و براي‌ درمان‌ باشد، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، ولي‌ به‌ كار بردن‌ شياف‌هاي‌ درمان‌ و شياف‌هايي‌ كه‌ براي‌ تخليه‌ است‌، اشكال‌ ندارد و نيز پرهيز از چيزي‌ كه‌ مايع‌ بودن‌ آن‌ مشكوك‌ است‌ لازم‌ نيست‌، ولي‌ بايد از شيافي‌ كه‌ براي‌ تغذيه‌ است‌ خودداري‌ نمايد.

    ·   نهم‌ ـ قي‌ كردن‌

    مسأله ( 2341 ) هرگاه‌ روزه‌دار به‌ عمد قي‌ كند؛ هرچند به‌ واسطه‌ي‌ بيماري‌ و مانند آن‌ ناچار باشد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود، ولي‌ اگر به‌ سهو يا ناخواسته‌ قي‌ كند، اشكال‌ ندارد.

    مسأله ( 2342 ) اگر در شب‌ چيزي‌ بخورد كه‌ مي‌داند به‌ سبب‌ آن‌ ناخواسته‌ در روز قي‌ مي‌كند، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا نمايد.

    مسأله ( 2343 ) اگر روزه‌دار بتواند از قي‌ كردن‌ خودداري‌ كند؛ چنانچه‌ براي‌ او زيان‌ و سختي‌ به‌ همراه‌ نداشته‌ باشد، لازم‌ است‌ از آن‌ خودداري‌ كند، ولي‌ واجب‌ نيست‌ با فشار آوردن‌ به‌ خود از قي‌ كردن‌ خودداري‌ كند.

    مسأله ( 2344 ) اگر مگس‌ يا چيز ديگري‌ در گلوي‌ روزه‌دار برود؛ چنانچه‌ به‌ اندازه‌اي‌ پايين‌ رود كه‌ به‌ فرو بردن‌ آن‌ خوردن‌ نگويند، نياز نيست‌ آن‌ را بيرون‌ آورد و روزه‌ي‌ او درست‌ است‌، ولي‌ اگر اين‌ اندازه‌ پايين‌ نرود و بتوان‌ آن‌ را بيرون‌ آورد، لازم‌ است‌ بيرون‌ آورده‌ شود؛ هرچند سبب‌ قي‌ كردن‌ و باطل‌ شدن‌ روزه‌ي‌ او گردد و چنانچه‌ آن‌ را فرو برد، روزه‌ باطل‌ است‌ و بايد كفاره‌ي‌ جمع‌ دهد؛ مگر آن‌كه‌ قي‌ كردن‌ براي‌ او زيان‌ يا سختي‌ بسياري‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد.

    مسأله ( 2345 ) اگر چيزي‌ را از روي‌ فراموشي‌ فرو دهد و به‌ ياد آورد كه‌ روزه‌ است‌؛ چنانچه‌ بتواند آن‌ را بيرون‌ آورد، لازم‌ است‌ چنين‌ كند و روزه‌ درست‌ است‌؛ هرچند به‌ آغاز يا ميان‌ حلق‌ رسيده‌ باشد.

    مسأله ( 2346 ) اگر يقين‌ داشته‌ باشد كه‌ چيزي‌ با آروغ‌ زدن‌ از گلوي‌ وي‌ بيرون‌ مي‌آيد؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ قي‌ كردن‌ گويند، نبايد به‌ عمد آروغ‌ بزند، بلكه‌ اگر گمان‌ نيز كند، همين‌ حكم‌ را دارد، ولي‌ اگر نداند آروغ‌ زدن‌ اشكال‌ دارد؛ هرچند به‌ قي‌ كردن‌ بينجامد، اشكال‌ ندارد.

    مسأله ( 2347 ) اگر آروغ‌ زند و ناخواسته‌ چيزي‌ در گلو يا دهان‌ بيايد، بايد آن‌ را بيرون‌ بريزد.

    مسأله ( 2348 ) اگر روزه‌دار از روي‌ آگاهي‌ و عمد بخواهد كاري‌ كند كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند؛ هرچند آن‌ كار را نكند، روزه‌ باطل‌ است‌، ولي‌ كفاره‌ ندارد.

    ناپسندها در روزه‌

    چند چيز براي‌ روزه‌دار مكروه‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌:

    مسأله ( 2349 ) ريختن‌ دارو در چشم‌ و سرمه‌ كشيدن‌، هرگاه‌ مزه‌ يا بوي‌ آن‌ به‌ گلو رسد و هر كاري‌ كه‌ روزه‌دار را كم‌توان‌ مي‌سازد؛ مانند: خون‌ گرفتن‌، حمام‌ رفتن‌ و انفيه‌ كشيدن‌؛ اگر نداند كه‌ به‌ گلو مي‌رسد و چنانچه‌ بداند كه‌ به‌ گلو مي‌رسد، جايز نيست‌، و همچنين‌ بو كردن‌ گياه‌هاي‌ خوش‌بو، نشستن‌ زن‌ در آب‌، به‌ كار بردن‌ شياف‌، تر كردن‌ لباسي‌ كه‌ به‌ تن‌ دارد، كشيدن‌ دندان‌ و هر كاري‌ كه‌ با انجام‌ آن‌ از دهان‌ خون‌ بيايد، مسواك‌ زدن‌، بوسيدن‌ همسر و هر كاري‌ كه‌ شهوت‌ را بر مي‌انگيزد، بدون‌ آن‌ كه‌ بخواهد مني‌ بيرون‌ آيد ـ ولي‌ اگر به‌ قصد بيرون‌ آمدن‌ مني‌ باشد، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند ـ و نيز بدون‌ سبب‌ آب‌ يا چيزي‌ در دهان‌ قرار دادن‌.



    « قضا و كفّاره‌ »

    مسأله ( 2350 ) اگر در روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ عمد قي‌ كند يا در شب‌ جنب‌ شود و به‌گونه‌اي‌ كه‌ در مسأله‌ي‌ پيش‌ گفته‌ شد، سه‌ بار بيدار شود و بخوابد و تا اذان‌ صبح‌ بيدار نشود، تنها لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا كند.

    مسأله ( 2351 ) اگر به‌ عمد اماله‌ كند يا سر زير آب‌ برد يا غباري‌ به‌ گلو رساند، لازم‌ است‌ كفاره‌ نيز بدهد و اگر هر كار ديگري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند به‌ عمد انجام‌ دهد؛ چنانچه‌ مي‌دانسته‌ است‌ آن‌ كار، روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، قضا و كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2352 ) اگر از روي‌ ندانستن‌ مسأله‌، كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند و مي‌توانسته‌ است‌ مسأله‌ را فرا بگيرد، قضا و كفّاره‌ بر او واجب‌ است‌.

    مسأله ( 2353 ) اگر به‌ عمد به‌ خدا و پيغمبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم دروغي‌ بندد و بداند كه‌ حرام‌ است‌، افزوده‌ بر قضا، كفّاره‌ نيز بر او واجب‌ است‌؛ هرچند نداند روزه‌ را باطل‌ مي‌كند.

    مسأله ( 2354 ) اگر يقين‌ كند كه‌ مغرب‌ شده‌ است‌ و افطار كند و سپس‌ آشكار شود مغرب‌ نبوده‌ است‌، روزه‌ي‌ او قضا ندارد؛ خواه‌ تاريكي‌ هوا سبب‌ اشتباه‌ نمودن‌ وي‌ باشد يا بودن‌ ابر.

    مسأله ( 2355 ) اگر باور ندارد كه‌ مغرب‌ شده‌ است‌، نبايد افطار كند؛ هرچند گمان‌ به‌ مغرب‌ شدن‌ داشته‌ باشد ـ و اگر افطار كند، قضا و كفّاره‌ واجب‌ است‌؛ مگر در صورتي‌ كه‌ آشكار شود مغرب‌ بوده‌ است‌.

    مسأله ( 2356 ) كسي‌ كه‌ كفاره‌ي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ بر او واجب‌ است‌، لازم‌ است‌ دو ماه‌ روزه‌ بگيرد يا شصت‌ مستمند را سير كند يا به‌ هر كدام‌، يك‌ مد طعام‌ ـ كه‌ نزديك‌ به‌ ده‌ سير است‌ ـ بپردازد و اگر نتواند يك‌ مد طعام‌ بدهد، هر اندازه‌ مي‌تواند پرداخت‌ نمايد و اگر توان‌ آن‌ را هم‌ ندارد، از خداوند بخشنده‌ آمرزش‌ خواهد و استغفار كند و اگر يك‌بار «استغفرالله» بگويد، كافي‌ است‌.

    مسأله ( 2357 ) كسي‌ كه‌ مي‌خواهد دو ماه‌ را به‌ عنوان‌ كفاره‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ روزه‌ بگيرد، لازم‌ است‌ سي‌ و يك‌ روزِ آن‌ را پي‌درپي‌ بگيرد و نبايد هنگامي‌ آن‌ را آغاز كند كه‌ در ميان‌ آن‌، روزي‌ مانند عيد قربان‌ ـ كه‌ روزه‌ي‌ آن‌ حرام‌ است‌ ـ قرار گيرد.

    مسأله ( 2358 ) كسي‌ كه‌ بايد پي‌درپي‌ روزه‌ بگيرد، اگر در بين‌ آن‌ بدون‌ عذر يك‌ روز را روزه‌ نگيرد، بايد روزه‌ي‌ خود را از سر بگيرد و اگر هنگامي‌ آن‌ را آغاز كند كه‌ در ميان‌ آن‌ به‌ روزي‌ برسد كه‌ روزه‌ي‌ آن‌ واجب‌ است‌؛ براي‌ نمونه‌، به‌ روزي‌ برسد كه‌ نذر كرده‌ است‌ آن‌ روز را روزه‌ بگيرد، لازم‌ است‌ روزه‌ي‌ خود را از سر بگيرد.

    مسأله ( 2359 ) اگر در ميان‌ روزهايي‌ كه‌ بايد پي‌درپي‌ روزه‌ بگيرد، عذري‌؛ مانند: حيض‌ يا نفاس‌ يا سفري‌ كه‌ از آن‌ ناچار است‌ براي‌ او پيش‌ آيد، مي‌تواند پس‌ از برداشته‌ شدن‌ مانع‌، دنباله‌ي‌ روزه‌ها را بگيرد و لازم‌ نيست‌ دوباره‌ آن‌ را از سر بگيرد.

    مسأله ( 2360 ) اگر كسي‌ روزه‌ي‌ خود را با چيز حرامي‌ باطل‌ كند؛ مانند: جماع‌ حرام‌ يا خوردن‌ و آشاميدن‌ حرام‌؛ خواه‌ آن‌ چيز خود حرام‌ باشد؛ مانند: شراب‌ و زنا، يا زمينه‌ي‌ حرام‌ شده‌ باشد؛ مانند: خوراكي‌ حلالي‌ كه‌ براي‌ بدن‌ زيان‌آور است‌ يا نزديكي‌ كردن‌ با عيال‌ خود در حيض‌، كفاره‌ي‌ جمع‌ بر او واجب‌ مي‌شود و بايد دو ماه‌ روزه‌ بگيرد و شصت‌ فقير را سير كند يا به‌ هر كدام‌ يك‌ مد گندم‌ يا جو يا نان‌ و مانند آن‌ بپردازد و چنانچه‌ نتواند هر دو را با هم‌ انجام‌ دهد، هر كدام‌ را كه‌ ممكن‌ است‌، انجام‌ دهد و اگر آن‌ چيز، حرامي‌ غير از جماع‌، خوردن‌ و آشاميدن‌ باشد، كفاره‌ي‌ تخييري‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ گذشت‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2361 ) اگر روزه‌دار به‌ عمد دروغي‌ را به‌ خدا و حضرات‌ معصومان‌ : نسبت‌ دهد، كفاره‌ي‌ جمع‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2362 ) اگر در يك‌ روزِ ماه‌ رمضان‌، چند بار جماع‌ يا استمنا كند، يك‌ كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود و در صورتي‌ كه‌ جماع‌ او حرام‌ باشد، براي‌ هر بار، يك‌ كفاره‌ي‌ جمع‌ واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2363 ) اگر روزه‌دار در يك‌ روزِ ماه‌ رمضان‌، چند بار كار ديگري‌ غير جماع‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، انجام‌ دهد، براي‌ همه‌ي‌ آن‌، يك‌ كفاره‌ بسنده‌ است‌.

    مسأله ( 2364 ) اگر روزه‌دار، جماع‌ حرام‌ كند و سپس‌ با حلال‌ خود نزديكي‌ نمايد، يك‌ كفاره‌ جمع‌ كافي‌ است‌ و اگر روزه‌دار غير از نزديكي‌، كار ديگري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد و سپس‌ با حلال‌ خود نزديكي‌ نمايد، براي‌ هر دو، يك‌ كفاره‌ بسنده‌ است‌.

    مسأله ( 2365 ) اگر روزه‌دار كار حلالي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد: براي‌ نمونه‌، آب‌ بياشامد و سپس‌ حرامي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، انجام‌ دهد؛ براي‌ نمونه‌، خوراك‌ حرامي‌ بخورد، يك‌ كفاره‌ بسنده‌ است‌.

    مسأله ( 2366 ) اگر روزه‌دار آروغ‌ بزند و چيزي‌ در دهان‌ آيد، نبايد آن‌ را فرو دهد و در غير اين‌ صورت‌، روزه‌ي‌ او باطل‌ مي‌شود و قضا و كفاره‌ دارد و اگر خوردن‌ آن‌ چيز مانند خون‌، حرام‌ باشد، كفاره‌ي‌ جمع‌ واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2367 ) اگر نذر كند كه‌ روز معيني‌ را روزه‌ بگيرد و در آن‌ روز به‌ عمد روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند، لازم‌ است‌ كفاره‌ بدهد؛ يعني‌ دو ماه‌ پي‌درپي‌ روزه‌ بگيرد يا به‌ شصت‌ مستمند طعام‌ دهد، ولي‌ اگر نذر او مطلق‌ باشد؛ مانند: روزه‌ي‌ مستحبي‌، مي‌تواند پيش‌ از ظهر يا پس‌ از آن‌ افطار كند و روز ديگري‌ را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2368 ) اگر روزه‌دار به‌ گفته‌ي‌ شخص‌ عادل‌ آگاهي‌ كه‌ مي‌گويد مغرب‌ شده‌ است‌، افطار كند و سپس‌ بداند كه‌ مغرب‌ نبوده‌ است‌، قضا بر او واجب‌ مي‌شود، ولي‌ كفاره‌ ندارد.

    مسأله ( 2369 ) اگر به‌ گفته‌ي‌ كسي‌ كه‌ زمينه‌ي‌ عدالت‌ را ندارد و مي‌گويد مغرب‌ شده‌ است‌ افطار كند و سپس‌ دريابد مغرب‌ نبوده‌ است‌، قضا و كفّاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2370 ) اگر روزه‌دار در حالي‌ كه‌ شك‌ دارد مغرب‌ شده‌ است‌ يا نه‌، روزه‌ي‌ خود را افطار كند، قضا و كفّاره‌ بر او واجب‌ مي‌گردد.

    مسأله ( 2371 ) كسي‌ كه‌ به‌ عمد، روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كرده‌ است‌، نمي‌تواند براي‌ فرار از كفاره‌ به‌ سفر رود؛ هرچند پيش‌ از ظهر باشد و كفاره‌ با مسافرت‌ از او برداشته‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2372 ) اگر روزه‌دار از روي‌ عمد روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند و سپس‌ عذري‌ مانند حيض‌ يا نفاس‌ يا بيماري‌ براي‌ او پديد آيد، باز هم‌ كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌باشد.

    مسأله ( 2373 ) اگر يقين‌ كند كه‌ روز اول‌ ماه‌ رمضان‌ است‌ و به‌ عمد روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند، سپس‌ دريابد كه‌ پايان‌ شعبان‌ بوده‌ است‌، كفاره‌ بر او واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2374 ) اگر شك‌ نمايد كه‌ پايان‌ رمضان‌ است‌ يا آغاز شوال‌، و به‌ عمد روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند و سپس‌ آشكار شود آغاز شوال‌ بوده‌ است‌، كفاره‌ بر او واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2375 ) اگر روزه‌دار در ماه‌ رمضان‌، زن‌ خود را ـ كه‌ روزه‌دار است‌ ـ وادار به‌ جماع‌ نمايد، بايد كفاره‌ي‌ روزه‌ي‌ خود و نيز كفاره‌ي‌ روزه‌ي‌ زن‌ را بدهد، ولي‌ اگر زن‌ به‌ آن‌ راضي‌ شود، لازم‌ است‌ مرد دو كفاره‌، و زن‌ يك‌ كفّاره‌ بدهد.

    مسأله ( 2376 ) اگر زن‌، شوهر خود را وادار كند كه‌ با او جماع‌ نمايد، تنها يك‌ كفاره‌ بر زن‌ واجب‌ است‌ و نياز نيست‌ كفاره‌ي‌ شوهر را بدهد و بر شوهر نيز كفاره‌ واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2377 ) اگر در ماه‌ رمضان‌ با زن‌ خود كه‌ خواب‌ است‌ جماع‌ نمايد، يك‌ كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود و روزه‌ي‌ زن‌ درست‌ است‌ و كفاره‌ نيز بر او واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2378 ) اگر مرد، زن‌ خود را وادار كند كه‌ غير از جماع‌، كار ديگري‌ انجام‌ دهد كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، كفاره‌ي‌ زن‌ بر او يا بر خود زن‌ واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2379 ) كسي‌ كه‌ به‌ سبب‌ مسافرت‌ يا بيماري‌ روزه‌ نمي‌گيرد، نمي‌تواند زن‌ روزه‌دار خود را وادار به‌ جماع‌ كند، ولي‌ اگر او را وادار نمايد، بايد كفاره‌ي‌ وي‌ را بدهد.

    مسأله ( 2380 ) اگر بر كسي‌ كفّاره‌ واجب‌ شود، لازم‌ نيست‌ بي‌درنگ‌ آن‌ را بجا آورد، ولي‌ نبايد در به‌جا آوردن‌ آن‌ كوتاهي‌ كند يا آن‌ را به‌ اندازه‌اي‌ تأخير اندازد كه‌ بگويند در انجام‌ حكم‌ الهي‌ كوتاهي‌ و فروگذاري‌ كرده‌ است‌.

    مسأله ( 2381 ) اگر كفاره‌ بر كسي‌ واجب‌ شود و چند سال‌ آن‌ را بجا نياورد، چيزي‌ بر آن‌ افزوده‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2382 ) كسي‌ كه‌ براي‌ كفاره‌ي‌ يك‌ روز بايد به‌ شصت‌ مستمند طعام‌ بدهد، در صورتي‌ كه‌ به‌ همه‌ي‌ آن‌ها دسترسي‌ دارد، نبايد به‌ هر كدام‌ از آن‌ها بيش‌ از يك‌ مد طعام‌ بدهد يا يكي‌ را بيش‌ از يك‌ بار سير نمايد. چنانچه‌ مستمندي‌ زن‌ و فرزند داشته‌ باشد و اطمينان‌ يابد كه‌ او طعام‌ را به‌ زن‌ و فرزند خود مي‌دهد يا به‌ آن‌ها مي‌خوراند، مي‌تواند براي‌ هر يك‌ از فرزندان‌ او؛ هرچند كودك‌ باشند، يك‌ مد طعام‌ قرار داده‌ و يك‌جا به‌ وي‌ تحويل‌ نمايد.

    مسأله ( 2383 ) كسي‌ كه‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را گرفته‌ است‌؛ اگر پس‌ از ظهر به‌ عمد كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد، گناه‌ نموده‌ و لازم‌ است‌ به‌ ده‌ مستمند، هر كدام‌ يك‌ مد طعام‌ بدهد و اگر نمي‌تواند، گذشته‌ از قضاي‌ دوباره‌ي‌ آن‌، سه‌ روز پي‌درپي‌ روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2384 ) كسي‌ كه‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را گرفته‌ است‌ اگر وقت‌ گسترده‌ باشد، مي‌تواند پيش‌ از ظهر افطار كند و قضا را در هنگام‌ ديگري‌ انجام‌ دهد.



    ·   موارد وجوب‌ قضاي‌ روزه‌

    مسأله ( 2385 ) در موارد زير تنها قضاي‌ روزه‌ بر انسان‌ واجب‌ است‌ و كفاره‌ ندارد:

    يكم‌ ـ روزه‌دار در روز ماه‌ رمضان‌ به‌ عمد قي‌ كند.

    دوم‌ ـ در شب‌ ماه‌ رمضان‌ جنب‌ باشد و به‌گونه‌اي‌ كه‌ در پيش‌ گفته‌ شد تا اذان‌ صبح‌ از خواب‌ دوم‌ يا سوم‌ بيدار نشود.

    سوم‌ ـ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند بجا نياورد، ولي‌ نيّت‌ روزه‌ نكند يا ريا كند يا بخواهد روزه‌ نباشد يا بخواهد كاري‌ كند كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند.

    چهارم‌ ـ در ماه‌ رمضان‌، غسل‌ جنابت‌ را فراموش‌ كند و يك‌ يا چند روز را با حالت‌ جنابت‌ روزه‌ بگيرد.

    پنجم‌ ـ در ماه‌ رمضان‌ بدون‌ آن‌كه‌ جست‌وجو كند صبح‌ شده‌ است‌ يا نه‌، كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد و سپس‌ آشكار شود صبح‌ بوده‌ است‌. همچنين‌ است‌ اگر پس‌ از جست‌وجو شك‌ يا گمان‌ كند كه‌ صبح‌ شده‌ و كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد.

    مسأله ( 2386 ) اگر پس‌ از جست‌وجو يقين‌ كند كه‌ صبح‌ نشده‌ است‌ و چيزي‌ بخورد و سپس‌ آشكار شود كه‌ صبح‌ بوده‌ است‌، قضا واجب‌ نيست‌.

    ششم‌ ـ كسي‌ بگويد صبح‌ نشده‌ است‌ و هنوز وقت‌ هست‌ و انسان‌ به‌ گفته‌ي‌ او كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد و سپس‌ آشكار شود كه‌ صبح‌ بوده‌ است‌.

    هفتم‌ ـ كسي‌ بگويد صبح‌ شده‌ است‌ و انسان‌ به‌ گفته‌ي‌ او يقين‌ نكند يا گمان‌ كند شوخي‌ كرده‌ است‌ و خود هم‌ جست‌وجو نكند و كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد و سپس‌ دريابد كه‌ صبح‌ بوده‌ است‌.

    مسأله ( 2387 ) اگر در ماه‌ رمضان‌ به‌ آسمان‌ نگاه‌ كند و مطمئن‌ شود كه‌ صبح‌ نشده‌ است‌ و غذا بخورد و سپس‌ آشكار شود كه‌ صبح‌ بوده‌، روزه‌ درست‌ است‌.

    هشتم‌ ـ به‌ گفته‌ي‌ كس‌ ديگري‌ كه‌ عادل‌ بوده‌ است‌ افطار كند و سپس‌ دريابد كه‌ مغرب‌ نبوده‌ است‌.

    مسأله ( 2388 ) اگر بر اساس‌ گفته‌ي‌ دروغ‌گويي‌ افطار كند، قضا و كفاره‌ بر او واجب‌ مي‌شود.

    نهم‌ ـ در هواي‌ صاف‌ به‌ سبب‌ تاريكي‌ اطمينان‌ يابد كه‌ مغرب‌ شده‌ است‌ و افطار كند و سپس‌ بداند كه‌ مغرب‌ نبوده‌ است‌.

    مسأله ( 2389 ) اگر شك‌ داشته‌ باشد كه‌ مغرب‌ شده‌ است‌، نمي‌تواند افطار نمايد و در صورتي‌ كه‌ افطار كند و سپس‌ دريابد مغرب‌ نبوده‌، قضا و كفاره‌ واجب‌ است‌.

    مسأله ( 2390 ) اگر در هواي‌ ابري‌ به‌ گمان‌ اين‌ كه‌ مغرب‌ شده‌ است‌ افطار كند و سپس‌ بداند كه‌ مغرب‌ نبوده‌ است‌، نيازي‌ به‌ قضاي‌ آن‌ نيست‌.

    دهم‌ ـ براي‌ خنك‌ شدن‌ يا بدون‌ جهت‌ يا از روي‌ تشنگي‌، آب‌ را مضمضه‌ كند يا آب‌ در دهان‌ بگرداند و ناخواسته‌ فرو رود.

    مسأله ( 2391 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ روزه‌ است‌ و آب‌ را فرو دهد يا براي‌ وضو مضمضه‌ كند و ناخواسته‌ فرو رود، قضاي‌ آن‌ واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2392 ) اگر بداند كه‌ با مضمضه‌، ناخواسته‌ يا از روي‌ فراموشي‌ آب‌ در گلو فرو مي‌رود، نبايد مضمضه‌ كند.

    مسأله ( 2393 ) اگر روزه‌دار براي‌ درماني‌ كه‌ از آن‌ ناچار نيست‌، در بيني‌ يا گلو يا گوش‌ خود دارو بريزد يا سرمه‌ بكشد و نداند كه‌ دارو از آن‌ به‌ گلو مي‌رسد، ولي‌ به‌صورت‌ ناگهاني‌ به‌ گلو برسد و پايين‌ رود، روزه‌ي‌ او درست‌ است‌ و قضا ندارد؛ اما در صورتي‌ كه‌ بداند به‌ گلو مي‌رسد، روزه‌ي‌ او باطل‌ و قضاي‌ آن‌ واجب‌ است‌.

    مسأله ( 2394 ) مسواك‌ زدن‌ براي‌ روزه‌دار مانند مضمضه‌، جايز بلكه‌ مستحب‌ است‌، ولي‌ اگر مسواك‌ را از دهان‌ بيرون‌ آورد و دوباره‌ در دهان‌ وارد كند، نبايد بگذارد آب‌ آن‌ به‌ حلق‌ برسد؛ مگر اين‌كه‌ آب‌ مسواك‌ به‌ اندازه‌اي‌ كم‌ باشد كه‌ در دهان‌ گم‌ شود.

    يازدهم‌ ـ كسي‌ با همسر خود بازي‌ كند و بدون‌ آن‌كه‌ قصدي‌ داشته‌ باشد، مني‌ از او بيرون‌ آيد.

    مسأله ( 2395 ) اگر اطمينان‌ داشته‌ باشد كه‌ با اين‌ كار، مني‌ بيرون‌ نمي‌آيد ولي‌ ناگاه‌ بيرون‌ آيد، روزه‌ درست‌ است‌ و قضا ندارد.

    دوازدهم‌ ـ به‌ سبب‌ اكراه‌ يا ناچاري‌ يا تقيه‌ افطار كند.

    سيزدهم‌ ـ در سحر ماه‌ رمضان‌، آسمان‌ افق‌ صاف‌ باشد و بدون‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ آسمان‌ غذا بخورد يا نگاه‌ بكند و در اين‌كه‌ صبح‌ شده‌ است‌ يا نه‌، ترديد داشته‌ باشد و سپس‌ آشكار شود صبح‌ بوده‌ است‌.

    چهاردهم‌ ـ اگر در ماه‌ رمضان‌، بدون‌ اطمينان‌ به‌ رسيدن‌ وقت‌ مغرب‌ يكي‌ از باطل‌كننده‌ها را انجام‌ دهد و سپس‌ آشكار شود كه‌ مغرب‌ نبوده‌ است‌.

    مسأله ( 2396 ) اگر جز آب‌ چيز ديگري‌ در دهان‌ ببرد و ناخواسته‌ فرو رود يا آب‌ درون‌ بيني‌ ببرد و ناخواسته‌ فرو رود، قضا بر او واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2397 ) مضمضه‌ كردن‌ زياد براي‌ روزه‌دار مكروه‌ است‌ و پس‌ از مضمضه‌ لازم‌ است‌ آب‌ افزوده‌ را از دهان‌ بيرون‌ بريزد و پسنديده‌ است‌ پس‌ از آن‌ آب‌ دهان‌ را نيز سه‌بار بيرون‌ بريزد.

    « روزه‌ي‌ قضا »

    مسأله ( 2398 ) اگر ديوانه‌، عقل‌ خود را باز يابد، واجب‌ نيست‌ روزه‌ي‌ روزهايي‌ را كه‌ ديوانه‌ بوده‌ است‌ قضا نمايد.

    مسأله ( 2399 ) اگر كافر به‌ اسلام‌ گرايد، واجب‌ نيست‌ روزه‌هاي‌ زمان‌ كفر خود را قضا نمايد و همچنين‌ واجب‌ نيست‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ روزي‌ را كه‌ مسلمان‌ شده‌ است‌ بگيرد.

    مسأله ( 2400 ) اگر پيش‌ از ظهر مسلمان‌ شود و كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد، مي‌تواند روزه‌ي‌ آن‌ روز را بگيرد و چنانچه‌ نگيرد، قضاي‌ آن‌ واجب‌ نيست‌، ولي‌ اگر مرتد مسلمان‌ شود، لازم‌ است‌ روزه‌هاي‌ هنگامي‌ را كه‌ مرتد بوده‌ است‌ قضا نمايد.

    مسأله ( 2401 ) روزه‌هايي‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ي‌ مستي‌ از دست‌ رفته‌ لازم‌ است‌ قضا شود؛ هرچند چيزي‌ را كه‌ به‌واسطه‌ي‌ آن‌ مست‌ شده‌ است‌ براي‌ درمان‌ يا بدون‌ دليل‌ يا از روي‌ اشتباه‌ خورده‌ باشد، بلكه‌ حتي‌ اگر پيش‌تر روزه‌ را نيّت‌ كند و با مستي‌ روزه‌ را به‌ پايان‌ ببرد، بايد قضا نمايد.

    مسأله ( 2402 ) اگر براي‌ عذري‌، چند روز روزه‌ نگيرد و سپس‌ شك‌ نمايد كه‌ چه‌ هنگام‌ عذر او از ميان‌ رفته‌ است‌، مي‌تواند اندازه‌ي‌ كم‌تري‌ را كه‌ گمان‌ مي‌كند روزه‌ نگرفته‌ است‌ قضا نمايد و واجب‌ نيست‌ اندازه‌ي‌ بيش‌تر را قضا نمايد؛ براي‌ نمونه‌، كسي‌ كه‌ پيش‌ از ماه‌ رمضان‌ مسافرت‌ كرده‌ و نمي‌داند عصر پنجم‌ ماه‌ رمضان‌ از سفر برگشته‌ است‌ يا عصر ششم‌، بايد پنج‌ روز روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2403 ) كسي‌ كه‌ نمي‌داند چه‌ زماني‌ براي‌ وي‌ عذر پديد آمده‌ است‌، مي‌تواند اندازه‌ي‌ كم‌تر را قضا نمايد؛ براي‌ نمونه‌، اگر در روزهاي‌ پاياني‌ ماه‌ رمضان‌ مسافرت‌ كند و پس‌ از ماه‌ رمضان‌ بازگردد و نداند كه‌ شب‌ بيست‌ و پنجم‌ ماه‌ رمضان‌ مسافرت‌ كرده‌ است‌ يا شب‌ بيست‌ و ششم‌، مي‌تواند اندازه‌ي‌ كم‌تر را قضا كند.

    مسأله ( 2404 ) اگر از چند ماه‌ رمضان‌ روزه‌ي‌ قضا داشته‌ باشد، مي‌تواند قضاي‌ هر كدام‌ را پيش‌ از قضاي‌ روزهاي‌ ديگر بگيرد، ولي‌ اگر وقت‌ قضاي‌ رمضان‌ سال‌ پيش‌ تنگ‌ باشد، لازم‌ است‌ نخست‌ قضاي‌ آن‌ را بگيرد و در صورتي‌ كه‌ قضاي‌ روزي‌ از سال‌هاي‌ پيش‌ از آن‌ را بگيرد، گناه‌ كرده‌، ولي‌ روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2405 ) اگر قضاي‌ روزه‌ي‌ چند ماه‌ رمضان‌ بر او واجب‌ باشد؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ تأخير يكي‌ كفاره‌ داشته‌ و تأخير ديگري‌ كفّاره‌ نداشته‌ باشد، بايد در نيّت‌ معين‌ كند روزه‌اي‌ را كه‌ مي‌گيرد قضاي‌ كدام‌ ماه‌ رمضان‌ است‌ و اگر معين‌ نكند كه‌ قضاي‌ سال‌ پيش‌ است‌، قضاي‌ آن‌ به‌شمار نمي‌آيد و كفاره‌ي‌ تأخير از او برداشته‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2406 ) كسي‌ كه‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را گرفته‌ است‌ اگر وقت‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ او تنگ‌ نباشد، مي‌تواند پيش‌ از ظهر روزه‌ي‌ خود را باطل‌ نمايد، ولي‌ پس‌ از ظهر جايز نيست‌.

    مسأله ( 2407 ) اگر قضاي‌ روزه‌ي‌ غير ماه‌ رمضان‌ را گرفته‌ باشد؛ مانند: قضاي‌ روزه‌ي‌ نذر، نبايد پس‌ از ظهر روزه‌ را باطل‌ كند.

    مسأله ( 2408 ) كسي‌ كه‌ در قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ از شب‌ نيّت‌ روزه‌ داشته‌ است‌ يا وقت‌ قضا تنگ‌ باشد، جايز نيست‌ روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند؛ خواه‌ پيش‌ از ظهر باشد يا پس‌ از ظهر و اگر از شب‌ نيّت‌ نكرده‌ و وقت‌ نيز داشته‌ باشد، مي‌تواند پيش‌ از ظهر روزه‌ي‌ خود را باطل‌ كند، ولي‌ پس‌ از ظهر نمي‌تواند.

    مسأله ( 2409 ) اگر روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را از شخص‌ ديگري‌ قضا نموده‌ باشد، نبايد پس‌ از ظهر روزه‌ را باطل‌ كند.

    مسأله ( 2410 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ بيماري‌ يا حيض‌ يا نفاس‌، روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را نگيرد و پيش‌ از گذشت‌ زماني‌ كه‌ بتواند آن‌ را قضا كند بميرد، قضاي‌ آن‌ روز بر عهده‌ي‌ او نيست‌.

    مسأله ( 2411 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ بيماري‌، روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را نگيرد و بيماري‌ او تا ماه‌ رمضان‌ سال‌ ديگر ادامه‌ يابد، قضاي‌ روزه‌هايي‌ را كه‌ نگرفته‌ است‌ بر او واجب‌ نيست‌ و بايد براي‌ هر روز، يك‌ مد طعام‌ ـ كه‌ نزديك‌ ده‌ سير طعام‌؛ مانند: گندم‌، جو و غير آن‌ است‌ ـ به‌ مستمند بدهد.

    مسأله ( 2412 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ عذر ديگري‌ مانند مسافرت‌ روزه‌ نگرفته‌ باشد و عذر او تا ماه‌ رمضان‌ بعد باقي‌ بماند، روزه‌هايي‌ را كه‌ نگرفته‌ است‌ قضا كند.

    مسأله ( 2413 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ بيماري‌، روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را نگيرد و پس‌ از ماه‌ رمضان‌، بيماري‌ او از ميان‌ برود، ولي‌ عذر ديگري‌ يابد كه‌ نتواند تا رمضان‌ ديگر قضاي‌ روزه‌ را بگيرد، لازم‌ است‌ روزه‌هايي‌ را كه‌ نگرفته‌ قضا نمايد.

    مسأله ( 2414 ) اگر در ماه‌ رمضان‌ به‌ واسطه‌ي‌ عذري‌ روزه‌ نگيرد و پس‌ از آن‌، عذر او از ميان‌ برود و تا ماه‌ رمضان‌ آينده‌ به‌ عمد قضاي‌ روزه‌ را نگيرد، لازم‌ است‌ روزه‌ را قضا كند و براي‌ هر روز يك‌ مد گندم‌ يا جو و مانند آن‌ به‌ مستمند بدهد.

    مسأله ( 2415 ) اگر در قضاي‌ روزه‌ كوتاهي‌ شود تا وقت‌ تنگ‌ گردد و در تنگي‌ وقت‌ عذري‌ بيابد، بايد قضاي‌ آن‌ را بگيرد و براي‌ هر روز، يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند بدهد.

    مسأله ( 2416 ) اگر پس‌ از رفتن‌ عذر تصميم‌ داشته‌ باشد كه‌ روزه‌هاي‌ خود را قضا كند، ولي‌ پيش‌ از آن‌ كه‌ قضا نمايد، در تنگي‌ وقت‌ عذر ديگري‌ يابد كه‌ پيش‌ از ماه‌ رمضان‌ نتواند روزه‌ي‌ خود را قضا نمايد، قضا را در آينده‌ بگيرد و براي‌ هر روز يك‌ مد گندم‌ يا جو و مانند آن‌ به‌ مستمند بدهد؛ هرچند هنگامي‌ كه‌ عذر دارد تصميم‌ داشته‌ باشد پس‌ از برطرف‌ شدن‌ عذر، روزه‌هاي‌ خود را قضا كند.

    مسأله ( 2417 ) اگر كوتاهي‌ نكرده‌ باشد و ناگاه‌ در تنگي‌ وقت‌ عذري‌ يافت‌ شود، تنها قضاي‌ روزه‌ را بگيرد و نيازي‌ به‌ دادن‌ يك‌ مد طعام‌ نيست‌.

    مسأله ( 2418 ) كسي‌ كه‌ توانايي‌ قضاي‌ روزه‌ را داشته‌ ولي‌ از روي‌ ندانستن‌ حكم‌ قضاي‌ آن‌ را تا رمضان‌ آينده‌ تأخير انداخته‌ است‌، بايد گذشته‌ از قضاي‌ روزه‌، يك‌ مد طعام‌ كفّاره‌ دهد.

    مسأله ( 2419 ) اگر بيماري‌ كسي‌ چند سال‌ به‌ درازا كشد، بايد پس‌ از آن‌كه‌ بهبودي‌ يافت‌؛ هر اندازه‌ كه‌ تا ماه‌ رمضان‌ آينده‌ براي‌ گرفتن‌ روزه‌ي‌ قضاي‌ آخرين‌ ماه‌ رمضان‌ زمان‌ دارد، روزه‌ بگيرد و در غير اين‌ صورت‌، آن‌ را در سال‌هاي‌ ديگر انجام‌ دهد و نيازي‌ به‌ گرفتن‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ سال‌هاي‌ پيش‌ نيست‌، بلكه‌ تنها براي‌ هر روز از سال‌هاي‌ پيش‌، يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند بدهد.

    مسأله ( 2420 ) كسي‌ كه‌ براي‌ هر روز يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند مي‌دهد، مي‌تواند كفاره‌ي‌ چند روز را به‌ وي‌ دهد و اگر به‌ اندازه‌اي‌ نان‌ دهد كه‌ گندم‌ آن‌ به‌ اندازه‌ي‌ يك‌ مد باشد، كافي‌ است‌ و نيز مي‌تواند پول‌ آن‌ را بدهد؛ مگر اين‌كه‌ اطمينان‌ داشته‌ باشد وي‌ پول‌ را براي‌ خريد نان‌ هزينه‌ نمي‌كند.

    مسأله ( 2421 ) اگر قضاي‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ را چند سال‌ تأخير اندازد، لازم‌ است‌ آن‌ را قضا نمايد و براي‌ هر روز يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند بدهد، ولي‌ براي‌ تأخير چند سال‌ چيزي‌ بر او واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2422 ) اگر روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ بدون‌ عذر گرفته‌ نشود، بايد قضاي‌ آن‌ را بجا آورد و لازم‌ است‌ براي‌ هر روز، دو ماه‌ روزه‌ گرفت‌ يا به‌ شصت‌ مستمند طعام‌ داد و چنانچه‌ تا رمضان‌ آينده‌ قضاي‌ آن‌ را نگيرد، لازم‌ است‌ براي‌ هر روز يك‌ مد طعام‌ نيز بدهد.

    مسأله ( 2423 ) اگر روزه‌ي‌ رمضان‌ را به‌ عمد نگيرد و در روز چند بار كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ دهد؛ براي‌ نمونه‌، چند بار غذا بخورد يا جماع‌ كند، يك‌ كفّاره‌ بسنده‌ است‌.

    مسأله ( 2424 ) پس‌ از مرگ‌ پدر، پسر بزرگ‌تر بايد قضاي‌ نماز و روزه‌ي‌ او را به‌گونه‌اي‌ كه‌ در بخش‌ نماز گفته‌ شد به‌جا آورد، ولي‌ قضاي‌ روزه‌ي‌ مادر بر پسر بزرگ‌تر واجب‌ نيست‌.

    مسأله ( 2425 ) اگر پدر، جز روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ روزه‌ي‌ واجب‌ ديگري‌؛ مانند: روزه‌ي‌ نذر را نگرفته‌ باشد، لازم‌ است‌ پسر بزرگ‌تر آن‌ را قضا نمايد.

    مسأله ( 2426 ) اگر پسر بزرگ‌تر نداند كه‌ پدر وي‌ روزه‌ي‌ قضا بر عهده‌ دارد يا نه‌، واجب‌ نيست‌ براي‌ او روزه‌ي‌ قضا بگيرد و اگر بداند، بايد روزهايي‌ را كه‌ يقين‌ دارد، قضا نمايد و قضا كردن‌ بيش‌ از آن‌ لازم‌ نيست‌.

    « روزه‌ي‌ مسافر »

    مسأله ( 2427 ) مسافري‌ كه‌ در سفر بايد نمازهاي‌ چهار ركعتي‌ را دو ركعت‌ بخواند، نبايد روزه‌ بگيرد و مسافري‌ كه‌ نماز را تمام‌ مي‌خواند؛ مانند: كسي‌ كه‌ كار وي‌ مسافرت‌ است‌، يا سفر گناه‌ انجام‌ مي‌دهد، بايد در سفر روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2428 ) مسافرت‌ در ماه‌ رمضان‌ اشكال‌ ندارد، ولي‌ اگر براي‌ فرار از روزه‌ باشد، تا پيش‌ از گذشت‌ بيست‌ و سه‌ روز از آن‌ مكروه‌ است‌.

    مسأله ( 2429 ) اگر غير از روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ روزه‌ي‌ معين‌ ديگري‌ بر كسي‌ واجب‌ باشد؛ براي‌ نمونه‌، نذر كرده‌ باشد كه‌ روز معيني‌ را روزه‌ بگيرد، نمي‌تواند در آن‌ روز مسافرت‌ كند؛ مگر اين‌كه‌ ناچار از آن‌ باشد و اگر در سفر باشد؛ چنانچه‌ مي‌تواند، بايد قصد كند كه‌ ده‌ روز در جايي‌ بماند و آن‌ روز را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2430 ) اگر نذر كند روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرد و روز آن‌ را معين‌ نكند، نمي‌تواند آن‌ را در سفر بجا آورد، ولي‌ چنانچه‌ نذر كند كه‌ روز معيني‌ را روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرد؛ خواه‌ در آن‌ روز مسافر باشد يا نباشد، بايد آن‌ روز را روزه‌ بگيرد؛ هرچند مسافر نيز باشد.

    مسأله ( 2431 ) مسافر مي‌تواند براي‌ برآورده‌ شدن‌ حاجت‌، سه‌ روز در مدينه‌ي‌ منوّره‌ روزه‌ي‌ مستحب‌ بگيرد.

    مسأله ( 2432 ) كسي‌ كه‌ نمي‌داند روزه‌ي‌ مسافر باطل‌ است‌؛ چنانچه‌ در سفر روزه‌ بگيرد و در ميان‌ روز از مسأله‌ آگاه‌ گردد، روزه‌ باطل‌ مي‌شود، ولي‌ در صورتي‌ كه‌ تا مغرب‌ پي‌ نبرد، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2433 ) اگر فراموش‌ كند كه‌ مسافر است‌ يا روزه‌ي‌ مسافر باطل‌ مي‌باشد و در سفر روزه‌ بگيرد، روزه‌ي‌ او باطل‌ است‌.

    مسأله ( 2434 ) اگر روزه‌دار پس‌ از ظهر مسافرت‌ نمايد، بايد روزه‌ي‌ خود را به‌ پايان‌ برد و نياز نيست‌ قضاي‌ آن‌ را بجا آورد؛ هرچند در شب‌ نيّت‌ سفر كرده‌ باشد.

    مسأله ( 2435 ) اگر روزه‌دار پيش‌ از ظهر مسافرت‌ كند، روزه‌ باطل‌ است‌، ولي‌ پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ حدّ ترخُّص‌ برسد نمي‌تواند روزه‌ را افطار كند و اگر پيش‌ از آن‌ افطار كند، كفاره‌ نيز بر او واجب‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2436 ) اگر مسافر پيش‌ از ظهر به‌ وطن‌ يا به‌ جايي‌ كه‌ مي‌خواهد ده‌ روز در آن‌ بماند برسد؛ چنانچه‌ كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ نداده‌ باشد، لازم‌ است‌ آن‌ روز را روزه‌ بگيرد و اگر آن‌ را انجام‌ داده‌ است‌ يا پس‌ از ظهر برسد، بايد قضا كند.

    مسأله ( 2437 ) اگر مسافر پس‌ از ظهر به‌ وطن‌ يا به‌ جايي‌ برسد كه‌ مي‌خواهد ده‌ روز در آن‌جا بماند، نمي‌تواند آن‌ روز را روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2438 ) مسافر و كسي‌ كه‌ براي‌ روزه‌ گرفتن‌ عذر دارد، ناپسند است‌ در روز ماه‌ رمضان‌ نزديكي‌ نمايد و در خوردن‌ و آشاميدن‌ خود را سير كند.

    « كساني‌ كه‌ روزه‌ بر آن‌ها واجب‌ نيست‌ »

    مسأله ( 2439 ) كسي‌ كه‌ به‌ واسطه‌ي‌ پيري‌ نمي‌تواند روزه‌ بگيرد يا براي‌ او سختي‌ دارد؛ هرچند به‌ مرز سختي‌ و ناتواني‌ نرسد، روزه‌ بر او واجب‌ نيست‌ و چنانچه‌ بتواند تا رمضان‌ آينده‌ بدون‌ سختي‌ روزه‌ بگيرد، قضا واجب‌ است‌، ولي‌ چنانچه‌ نتواند روزه‌ را تا رمضان‌ آينده‌ قضا كند، واجب‌ است‌ براي‌ هر روز يك‌ مد طعام‌ صدقه‌ دهد.

    مسأله ( 2440 ) بر پسر يا دختري‌ كه‌ تازه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ است‌ و توان‌ روزه‌ گرفتن‌ ندارد، روزه‌ گرفتن‌ واجب‌ نيست‌ و كفاره‌ نيز ندارد، ولي‌ قضا دارد.

    مسأله ( 2441 ) بر بيماري‌ كه‌ بسيار تشنه‌ مي‌شود و نمي‌تواند تشنگي‌ را تحمل‌ كند يا براي‌ او سختي‌ دارد، روزه‌ واجب‌ نيست‌، ولي‌ اگر تا رمضان‌ آينده‌ بتواند روزه‌ بگيرد، واجب‌ است‌ قضاي‌ آن‌ را بگيرد و چنانچه‌ ناتوان‌ باشد، واجب‌ است‌ براي‌ هر روز، يك‌ مد طعام‌ صدقه‌ دهد.

    مسأله ( 2442 ) بر زني‌ كه‌ زايمان‌ او نزديك‌ است‌ و روزه‌ براي‌ او يا فرزندش‌ زيان‌ دارد، روزه‌ واجب‌ نيست‌ و بايد براي‌ هر روز، يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند بدهد.

    مسأله ( 2443 ) زني‌ كه‌ بچه‌ شير مي‌دهد و شير او كم‌ است‌؛ خواه‌ مادر يا دايه‌ي‌ او باشد يا بدون‌ مزد شير دهد، اگر روزه‌ براي‌ خود يا بچه‌اي‌ كه‌ شير مي‌دهد زيان‌ داشته‌ باشد، روزه‌ بر او واجب‌ نيست‌ و بايد براي‌ هر روز، يك‌ مد طعام‌ به‌ مستمند دهد.

    « پي‌ بردن‌ به‌ آغاز ماه‌ »

    مسأله ( 2444 ) آغاز ماه‌ از پنج‌ راه‌ دانسته‌ مي‌شود:

    يكم‌ ـ خود، ماه‌ را ببيند يا از جهتي‌ براي‌ انسان‌ اطمينان‌ پيدا شود.

    دوم‌ ـ دسته‌اي‌ كه‌ از گفته‌ي‌ آنان‌ اطمينان‌ پيدا مي‌شود بگويند ماه‌ را ديده‌اند. همچنين‌ است‌ هر چيزي‌ كه‌ به‌ واسطه‌ي‌ آن‌ اطمينان‌ پيدا شود؛ به‌ عنوان‌ نمونه‌، چنانچه‌ ماه‌ نو طوق‌دار ديده‌ شود و گذشته‌ از نيم‌ دايره‌ي‌ هلالي‌ كه‌ نوراني‌ است‌ نيمه‌ي‌ ديگر آن‌ كه‌ تاريك‌ است‌ نيز با هاله‌اي‌ از نور كم‌ ديده‌ شود، نشانه‌ي‌ اين‌ است‌ كه‌ روزِ پيش‌ از آن‌ روز آغاز ماه‌ بوده‌ و آن‌ شب‌، شبِ دوم‌ ماه‌ است‌.

    مسأله ( 2445 ) اگر به‌ دليل‌ ديده‌ نشدن‌ ماه‌ در شب‌ سي‌ام‌ ماه‌ گذشته‌، آن‌ روز، روز سي‌ام‌ شمرده‌ شود و در شب‌ سيزدهم‌ ماه‌ آينده‌، ماه‌ به‌گونه‌ي‌ بدرِ كامل‌ ديده‌ شود، نشانه‌ي‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ شب‌، چهاردهم‌ ماه‌ است‌ و ماه‌ گذشته‌، بيست‌ونه‌ روز بوده‌ است‌.

    سوم‌ ـ دو مردِ عادل‌ بگويند

    مسأله ( 2446 ) اگر دو مرد عادل‌ بگويند ماه‌ را در شب‌ ديده‌اند؛ به‌ شرط‌ اين‌كه‌ ويژگي‌ گفته‌ شده‌ از سوي‌ آن‌ دو، دوگونه‌ نباشد و گفتارشان‌ تصديق‌پذير باشد، سخن‌ آنان‌ پذيرفته‌ است‌.

    مسأله ( 2447 ) اگر ويژگي‌ ماه‌ را دوگونه‌ بگويند يا هوا ابري‌ باشد يا آسمان‌ صاف‌ باشد، ولي‌ هيچ‌ كس‌ جز اين‌ دو، ماه‌ را نبيند يا يكي‌ بگويد ماه‌ را ديده‌ و ديگري‌ بگويد سي‌ روز پيش‌ ماه‌ شعبان‌ را ديده‌ است‌، براي‌ پي‌ بردن‌ به‌ آغاز ماه‌ كافي‌ نيست‌.

    مسأله ( 2448 ) اگر گواهي‌ دو كس‌ كه‌ مي‌گويند ماه‌ را ديده‌اند مخالف‌ داشته‌ باشد؛ براي‌ نمونه‌، گروه‌ فراواني‌ از مردم‌ شهر براي‌ ديدن‌ ماه‌ بيرون‌ آيند، ولي‌ بيش‌ از دو نفر عادل‌، كس‌ ديگري‌ نگويد كه‌ ماه‌ را ديده‌ است‌ يا تنها گروهي‌ براي‌ ديدن‌ ماه‌ بيرون‌ آيند و دو نفر عادل‌ از ميان‌ آنان‌ بگويند ماه‌ را ديده‌اند و ديگران‌ نبينند؛ چنانچه‌ دو عادل‌ ديگر در ميان‌ آن‌ها باشد كه‌ در پيدا كردن‌ جاي‌ ماه‌ و در تيزبيني‌ و ديگر ويژگي‌ها مانند دو عادل‌ نخست‌ باشد، از گواهي‌ دو عادل‌، به‌ آغاز ماه‌ پي‌ برده‌ نمي‌شود.

    مسأله ( 2449 ) اگر دو عادل‌ در تشخيص‌ بعضي‌ ويژگي‌ها اختلاف‌ داشته‌ باشند، مانند آن‌ كه‌ يكي‌ بگويد ماه‌ بلند بود و ديگري‌ بگويد بلند نبود، مي‌توان‌ به‌ گفته‌ي‌ آنان‌ به‌ آغاز ماه‌ پي‌ برد.

    چهارم‌ ـ سي‌ روز از آغاز ماه‌ شعبان‌ بگذرد

    مسأله ( 2450 ) اگر سي‌ روز از آغاز ماه‌ شعبان‌ بگذرد، به‌ واسطه‌ي‌ آن‌ به‌ آغاز ماه‌ رمضان‌ پي‌ برده‌ مي‌شود يا چنانچه‌ سي‌ روز از آغاز رمضان‌ بگذرد، به‌ واسطه‌ي‌ آن‌ به‌ آغاز ماه‌ شوال‌ پي‌ برده‌ مي‌شود. اين‌ در هنگامي‌ است‌ كه‌ آغاز ماه‌ پيش‌، برابر همين‌ حكم‌ دانسته‌ شود.

    پنجم‌ ـ حاكم‌ شرع‌ يا مجتهد عادل‌ حكم‌ كند

    مسأله ( 2451 ) اگر حاكم‌ شرع‌ يا مجتهد عادل‌ حكم‌ كند كه‌ آغاز ماه‌ است‌؛ به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ مجتهد عادل‌ به‌ آغاز ماه‌ پي‌ برد و سپس‌ حكم‌ كند كه‌ آن‌ روز، آغاز ماه‌ است‌، به‌ آغاز ماه‌ پي‌ برده‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2452 ) اگر حاكم‌ شرع‌ يا مجتهد عادل‌ حكم‌ كند كه‌ آغاز ماه‌ است‌، كسي‌ نيز كه‌ از او تقليد نمي‌كند بايد برابر حكم‌ او رفتار نمايد، ولي‌ كسي‌ كه‌ مي‌داند تشخيص‌ حاكم‌ شرع‌ درست‌ نبوده‌ است‌، نمي‌تواند برابر حكم‌ او رفتار نمايد؛ اگرچه‌ از او تقليد مي‌نمايد.

    مسأله ( 2453 ) اگر حاكم‌ شرع‌ بگويد دو عادل‌ نزد من‌ به‌ ديدن‌ ماه‌ گواهي‌ داده‌اند، كافي‌ است‌.

    مسأله ( 2454 ) آغاز ماه‌ با پيش‌گويي‌ ستاره‌شناسان‌ و آنچه‌ در تقويم‌ها نوشته‌ مي‌شود پي‌ برده‌ نمي‌شود، ولي‌ اگر از گفته‌ي‌ آنان‌ اطمينان‌ يابد، بايد برابر آن‌ رفتار نمايد.

    مسأله ( 2455 ) بلند بودن‌ ماه‌ يا زود يا دير غروب‌ كردن‌ آن‌، نشانه‌ي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ شب‌ پيش‌، شبِ نخستِ ماه‌ بوده‌ است‌، ولي‌ اگر ماه‌، پيش‌ از ظهر ديده‌ شود، آن‌ روز، آغاز ماه‌ شمرده‌ مي‌شود.

    مسأله ( 2456 ) اگر گمان‌ شود كه‌ ماه‌ در شب‌ يا روز پيش‌ قابل‌ ديدن‌ بوده‌ است‌ و به‌ جهتي‌ مانند ابري‌ بودن‌ هوا ديده‌ نشده‌ است‌ و در شب‌ آينده‌ طوق‌ داشته‌ باشد؛ آن‌ شب‌، شب‌ دوم‌ به‌شمار مي‌آيد.

    مسأله ( 2457 ) اگر يقين‌ داشته‌ باشد كه‌ در شب‌ و روز پيش‌ در هنگام‌ صاف‌ بودن‌ هوا نيز ماه‌ قابل‌ ديدن‌ نبود، طوق‌ داشتن‌ ماه‌ در شب‌ براي‌ پي‌ بردن‌ به‌ آغاز ماه‌ از شب‌ پيش‌ كافي‌ نيست‌.

    مسأله ( 2458 ) اگر آغاز ماه‌ رمضان‌ براي‌ كسي‌ ثابت‌ نشود، روزه‌ي‌ آن‌ روز واجب‌ نيست‌، ولي‌ اگر در آينده‌ روشن‌ شود كه‌ روزي‌ را كه‌ روزه‌ نگرفته‌ آغاز ماه‌ بوده‌ است‌، بايد آن‌ را قضا كند.

    مسأله ( 2459 ) چنانچه‌ دو مرد عادل‌ بگويند كه‌ شب‌ پيش‌ ماه‌ را ديده‌اند و در آينده‌ دانسته‌ شود كه‌ شب‌ پيش‌ آغاز ماه‌ بوده‌ است‌، بايد روزه‌ي‌ آن‌ روز را قضا نمايد.

    مسأله ( 2460 ) اگر در شهري‌ آغاز ماه‌ دانسته‌ شود، براي‌ مردم‌ شهر ديگر كارآمد نيست‌؛ مگر اين‌كه‌ آن‌ دو شهر با هم‌ نزديك‌ باشند يا اُفق‌ آن‌ها يكي‌ باشد يا در شهري‌ كه‌ ماه‌ ديده‌ شده‌ است‌، آفتاب‌ زودتر از شهر ديگر غروب‌ كند و آن‌ شهر در شرق‌ اين‌ شهر باشد.

    مسأله ( 2461 ) اگر در شهري‌ آغاز ماه‌ دانسته‌ شود، در شهرهاي‌ ديگري‌ كه‌ در افق‌ با او يكي‌ مي‌باشد نيز آغاز ماه‌ ثابت‌ مي‌شود و منظور از يكي‌ بودن‌ افق‌ آن‌ است‌ كه‌ اگر ماه‌ در يك‌ شهر ديده‌ شود، در شهر دوم‌ نيز ـ اگر مانعي‌ مانند ابر نباشد ـ ديده‌ مي‌شود و هم‌ افق‌ بودن‌ در جايي‌ است‌ كه‌ شهر دوم‌ در غرب‌ شهر نخست‌ يا شمال‌ يا جنوب‌ آن‌ باشد و در عرض‌ به‌ هم‌ نزديك‌ باشد و اگر در شرق‌ آن‌ بود، گذشته‌ از نزديكي‌ در عرض‌، از طول‌ نيز بيش‌ از 880 كيلومتر دورتر نباشد.

    مسأله ( 2462 ) اگر دو شهر به‌ هم‌ نزديك‌ يا هم‌ افق‌ باشند، با هر وسيله‌ي‌ ارتباطي‌ كه‌ به‌ آغاز ماه‌ در يكي‌ از آن‌ دو شهر اطمينان‌ حاصل‌ شود، براي‌ شهر ديگر كافي‌ است‌.

    مسأله ( 2463 ) روزي‌ را كه‌ آشكار نيست‌ پايان‌ رمضان‌ است‌ يا آغاز شوال‌، بايد روزه‌ بگيرد، ولي‌ اگر پيش‌ از مغرب‌ پي‌ ببرد كه‌ آغاز شوال‌ است‌، لازم‌ است‌ افطار كند؛ هرچند نزديك‌ مغرب‌ باشد.

    مسأله ( 2464 ) اگر زنداني‌ نتواند به‌ ماه‌ رمضان‌ يقين‌ كند، بايد برابر گمان‌ خود رفتار نمايد، ولي‌ چنانچه‌ بتواند گمان‌ بيش‌تري‌ يابد، نمي‌تواند برابر گمان‌ كم‌تر رفتار نمايد و در صورتي‌ كه‌ هيچ‌ گماني‌ نيابد، بايد ماهي‌ را به‌ عنوان‌ ماه‌ رمضان‌ برگزيند و آن‌ را روزه‌ بگيرد و بايد زمان‌ آن‌ ماه‌ را در نظر داشته‌ باشد و فاصله‌ي‌ آن‌ را تا ماه‌ رمضان‌ بعد يازده‌ ماه‌ قرار دهد، و چنانچه‌ در آينده‌ بر او روشن‌ شود كه‌ پس‌ از ماه‌ رمضان‌ بوده‌ است‌، چيزي‌ بر عهده‌ي‌ او نيست‌، ولي‌ اگر آشكار شود كه‌ پيش‌ از ماه‌ رمضان‌ بوده‌ است‌، بايد روزه‌هاي‌ ماه‌ رمضان‌ را قضا نمايد.

    « گونه‌هاي‌ روزه‌ »

    روزه‌هاي‌ حرام‌ و مكروه‌

    مسأله ( 2465 ) روزه‌ گرفتن‌ در روز عيد فطر و قربان‌ حرام‌ است‌. همچنين‌ است‌ روزه‌ي‌ روزي‌ را كه‌ نمي‌داند پايان‌ شعبان‌ است‌ يا آغاز ماه‌ رمضان‌، اگر به‌ نيت‌ آغاز ماه‌ رمضان‌ روزه‌ بگيرد.

    مسأله ( 2466 ) روزه‌ي‌ مستحبي‌ زن‌ بدون‌ اجازه‌ي‌ شوهر درست‌ نيست‌؛ هرچند حق‌ شوهر از ميان‌ نرود.

    مسأله ( 2467 ) اگر شوهر به‌ سبب‌ اين‌كه‌ روزه‌ي‌ زن‌ پايمال‌ شدن‌ حق‌ خود را به‌ دنبال‌ دارد، وي‌ را از روزه‌اي‌ كه‌ به‌گونه‌اي‌ بر خود واجب‌ نموده‌ است‌ منع‌ كند؛ چنانچه‌ وقت‌ روزه‌ گسترده‌ است‌، زن‌ نبايد روزه‌ بگيرد، ولي‌ اگر وقت‌ روزه‌ تنگ‌ باشد، اجازه‌ي‌ شوهر شرط‌ نيست‌.

    مسأله ( 2468 ) روزه‌ي‌ مستحبي‌ فرزندان‌ در صورتي‌ كه‌ سبب‌ آزار ديدن‌ پدر و مادر يا پدربزرگ‌ شود يا آن‌ها مخالف‌ باشند جايز نيست‌ و اگر او را از گرفتن‌ روزه‌ي‌ مستحبي‌ باز دارند، واجب‌ است‌ روزه‌ نگيرد.

    مسأله ( 2469 ) اگر فرزندان‌ بدون‌ اجازه‌ي‌ پدر يا مادر روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرند و پدر يا مادر در ميان‌ روز او را باز دارند، بايد افطار نمايد؛ هرچند مخالفت‌ او مايه‌ي‌ آزار آن‌ها نباشد.

    مسأله ( 2470 ) كسي‌ كه‌ مي‌داند روزه‌ براي‌ او زيان‌ چشم‌گيري‌ ندارد؛ هرچند دكتر وي‌ بگويد زيان‌ دارد، لازم‌ است‌ روزه‌ بگيرد و كسي‌ كه‌ اطمينان‌ يا گمان‌ دارد كه‌ روزه‌ براي‌ وي‌ زيان‌ دارد؛ هرچند دكتر بگويد زيان‌ ندارد، بايد روزه‌ نگيرد، ولي‌ بايد در اطمينان‌ پيدا كردن‌ از سود و زيان‌ روزه‌ به‌ وسواس‌ يا امور غيرعادي‌ دچار نگردد.

    مسأله ( 2471 ) اگر بدون‌ اعتقاد به‌ زيان‌ روزه‌ گرفتن‌ روزه‌ بگيرد و زيان‌ داشته‌ باشد، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2472 ) اگر شك‌ نمايد كه‌ روزه‌ براي‌ او زيان‌ دارد و دكتر چيره‌دست‌ بگويد زيان‌ دارد، بايد از گفته‌ي‌ او پيروي‌ كند؛ مگر آن‌كه‌ روزه‌ را با قصد قربت‌ بگيرد و سپس‌ آشكار شود زيان‌ نداشته‌ است‌.

    مسأله ( 2473 ) اگر گمان‌ كند كه‌ روزه‌ براي‌ وي‌ زيان‌ چشم‌گيري‌ دارد و از آن‌ گمان‌ براي‌ وي‌ ترس‌ حاصل‌ شود؛ چنانچه‌ گمان‌ او از ديد مردم‌ بجا باشد، نبايد روزه‌ بگيرد و اگر روزه‌ بگيرد، درست‌ نيست‌؛ مگر آن‌كه‌ قصد قربت‌ نموده‌ باشد و سپس‌ روشن‌ شود كه‌ زيان‌ نداشته‌ است‌.

    مسأله ( 2474 ) كسي‌ كه‌ روزه‌ به‌ اعتقاد خود براي‌ او زيان‌ ندارد، اگر روزه‌ بگيرد و پس‌ از مغرب‌ بفهمد روزه‌ براي‌ او زيان‌ داشته‌، روزه‌ درست‌ است‌.

    مسأله ( 2475 ) روزه‌ي‌ روز عاشورا و روزي‌ كه‌ شك‌ دارد روز عرفه‌ است‌ يا عيد قربان‌، مكروه‌ است‌، ولي‌ پسنديده‌ است‌ تا عصر عاشورا بدون‌ قصد روزه‌ از خوردن‌ و آشاميدن‌ خودداري‌ كند.

    ·   روزه‌هاي‌ مستحب‌

    مسأله ( 2476 ) روزه‌ گرفتن‌ در همه‌ي‌ روزهاي‌ سال‌، غير از روزه‌هاي‌ حرام‌ و مكروه‌ ـ كه‌ دسته‌اي‌ از آن‌ گفته‌ شد ـ مستحب‌ است‌ و روزه‌ي‌ برخي‌ از روزها بيش‌تر سفارش‌ شده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌:

    الف‌ ـ پنج‌شنبه‌ي‌ نخست‌ و پنج‌شنبه‌ي‌ پايان‌ هر ماه‌ و نخستين‌ چهارشنبه‌اي‌ كه‌ پس‌ از روز دهم‌ ماه‌ است‌.

    مسأله ( 2477 ) اگر اين‌ روزها را روزه‌ نگيرد، مستحب‌ است‌ قضا نمايد و چنانچه‌ به‌ هيچ‌رو نتواند روزه‌ بگيرد، مستحب‌ است‌ يك‌ مد طعام‌ يا 6/12 نخود نقره‌ي‌ سكه‌دار براي‌ هر روز به‌ مستمند بدهد.

    ب‌ ـ سيزدهم‌، چهاردهم‌ و پانزدهم‌ هر ماه‌.

    ج‌ ـ همه‌ي‌ ماه‌ رجب‌ و شعبان‌ يا برخي‌ از روزهاي‌ اين‌ دو ماه‌؛ هرچند يك‌ روز باشد.

    د ـ روز عيد نوروز، 25 و 29 ذي‌ قعده‌، چهارم‌ تا نهم‌ شوال‌، روز نخست‌ تا نهم‌ ذي‌حجه‌.

    مسأله ( 2478 ) اگر به‌ واسطه‌ي‌ روزه‌ ضعيف‌ شود؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ نتواند دعاهاي‌ روز عرفه‌ را بخواند، روزه‌ي‌ آن‌ روز مكروه‌ است‌.

    هـ ـ عيد سعيد غدير(18 ذي‌حجه‌) و روز مباهله‌ (24 ذي‌حجه‌).

    و ـ روز نخست‌، سوم‌ و هفتم‌ محرم‌.

    ز ـ ميلاد مسعود پيغمبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم (هفدهم‌ ربيع‌الاول‌) و روز مبعث‌ آن‌ حضرت صلي الله عليه واله وسلم (27 رجب‌).

    مسأله ( 2479 ) اگر روزه‌ي‌ مستحبي‌ بگيرد، واجب‌ نيست‌ آن‌ را به‌ پايان‌ رساند، بلكه‌ اگر مؤمني‌ او را به‌ غذا خوردن‌ دعوت‌ كند، مستحب‌ است‌ خواسته‌ي‌ او را بپذيرد و در ميان‌ روز افطار نمايد؛ هرچند بعدازظهر باشد.

    ·   موارد مستحب‌ خودداري‌ از باطل‌كننده‌هاي‌ روزه‌

    مسأله ( 2480 ) در هشت‌ مورد مستحب‌ است‌ از كارهايي‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند، خودداري‌ نمايد؛ هرچند روزه‌ نگرفته‌ باشد.

    يكم‌ ـ مسافر در سفر، كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ داده‌ باشد و پيش‌ از ظهر به‌ وطن‌ يا به‌ جايي‌ كه‌ مي‌خواهد ده‌ روز در آن‌جا بماند برسد.

    دوم‌ ـ مسافر پس‌ از ظهر به‌ وطن‌ يا به‌ جايي‌ كه‌ مي‌خواهد ده‌ روز در آن‌جا بماند برسد.

    سوم‌ ـ بيماري‌ كه‌ پيش‌ از ظهر بهبود يافته‌ است‌ و كاري‌ كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند انجام‌ داده‌ باشد.

    چهارم‌ ـ بيماراني‌ كه‌ پس‌ از ظهر بهبودي‌ مي‌يابند؛ هرچند تا آن‌ ساعت‌ چيزي‌ نخورده‌ باشند.

    پنجم‌ ـ زني‌ كه‌ در ميان‌ روز از حيض‌ يا نفاس‌ يا پس‌ از ظهر از حيض‌ پاك‌ گردد.

    ششم‌ ـ كافري‌ كه‌ پيش‌ از ظهر يا پس‌ از آن‌ مسلمان‌ شود، ولي‌ پيش‌ از مسلمان‌ شدن‌، كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ روزه‌ را باطل‌ مي‌كند.

    هفتم‌ ـ كودكي‌ كه‌ در ميان‌ روز بالغ‌ شود.

    هشتم‌ ـ ديوانه‌اي‌ كه‌ پس‌ از ظهر عاقل‌ شود.

    افراد مشمول‌ موارد ششم‌، هفتم‌ و هشتم‌، اگر پيش‌ از ظهر باشد و چيزي‌ نخورده‌ باشند مي‌توانند روزه‌ بگيرند.

    مسأله ( 2481 ) شايسته‌ است‌ روزه‌دار نماز مغرب‌ و عشا را پيش‌ از افطار بخواند، ولي‌ اگر انتظار او را مي‌كشند يا به‌ اندازه‌اي‌ گرسنه‌ يا تشنه‌ است‌ كه‌ نمي‌تواند با حضور قلب‌ نماز بخواند بهتر است‌ نخست‌ افطار كند، هرچند تا مي‌تواند مستحب‌ است‌ نماز را در وقت‌ فضيلت‌ آن‌ بگزارد.

    حضرت آيت الله العظمي محمد رضا نکونام (مدظلّه العالي) 
     
  • مطالب مرتبط
  •  
     
  • فایلهای مرتبط
  • فایل
    عنوان