حج
« حج »، آرمان و آزمون بزرگ الهي و زمينهساز تحول معنوي و تحرك باطني و وسيلهي سير و سلوك حجگزاران به سوي خداوند متعال است. حج، افزون بر آثار معنوي و جاذبههاي روحي، داراي منافع اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي نيز ميباشد. اسلام اين گردهمايي بزرگ مسلمانان را با داشتن ملّيتهاي گوناگون در مراسم حج واجب كرده است تا آنان يكديگر را بشناسند و هر يك از ارتباط با ديگري استفاده كنند و مشكلات جهان اسلام را شناسايي كنند و در برطرف كردن آن بكوشند و با يكپارچگي خود، زمينههاي رشد و ترقي كشورهاي مسلمان را فراهم آورند و بر آگاهيهاي خود بيفزايند.
· شرايط وجوب حج
مسأله ( 2482 ) كسي كه شرايط زير را دارا باشد، در طول عمر خود واجب است يكبار حج بهجا آورد:
يكم ـ بالغ باشد.
دوم و سوم ـ عاقل و آزاد باشد.
چهارم ـ بهواسطهي رفتن به حج مجبور نشود حرامي را مرتكب شود كه در شرع ترك آن از حج مهمتر است، يا عمل واجبي را ترك كند كه انجامش مهمتر از آن است؛ مانند آنكه ناچار باشد از مسير غصبي به مكه رود و مسير ديگري نباشد.
پنجم ـ «مستطيع» باشد و توانايي براي رفتن به حج را داشته باشد.
· شرايط استطاعت
مسأله ( 2483 ) شرايط استطاعت عبارت است از:
الف ـ داشتن هزينهي سفر و آنچه به حسب حال او و به اندازهي كافي در راه مورد نياز است.
ب ـ داشتن مخارج افراد تحت سرپرستي خود تا هنگام بازگشت.
ج ـ سلامت مزاج و توانايي انجام اعمال حج؛ بهگونهاي كه بدون سختي زياد بتواند به مكّه رود و حج بگزارد.
د ـ نبودن مانع در رفت و برگشت؛ پس اگر راه بسته باشد يا بترسد كه جان، آبرو يا مال مهمي از او در خطر افتد، حج بر او واجب نيست، ولي اگر بتواند از مسير ديگري برود؛ هرچند دورتر باشد، در صورتي كه سختي زيادي نداشته باشد و غيرمتعارف نباشد، لازم است آن را برگزيند.
ه ـ داشتن وقت كافي براي انجام حج.
و ـ در اثر رفتن به حج، مال يا ملك يا كسب و پيشهاي را كه براي ادامهي معاش و افراد تحت سرپرست خود دارد از دست ندهد؛ پس اگر با رفتن به حج مجبور شود سرمايه يا منبع درآمد خود را كه مورد احتياج اوست هزينهي حج كند و پس از بازگشت، چيزي كه با آن زندگي كند نداشته باشد، مستطيع نيست.
مسأله ( 2484 ) كسي كه بدون داشتن خانهي ملكي نياز او برطرف نميشود و سختي ميبيند، هنگامي حج بر او واجب ميباشد كه هزينهي تأمين خانه را داشته باشد و در صورتي كه بتواند با خانهي اجارهاي، وقفي و مانند آن زندگي كند، نداشتن خانهي ملكي مانع واجب شدن حج نميشود.
مسأله ( 2485 ) زني كه ميتواند به حج رود اگر پس از بازگشت، مالي از خود نداشته باشد و شوهر وي فقير باشد و نتواند هزينههاي او را بپردازد و ناچار شود كه به سختي زندگي كند، حج بر او واجب نيست، ولي اگر شوهر قدرت مالي دارد و مخارج او را ميدهد، با داشتن هزينهي رفت و برگشت، مستطيع است.
مسأله ( 2486 ) كسي كه در راه حج براي خدمت، رانندگي، خبرنگاري و مانند آن اجير ميشود، يا به عنوان روحاني كاروان، ناظر، پزشك، پرستار و مانند آن به حج ميرود و ميتواند با انجام كار بدون زحمت حج كامل بجا آورد و هزينهي افراد تحت سرپرست خود را تا هنگام بازگشت بپردازد، پس از پذيرفتن اين خدمات، حج بر او واجب ميشود و لازم نيست پس از بازگشت، سرمايه و ملكي داشته باشد.
مسأله ( 2487 ) اگر مخارج سفر حج و خانوادهي وي را در مدّت حج بپردازند تا حج بجا آورد، ولي ملك او نكنند، در صورتي كه اطمينان داشته باشد از او پس نميگيرند و منّت و خواري به همراه ندارد، حج بر او واجب ميشود.
مسأله ( 2488 ) كسي كه ميتواند با قرض كردن حج بگزارد، مستطيع نيست و حج بر او واجب نميباشد، ولي اگر مخارج گزاردن حج را به او ببخشند و شرط كنند كه حج بجا آورد، در صورت عدم منت و ذلت و قبول كردن وي، حج بر او واجب ميشود؛ هرچند قرض داشته باشد و هنگام برگشتن، مالي كه بتواند با آن زندگي كند نداشته باشد.
مسأله ( 2489 ) كسي كه مخارج او را دادهاند و حج بر او واجب شده و آن را بجا آورده است، چنانچه خود مستطيع شود، لازم نيست دوباره به حج برود.
مسأله ( 2490 ) معيار در وجوب حج، استطاعت در مكاني است كه در حال حاضر در آن زندگي ميكند. پس اگر در وطن خود سكونت دارد و در آنجا مستطيع نيست، حج بر او واجب نميباشد؛ هرچند به مقدار حج ميقاتي مال داشته باشد، ولي در صورتي كه براي كاري به ميقات رود يا براي تجارت به جدّه رود و در آنجا استطاعت حج را با همهي شرايط آن يابد، حج بر او واجب ميشود و از حج واجب بسنده است.
مسأله ( 2491 ) اگر سازمان حج و زيارت براي حج نامنويسي ميكند و نميتوان بدون آن حج گزارد، كسي كه هنگام ثبتنام، استطاعت مالي دارد، واجب است نامنويسي نمايد؛ هرچند در همان سال، نوبت وي نگردد و اگر كوتاهي نمايد و ثبتنام نكند، حج بر او ثابت شده است.
مسأله ( 2492 ) اگر در حال حاضر استطاعت مالي ندارد، ولي ميداند كه بهزودي مستطيع ميشود و در آن وقت، ديگر ثبتنام نميكنند؛ هرچند حج هماينك بر او واجب نيست، ولي ميتواند نامنويسي كند.
مسأله ( 2493 ) اگر مستطيع شود و حج بجا نياورد و سپس فقير شود؛ هرچند به زحمت باشد، بايد حج بجا آورد و اگر به هيچ قسم نتواند حج برود؛ چنانچه كسي او را براي حج اجير كند، ميتواند به مكه برود و حج كسي را كه براي او اجير شده است بجا آورد و در صورتي كه منع قانوني نداشته باشد و بتواند، بايد تا سال بعد در مكه بماند و براي خود حج نمايد، ولي اگر بتواند اجير شود و اجرت را نقد بگيرد و كسي كه او را اجير كرده است راضي شود كه حج او در سال بعد انجام شود، بايد سال اول براي خود و سال بعد براي كسي كه اجير شده است حج نمايد.
مسأله ( 2494 ) اگر در سال اولي كه مستطيع شده است بدون سستي و تأخير به مكه رود و در وقت معيني كه حكم كردهاند به عرفات و مشعرالحرام نرسد؛ چنانچه در سالهاي بعد مستطيع نباشد، حج بر او واجب نيست، ولي اگر از سالهاي پيش مستطيع بوده و حج نگزارده است؛ هرچند به زحمت باشد، بايد حج بجا آورد.
مسأله ( 2495 ) اگر در سال اولي كه مستطيع شده است به حج نرود و سپس فقير شود يا به واسطهي پيري يا بيماري يا عذر ديگري نتواند حج بجا آورد و از اينكه خود در آيندهبتواند به حج رود نااميد باشد، بايد نايب بگيرد، بلكه اگر در همان سالي كه مستطيع شده است از رفتن به حج ناتوان باشد و از اينكه در آينده بتواند آن را انجام دهد نيز نااميد باشد، واجب است نايب بگيرد.
مسأله ( 2496 ) اگر روزهاي سفر حج روزهاي كسب و كارش باشد؛ بهگونهاي كه با رفتن به حج نتواند قرض خود را به هنگام پرداخت نمايد يا هزينههاي زندگاني را در دنبالهي سال فراهم كند، حج بر او واجب نيست.
مسأله ( 2497 ) هرگاه بدهكار، هزينههاي حج را داشته باشد، ولي با پرداخت بدهي خود توانايي بر گزاردن حج را نداشته باشد، مستطيع نيست؛ مگر اين كه بستانكار براي گرفتن مال خود شتابي نداشته باشد و وي نيز اطمينان داشته باشد كه ميتواند بدهي خود را در آينده ادا كند.
مسأله ( 2498 ) اگر دارايي مورد نياز براي گزاردن حج را به كسي دهند و با او شرط كنند كه در راه مكه به كسي كه دارايي را داده است خدمت كند، حج بر او واجب نميشود، ولي اگر بپذيرد و خدمت به آن شخص نيز با انجام مناسك حج ناسازگار نباشد، گزاردن حج واجب ميگردد.
مسأله ( 2499 ) ميتوان از جانب ديگري براي انجام حج اجير شد، به شرط اين كه از مسايل حج آگاه باشد؛ خواه پيش از آن، حج بجا آورده باشد يا نه، ولي اگر خود(اجير) نتواند حج بجا آورد، نميتواند آن را به ديگري واگذار كند؛ مگر در صورتي كه صاحب هزينه اجازه دهد.
مسأله ( 2500 ) با اجير گرفتن براي بجا آوردن حج از طرف ميت، عهدهي او(ميّت) ساقط نميشود؛ مگر هنگامي كه اطمينان يابد اجير حج گزارده است.
مسأله ( 2501 ) كساني كه مال زكات يا سهم امام به آنها ميرسد اگر مستطيع شوند، حج بر آنها واجب شده است و ميتوانند با آن مال، حج بجا آورند.
مسأله ( 2502 ) كسي كه نياز به ازدواج دارد و تنها هزينهي ازدواج را دارد و مالي افزوده بر آن ندارد، مستطيع نميباشد و حج بر او واجب نيست.
مسأله ( 2503 ) كسي كه حج واجب را بجا آورده، مستحب است دوباره حج بگزارد، ولي اگر ازدحام بيش از حد حجّاج براي كساني كه هنوز حج بجا نياوردهاند مزاحمت بسياري پديد آورد بهتر است بهگونهي موقت از انجام حج مستحبي خودداري كند و نوبت را به كساني بدهد كه ميخواهند حج واجب بگزارند.
مسأله ( 2504 ) كسي كه از سوي ديگري براي حج اجير شده است بايد طواف نسا را نيز از طرف او يا به نيّت آنچه بر عهدهي اوست بگزارد و اگر به اينگونه حج بجا نياورد، زنِ اجير بر او حرام ميشود.
مسأله ( 2505 ) اگر طواف نسا را درست بجا نياورد يا فراموش كند؛ چنانچه در ميان راه يا پس از بازگشت به وطن به ياد آورد، بايد ـ در صورتي كه ميتواند ـ باز گردد و آن را بگزارد و اگر سختي داشته باشد، ديگري را براي انجام آن نايب بگيرد تا زن بر او حلال شود.
مسأله ( 2506 ) اگر هزينههاي حج و زندگي كساني را كه مخارج آنان بر او واجب است داشته باشد ولي نياز باشد هزينههاي ديگري را نيز براي نگهداري آبروي خود به سبب گزاردن حج هزينه كند؛ چنانچه رفتن به حج در اين صورت براي او سختي و مشقت(عُسر و حرج) به همراه دارد به گونهاي كه به صورت عادي نميتوان آن را تحمل كرد، واجب نيست به حج رود.
· نيابت در حج
مسأله ( 2507 ) كسي كه حج بر او واجب شده است؛ چنانچه آثار مرگ در او ظاهر شود، بايد وصيّت كند تا بهجاي او حج بجا آورند و اگر از دنيا رود، مخارج حج؛ به مقدار هزينهي حجي كه از ميقات انجام ميشود از اصل مال برداشته ميشود و اگر نايب گرفتن از ميقات ممكن نباشد، همهي مخارج حج بلدي ـ از شهر خود ـ از اصل مال برداشته ميشود، ولي اگر وصيّت كرده باشد كه از يكسوم دارايي او حج بگزارند، از آن برداشته ميشود.
· شرايط نايب
مسأله ( 2508 ) در «نايب» چند شرط معتبر است:
يكم ـ بالغ باشد.
دوم ـ عاقل باشد.
سوم ـ شيعهي دوازده امامي باشد.
چهارم ـ مورد اطمينان باشد كه اعمال حج را صحيح انجام ميدهد.
پنجم ـ هنگام نايب شدن، كردار و احكام حج را بداند.
ششم ـ در آن سال، حج واجب به عهدهي وي نباشد.
هفتم ـ از انجام حج يا بعضي از اعمال آن معذور و ناتوان نباشد و اگر اجير شود تا از طرف ديگري حج بجا آورد و خود نتواند برود و بخواهد ديگري را از طرف خود بفرستد، بايد از كسي كه او را اجير كرده است اجازه بگيرد.
مسأله ( 2509 ) نيابت زن و مرد از يكديگر جايز است. همچنين كسي كه تا حال حج نگزارده است ميتواند نايب شود و كسي كه از طرف ديگري براي حج اجير شده است بايد طواف نسا را از طرف او بجا آورد و در غير اين صورت، همسر(زن باشد يا مرد) بر اجير حرام ميشود.
· اقسام حج
مسأله ( 2510 ) حج بر سه قسم است: تمتّع، اِفراد و قِران.
«حج تمتّع» وظيفهي كسي است كه فاصلهي وطن وي تا مكهي معظمه شانزده فرسخ يا بيشتر (نزديك به 96 كيلومتر) باشد. «حج افراد» و «حج قِران» نيز وظيفهي كسي است كه اهل مكه يا اطراف آن تا كمتر از شانزده فرسخ است. البته، در بعضي از موارد، وظيفهي برخي از افراد بيمار يا معذور كه نميتوانند حج تمتع بگزارند، حج اِفراد ميباشد.
مسأله ( 2511 ) هر سه قسم حج در بيشتر اعمال، مشترك است، ولي در حج تمتع، عمره پيش از حج و وابسته به آن و همچون جزيي از آن ميباشد كه بايد در يك سال و در ماههاي حج بجا آورده شود، ولي در حج افراد و قران، عمره، مستقل و از حج جداست. همچنين در حج تمتع در روز عيد قربان، قرباني در منا واجب است و از اعمال آن ميباشد و در حج قران قرباني از ابتدا تا روز عيد در منا با احرام همراه است، ولي در حج افراد قرباني به هيچ وجه واجب نيست.
« حج تمتّع »
«حج تمتّع» مركب از دو عمل عبادي؛ «عمرهي تمتع» و «حج تمتع» است كه به ترتيب زير بيان ميشود:
· 1 ـ عمرهي تمتّع
مسأله ( 2512 ) در عمرهي تمتع، شش چيز واجب است:
يكم ـ نيّت؛
دوم ـ احرام از يك ميقات؛
مسأله ( 2513 ) در احرام، سه چيز واجب است:
الف ـ نيّت؛
ب ـ پوشيدن دو جامهي احرام كه يكي را ازار و ديگري را ردا مينامند؛
ج ـ تلبيه و گفتن لبيك به اينگونه: «لَبَّيك، اللهمَّ لَبَّيك، لبَّيك لا شريك لَك لَبَّيك، أنَّ الحمْدَ وَالنِّعمَةَ لَكَ وَالمُلْكَ، لا شريكَ لَكَ لَبَّيكَ».
سوم ـ طواف خانهي خدا؛
مسأله ( 2514 ) حاجي از حجرالاسود، هفت مرتبه دور خانهي خداوند متعال ميگردد. به هر دور آن، يك «شوط» گفته ميشود.
چهارم ـ نماز طواف؛
مسأله ( 2515 ) پس از تمام شدن طواف واجب، پشت مقام ابراهيم عليه السلام ، دو ركعت نماز به قصد «نماز طواف» خوانده ميشود.
پنجم ـ سعي بين صفا و مروه؛
مسأله ( 2516 ) پس از نماز طواف بين «صفا» و «مروه» كه دو كوه معروف است، سعي گزارده ميشود. سعي به اين صورت است كه از صفا شروع كند و به مروه برود و از مروه به صفا باز گردد. سعي بايد هفت مرتبه باشد و هر مرتبه را يك «شوط» ميگويند؛ به اين شكل كه از «صفا به مروه» يك شوط است و از «مروه به صفا» نيز يك شوط به حساب ميآيد؛ پس هفت شوط از صفا شروع و به مروه ختم ميگردد.
ششم ـ تقصير.
مسأله ( 2517 ) پس از سعي، لازم است به قصد قربت و با نيّت خالص، مقداري از ناخنهاي دست يا پا يا مقداري از موي سر يا شارب و يا ريش خود را بزند و تراشيدن سر و كندن مو كفايت نميكند.
· 2 ـ حج تمتّع
مسأله ( 2518 ) واجبات حج تمتّع چهارده چيز است:
يكم ـ نيّت؛
دوم ـ احرام حج تمتّع كه مانند احرام عمره است؛ جز اينكه در احرام حج بايد از مكهي معظّمه به نيّت حج تمتّع مُحرِم شود.
سوم ـ وقوف به عرفات؛ مُحرم به احرام حج، از اول ظهر روز عرفه ـ نهم ذي حجه ـ با قصد قربت در عرفات باشد و در آن جا نيّت وقوف كند و تا مغرب شرعي در آنجا بماند.
چهارم ـ وقوف به مشعر؛ به اين ترتيب كه حاجي پس از انجام وقوف به عرفات، هنگام مغربِ شب عيد به طرف «مشعر الحرام» كوچ كند؛ بهگونهاي كه نماز مغرب و عشا را در مشعر بخواند. وقوف به مشعر بايد به قصد قربت انجام شود و وقت آن از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است.
مستحب است شب دهم را نيز تا طلوع فجر به قصد قربت در مشعر به سر برد.
پنجم و ششم و هفتم ـ واجبات منا در روز عيد قربان كه عبارت است از:
الف ـ رمي جمرهي عقبه؛ انداختن هفت ريگ به آن به پيروي از حضرت ابراهيم عليه السلام كه در اين مكان، شيطان را رمي كرده است.
ب ـ قرباني؛ كه ميتواند شتر يا گاو يا گوسفند را قرباني كند و غير از اين سه حيوان، ساير حيوانات كفايت نميكند.
ج ـ تراشيدن سر يا تقصير(كوتاه كردن مو يا ناخن)؛ كسي كه سال اول حج اوست بايد سر خود را بتراشد، در غير اين صورت، ميان اين دو اختيار دارد، ولي زنان فقط بايد تقصير كنند.
هشتم، نهم، دهم، يازدهم و دوازدهم ـ اعمال مكهي مكرمه؛ اين اعمال به ترتيب عبارت است از: طواف، نماز طواف، سعي بين صفا و مروه، طواف نسا و نماز طواف نسا.
سيزدهم و چهاردهم ـ اعمال منا در روزهاي يازدهم، دوازدهم و براي بعضي سيزدهم ذي حجه؛ كه عبارت است از:
الف ـ بيتوته و ماندن شب در منا؛
ب ـ رمي جمرات سهگانه(اولي، وسطي و عقبه)؛ در هر روز بايد به هر يك از جمرات سهگانه هفت ريگ بزند.
« عمرهي مفرده »
مسأله ( 2519 ) يكي از پسنديدههاي حج كه بسيار به آن سفارش شده و در روايات از آن به «حج اصغر» تعبير شده است، «عمرهي مفرده» ميباشد كه در همهي اوقات سال ميتوان آن را بهجا آورد و در اين ميان نسبت به عمرهي ماه رجب سفارش بسياري شده است.
مسأله ( 2520 ) واجبات عمرهي مفرده كه بايد در آنها قصد قربت داشت، عبارت است از: نيّت، احرام، طواف خانهي خداوند متعال، نماز طواف، سعي بين صفا و مروه، تراشيدن سر يا تقصير، طواف نسا و نماز طواف نسا.
صورت گستردهي احكام حج و عمره در كتاب «مناسك حج» آمده است كه در صورت نياز، ميتوان به آن مراجعه كرد.
حضرت آيت الله العظمي محمد رضا نکونام (مدظلّه العالي)